دو شعر (زنگار تنهایی و روزن ناگهان)- م. وحیدی (م. صبح)

زنگار تنهایی
م. وحیدی (م. صبح)

خلوت مرا
با طنین سلاحت پرکن!
با اخگری
از نام حقیقت
روزهای تکراری
لاله های وحشی را
درمسیر باد
می پراکنند
و آفتاب را
ازاوهام ابرها
می رهانند
آرزوهای ناشکیب
فاصله من و توست
جهان
کوتاهی ما را
نمی پذیرد
حبابهای ولگرد
به کام شب

****

روزن ناگهان
م. وحیدی (م. صبح)

اضطراب ندارم
و به تجربه دریافته ام
ویرانیها
در بامداد روشنایی
خروسان دهکده را
بیدار می کنند
سکوتهای فرسوده
در کنج گلوگاهها
شمعی را
روشن نمی کنند
شادی
تنها
از دشنه ای
که در چشمانش
ماه غوطه می خورد
ظهور می کند

فرو می روند


منبع: نیرد خلق شماره ۴۵۰، پنجشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱ آوریل ۲۰۲۲
http://www.iran-nabard.com/N450/sher%2002%20450.htm