زندگی اشراف‌زاده‌ای که به ارتش آزادی‌بخش ایرلند پیوست بر پرده سینما

بی بی سی
«هر چه فکر می‌کنیم به نظرمان باورکردنی نیست – حتی در داستان‌ها هم چنین اتفاقی نمی‌افتد.»

این توصیفی است که سازندگان فیلم جدیدی درباره رز داگدیل، انگلیسی اشراف‌زاده‌ای که به ارتش آزادی‌بخش ایرلند (آی‌آر‌ای) پیوست و اوائل مارس در سن ۸۳ سالگی درگذشت، از او می‌کنند.

او در جریان درگیری‌های ایرلند شمالی موسوم به «ترابـلز» وارد ارتش آزادی‌بخش ایرلند شد و برنامه‌ریز سرقت چند اثر هنری به ارزش ۸ میلیون پوند شد.

او همچنین تلاش کرد که پاسگاه پلیس استرابن در ایرلند شمالی را با استفاده از یک بالگرد دزدیده‌شده منفجر کند، ولی موفق نشد.

داگدیل برای مدتی مهمترین مظنون زن در بریتانیا و ایرلند بود.

او در سال ۱۹۷۴ به خاطر همکاری با ارتش آزادی‌بخش ایرلند برای سرقت آثار هنری به ۹ سال زندان محکوم شد.

او به همراه اعضای مسلح ارتش آزادی‌بخش ایرلند به ملک راس‌بارو در استان ویکلو حمله کرد و ۱۹ اثر مهم هنری را دزدید، از جمله کارهایی از روبنس، گویا و فرمیر.

شین فین در واکنش به درگذشت او گفت که ایرلند «رفیق» خود را از دست داده است.

انگس اسنودای، عضو پارلمان ایرلند، گفت که «رز جمهوری‌خواهی متعهد بود و عقایدی تزلزل‌ناپذیر داشت، و ایرلند امروز یک جمهوری‌خواه و فعال متعهد، و شین فین نیز رفیقی ارزشمند، را از دست داده‌ است.»

اما بعضی‌ها در شبکه‌های اجتماعی با انتقاد از نحوه پرداختن به مرگ او گفتند که نباید از داگدیل قهرمان ساخت.

آن تراورس، کسی که خواهرش به دست ارتش آزادی‌بخش ایرلند کشته شد، در ایکس نوشت که داگدیل «یک قهرمان یاغی نبود».

به گفته آن تراورس، «او یک تروریست، بمب‌گذار و قاتل بود. فکر من با قربانیان اوست، کسانی که برخلاف او فرصت پیدا نکردند که به مرگ طبیعی از این دنیا بروند.»


حضور در برابر ملکه

جو لاولر و کریستین مالوی، نویسندگان و کاگردانان فیلم بالتیمور، می‌گویند که می‌شود به این فیلم به عنوان «روایت رادیکال شدن» نگاه کرد. ایموژن پوتس ستاره این فیلم است.

لاولر گفته است که گذار او از یک اشراف‌زاده انگلیسی به یک «ستیزه‌جو» فرایندی تدریجی بود و از سن کم آغاز شد.

«از این که باید در جشن بلوغ در برابر ملکه حاضر می‌شد خیلی عصبانی بود و آن برنامه را 'کاری مستهجن' توصیف کرد.»

او در این مصاحبه گفت «یعنی حتی از سن ۱۷ سالگی هم جور دیگری به دنیا نگاه می‌کرد و با خانواده‌اش متفاوت بود.»

«آدم دوست دارد بداند که این نگاه از چه چیز ناشی می‌شد. او به دانشگاه آکسفورد رفت و مارکسیست شد.»

در آکسفورد بود که او به همراه ادوینا کوری، نماینده سابق مجلس از حزب محافظه‌کار، در کلاس‌های درس اقتصاد پیتر ادی حاضر می‌شد، کسی که گفته می‌شود با داگدیل رابطه عشقی داشت.

خانم کوری به بی‌بی‌سی گفت «ظاهرش ژولیده بود – چیزی که در آن دوره مرسوم نبود، به زبانی بسیار شیوا سخن می‌گفت و آسان‌گیر بود. وضع خوبی هم داشت و یاغی بود.»

«برای ما در همان دهه ۶۰ هم مشخص بود که او شخصیتی شورشی دارد. او با همه چیز خیلی رک برخورد می‌کرد، آن هم وقتی که هنوز رادیکال نشده بود.»

به گفته کریستین مالوی آن‌ها وقتی که داشتند برای یک مستند راجع به ملک راس‌بارو پژوهش می‌کردند با او آشنا شدند. او می‌گوید «این که تا آن لحظه چیز خاصی راجع به این داستان نشنیده بودیم شگفت‌آور بود – فکرمان را مشغول کرد و ول کن هم نبود.»


بمب‌های خانگی

پیش از مرگش، داگدیل چندین دهه در دوبلین زندگی کرده بود و به گفته شین فین عضو فعال حزب بود.

او در کتاب «زندگی خارق‌العاده رز داگدیل» به نویسنده‌اش شان اودریسکول گفت بمب‌گذاری در استرابن شادترین روز زندگیش بود.

او و ادی گلگر بالگردی را از دونگال دزدیدند، خلبانی غیرنظامی را مجبور کردند که آن را هدایت کند، و از بالگرد بمب‌های بشکه‌ای به زمین پرتاب کردند.

اودریسکول همچنین می‌گوید که اسنادی هست که نشان می‌دهد او در ساخت اسلحه نیز دست داشته است.

او گفت که داگدیل برای مدتی به یکی از خانه‌های امن آی‌آرای در استان مایو می‌رفت که مشرف به ساحل بود و از آن برای آزمایش اسلحه استفاده می‌کرد.

به گفته او «در موزه نیروهای مسلح در لندن اسلحه‌ای هست که با بیسکوییت کار می‌کند – بیسکوییت را ته لوله می‌گذارند تا گاز ناشی از انفجار را جذب کند. داگدیل سازنده این اسلحه بود. ایده تجزیه ماده منفجره سمتکس به پینتریت و هیکسوژن نیز متعلق به او بود. هدفش این بود که یک چاشنی جدید بسازد.»

جو لاولر می‌گوید که «حفظ توازن» در ساخت این فیلم «بسیار سخت» بود، اما قرار هم نیست که یک زندگی‌نامه باشد.

به گفته او بالتیمور «نه می‌خواهد که از او قهرمان بسازد و نه می‌خواهد که او را به مسلخ ببرد».

«ما واقعا سعی کردیم وارد هیچ کدام از این دو مسیر نشویم، و صرفا جزئیات زندگی او را بازگو کنیم – سعی کنیم تا او را به عنوان یک انسان درک کنیم. امیدم این است که مردم بفهمند که ما سعی کرده‌ایم توازن دقیقی برقرار کنیم.»