نامه هایی که هرگز پست نشد ( نامه سی ام)

کاری از: فتح الله کیائیها
صورتگر: محمدرضا(رامک) شیرانی


نامه سی ام
تو را بر خود نوشتن و خواندن خودم در تو و مهر ورزیدن بر تو که خودم را در تو پنهان کردم، اوج رذالت است یا دانایی و یا شاید نه تو هستی و نه من . که «من و تو» ابتدای دیوار کشیدن است بین خودمان که واحد بودیم در اصل و گونه گون در فرع که اصل را وا نهادیم و فرع را فروغ خانه ای کردیم که از پای بست ویران بود و یا اینکه ویرانه اش کردیم . اگر چه ویرانی ابتدای آبادانی است و ما نابلد بودیم گوئیا از ابتدا و مسحور سحر ماه شدیم و ایمان به گله ای که خود در بند گرگ گردن نهاده و چنان مجذوب به جذبه ای که فرمان گردن زدن را حکمی خدایی انگاشته و هیچ ابایی در قتل و غارت و چپاول نداشت و ندارد که البته آنها مترصد این فریب و فرصت بودند. چونان گرگی در کمین گله ای که چوپانش دروغگو بود و ساحره ای ماه نشسته و مشاطه گرانی سخنور و افسون کننده که افسون ماه را طوق بندگی بر گردن نهاده و فریب از پس فریب و چشم دوخته بر فرجی که ازین ستون به آن ستون شاید شود و شاید هم، نه.
روزگاری است مه آلود و در هم پیچیده چنان که گویی زمان بر زمان چمبره بر کشیده و دیروز و امروز و فردا را در خودش چنان به استحاله بر کشیده که شناخت دوست از دشمن و رفیق از نارفیق و برادر از نابرادر ممکن نیست.
زهره می گه: باس کناری ایستاد تا گرد و غبارها بشینه ، اونوقته که جایگاه واقعی آدما معلوم می شه . تو سختی ها و تنگناهاست که چهره واقعی آدما از زیر نقاب بیرون می زنه. این درده که فریاد آدما رو در می اره . اگه فریادی نباشه دردی نیس و درد بی دردی خودت می دونی دواش چیه .
حالا گیرم چن روزی دمشونو گذاشتن رو کولشونو و رفتن، دنیا که به اخر نرسیده. خودشون بر می گردن. هیچ رفیقی رفیقشو تنها نمی ذاره حتی اگه باهاش قد یه دنیا مشکل و اختلاف نظر داشته باشه.
معنی رفاقت این نیست که مثه هم فکر کنین و مثه هم باشین. معنیش اینه که بایستی سرفصلهای با هم بودنو پیدا کنین. وقتی دستای همتون پینه بسته است و زخم شلاق رو گرده ی همتون یه جوره، باید همدیگه رو پیدا کنین.
رفاقت، یافتن نقاط پیوند مشترکه نه نفت ریختن رو آتش جدایی و تفرقه. اونجوری همه می سوزند.
دس نسرین رو می گیرم می رم پارک شهر. کنار استخر می شینم و باهاش آب بازی می کنم. معنی زندگی شاید همین آب بازی ساده باشه وقتی همه دنیا برات تیره و تار به نظر می رسه .
عزتت مستدام . و باقی فدات