بی‌نام: نمایشگاه نقاشی شهره مهران

رادیو زمانه
شهره مهران، همگام با زنان ایرانی، پرده بر می‌اندازد از پیکرهایی که تا پیش‌تر، در برخی از دوره‌های کاری‌اش، به تحت انقیاد بودن آن‌ها اشاره کرده بود. او دیگر برای بازنمایی رهایی و آزادی به چین و شکن پارچه‌ها اکتفا نمی‌کند، بلکه حالا حرکت آزاد بدن‌ها و گیسوان زنانه را بازنمایی می‌کند. گزارش فرنوش حاتم از نمایشگاه انفرادی او.

شهره مهران (متولد اردبیل، ۱۳۳۶)، دانش‌آموخته‌ی گرافیک در دانشگاه هنر تهران، نقاشِ رئالیستی ا‌ست که در طول فعالیت‌ هنری خویش، تصاویری مبتنی بر عکس را خلق کرده است. او در خلال پرسه‌زنی در شهر، از سوژه‌هایی عکاسی می‌کند که با پوشیده ماندن، به‌نحوی از بازنمایی سر باز می‌زنند. این پارادوکس موجود میان موضوع کار و شیوه‌‌‌ی پرداخت، آثار این هنرمند را از سایر «نقاشان شهری» یا «فتورِئالیست» متمایز می‌سازد.
شهره مهران تاکنون ۱۳ نمایشگاه انفرادی برگزار و در ۲۰ نمایشگاه گروهی شرکت کرده است. آخرین نمایشگاه انفرادی این هنرمند ۲۹ دی‌ در گالری اعتماد گشایش یافت و تا ۲۴ بهمن هم ادامه داشت. در ادامه مروری خواهیم داشت بر آثار به‌نمایش‌درآمده در این نمایشگاه.
در نمایشگاه انفرادی شهره مهران، هر دو طبقه‌ی گالری اعتماد، برخلاف روند معمول گالری، به نمایش آثار یک هنرمند اختصاص داده شده است. در طبقه‌ی اول، آثار اخیر هنرمند نصب شده‌ بودند و طبقه‌ی دوم با اختصاص یافتن به مجموعه‌ای از آثار هنرمند از دهه‌های گذشته تا سال اخیر، نگاهی رتروسپکتیو (مروری) داشت به مسیر هنری او.

آستانگی
شهره مهران در یکی مصاحبه‌های خود می‌گوید که معمولاً «پوشیدگی» کنجکاوی او را بر می‌انگیزد در این معنا که او اغلب به چرایی پوشیدگی فکر می‌کند و آنچه که از نگاه پنهان مانده است. او اضافه می‌کند که پس از نقاشی از ساختمان‌های در حال ساخت با پوشش‌های آبی، متوجه شده است که عنصر برانگیزاننده‌ی اصلی در آن تصاویر، بادی بوده است که در آن پوشش افتاده و به‌زیبایی آن را به حرکت درآورده است. در حقیقت، حرکت باد در نظر هنرمند، تداعی‌کننده‌ی حس رهایی و آزادی است. او بعدتر، در مجموعه‌ای دختران دانش‌آموز را درحالی ترسیم می‌کند که باد لای مقتعه‌شان افتاده و بدین ترتیب، چهره‌ی آنها را از نظر بیننده پنهان کرده است.
سوژه‌هایی که غالباً نظر هنرمند را به خود جلب می‌کنند، همگی در لحظه‌ای میانی قرار دارند؛ آنها نه کاملاٌ از نظر پوشیده‌اند، و نه به‌طور کامل قابل‌رؤیت. این کیفیت آستانگی تصویر را مملو می‌کند از امکان‌های بالقوه. هرچند ماهیت کلی آن چیز/شخصِ زیر پوشش مشخص است، اما جزئیات را نمی‌توان پیشگویی کرد. اگر دست‌ها از روبه‌روی صورت زنِ زندانی کنار روند، با چه صحنه‌ای مواجه خواهیم شد؟ قبل و بعد از پوشانده شدن صورت، زندانی چه احساسی داشته؟ آیا ممکن است پس از کنار رفتن دست‌ها، به‌ آنی اشک‌ها تبدیل به خنده شوند و شوق جای شرم را درمیان چشم‌ها بگیرد؟
در مجموعه‌ی اخیرِ شهره مهران اما پوشش‌ها کنار رفته‌اند؛ درعوض، وضعیت قرارگیری سوژه (زن) در قاب نقاشی، وضعیت آستانگی را بازنمایی می‌کند. ما اینجا با حرکت دراماتیک بدن‌های زنانه‌ای مواجهیم که با لباس‌های راحتی بر تن (تی‌شرت یا بلوز و شلوار و کفش کتانی) در خالیِ پس‌زمینه، به عقب یا جلو متمایل‌اند.
در مجموعه‌ی اخیرِ شهره مهران اما پوشش‌ها کنار رفته‌اند؛ درعوض، وضعیت قرارگیری سوژه (زن) در قاب نقاشی، وضعیت آستانگی را بازنمایی می‌کند. ما اینجا با حرکت دراماتیک بدن‌های زنانه‌ای مواجهیم که با لباس‌های راحتی بر تن (تی‌شرت یا بلوز و شلوار و کفش کتانی) در خالیِ پس‌زمینه، به عقب یا جلو متمایل‌اند. آنها گاه درآستانه‌ی برخاستن به‌نظر می‌رسند و گاه در آستانه‌ی سقوط؛ گاهی عضلات منقبض بدن نیرویی را در خود جمع کرده‌اند و گاه بدن ِخالی از نیرو، در آستانه‌ی آن قرار دارد تا تسلیم جاذبه‌ی زمین شود.

حذف شهر
عکاس شهری، این‌بار شهر را نقاشی‌های خود حذف کرده است. اگر در نقاشی‌های پیشین، جزئِیات زمینه به کمک ما می‌آمدند تا پس از تلاش برای رمزگشایی از عنصر پنهان، کاملاً مأیوس و دست‌خالی نمانیم، این‌بار، حذف تمامیِ عناصرِ اضافه به ما کمک می‌کند تا مقصود هنرمند را بهتر بفهمیم: این بدن‌ها هستند که به شهر‌ها معنا می‌دهند، بدن‌هایی همچنان زنده، درحال حرکت، فاقد پوشش رسمی، بدن‌هایی کاملاٌ انسانی، سلطه‌ناپذیر، آزاد و رها. ثبت شهر همیشه ارجاعات سیاسی، اجتماعی و تاریخی با خود به همراه دارد. این‌بار اما نقاش شهری با حذف عنصر اصلی هنرش، هوشمندانه به آنچه که بر شهر و مردمان آن گذشته اشاره می‌کند.
شهره مهران این‌بار زنان جوان یا میانسالی را ترسیم می‌کند که با پوشیده ماندن چهره، هرکدام می‌توانند سلف‌پرتره‌ای از خود هنرمند باشند، یا همچون آینه، تصویر هر مخاطب زنی را بازدتاب دهد که روبه‌روی اثر قرار گرفته و حسی آشنایی در او برانگیخته شده است‌. هنرمند این‌بار رهایی را نه صرفاً مشاهده، بلکه، خود، از درون احساس کرده است. به این ترتیب، ارجاع سیاسی، اجتماعی و تاریخی در آثار اخیر این هنرمند بیانی تازه به خود گرفته است.
از طرف دیگر، پوشاندن استعاری صورت یا بدن‌ها زیر پارچه، دیگر کارکرد و معنای خود را از دست داده است. شهره مهران، همگام با زمانه و هم‌وطنان خویش، پرده بر می‌اندازد از پیکرهایی که تا پیش‌تر، در برخی از دوره‌های کاری‌اش، به تحت انقیاد بودن آن‌ها اشاره کرده بود. او دیگر برای بازنمایی رهایی و آزادی به چین و شکن پارچه‌ها اکتفا نمی‌کند، بلکه حالا حرکت آزاد بدن‌ها و گیسوان زنانه را بازنمایی می‌کند.

درون‌نگری
در آخر می‌بایست اضافه کرد که نگاهِ کاوشگرِ شهره مهران در مجموعه‌ی اخیر، ‌پس از نظاره‌ی پیرامون، به درونیات هنرمند معطوف شده است؛ بالاخره رفتن سراغ آن‌چیزی که به‌نحوی از نظر‌ها پنهان مانده عادت اوست. پیکرهایی که او در قاب نقاشی ترسیم می‌کند همه تنها هستند، تنها در میان سفیدی پس‌زمینه. او این‌بار زنان جوان یا میانسالی را ترسیم می‌کند که با پوشیده ماندن چهره، هرکدام می‌توانند سلف‌پرتره‌ای از خود هنرمند باشند، یا همچون آینه، تصویر هر مخاطب زنی را بازدتاب دهد که روبه‌روی اثر قرار گرفته و حسی آشنایی در او برانگیخته شده است‌. هنرمند این‌بار رهایی را نه صرفاً مشاهده، بلکه، خود، از درون احساس کرده است. به این ترتیب، ارجاع سیاسی، اجتماعی و تاریخی در آثار اخیر این هنرمند بیانی تازه به خود گرفته است.
سرما و خلاصگی رنگی، درکنار خلائی که پیرامون این پیکرها را در بر گرفته است، حسی از سبکی و رهایی را منتقل می‌کند که آمیخته است به سکوت و اندوه. از این رو، نقاشی‌های جدید شهره مهران را می‌توان یادبودی انگاشت که به‌واسطه‌ی انعکاس احساسات درونی هنرمند، به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران اشاره می‌کند.