شعری از آرش صادقی زندانی آزاد شده برای همسر دربندش گلرخ ایرایی


گلی پشت میله ها
و عشق پشت میله ها
زن سرخ خیابان انقلاب
خانه دار خوبی ست
اما آزادی را بهتر میفهمد
فریاد در گلویم استخوان ترکانده
کدام ابر سیاه را کنار بزنم
فردا میدان انقلاب قدم بزنیم!؟
گم شده ای
در میان شکنجه
گم شده ای
لابلای سلول سرد
دیوارهای بلند پر از یادگاری
شعرهای پر از یادگاری
شعرهای پر از زخم را بغل گرفته ای
میبینی گلی؟
چشم ها و فکرها
حتی روسری سرخت را نشانه گرفته اند
گلی پشت میله ها
بی سیگار
بی ملاقاتی

برگرفته از اینستاگرام آرش صادقی
یکشنبه ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۰