زاگرس شهر من نبود. معبودم بود

همین الان یه دفعه
زاگرس
شهر من نبود
معبودم بود
با لالایی نسیمش
و سنگهای آذرینش
که مرا با تو
در ته غارش
پر اُ
یا پرو
یا هرچه که می خوانیدش
پیوندی بود
وقتی از بیستون بالا می رفتی
و فرهاد وار
سینه به تیشه می دادی.
زاگرس زادگاهم نبود
قتلگاه تو بود.
زاگرس تو بودی
که با شکوه
بر بساطی رقصیدی
که مرا با تو پیوندی دیگر گونه داد
زاگرس شهر من نبود
معبودم بود.
ف.ک