شب زنده داران - م. وحیدی (م. صبح)

جوهر خودنویسم را
بر شب می پاشم
صبح می شود
و پیله تنهایی ام
می شکند
با شب زنده دارانی
که نان شان را
با زنان گرسنه خیابانی
تقسیم می کنند