مافیای رسانه در حال تنیدن تارهای توهمی است - سیروان عنایتی

توضیح آغازین مطلب:
ایده ی نوشتن این مطلب از یکی از برنامه های راز بقا به ذهنم الهام شد که عنکبوت با تارهای نامرئی ، یکی از زیباترین گونه های پروانه را با بالهای زیبا با ترکیب سه رنگ سرمه ای ، ارغوانی و سیاه گرفتار کرد و سرانجام شیره ی جان قربانی را آنقدر مکید تا پیکر بی جان پروانه خشک شد. پس از دیدن این تصاویر ، به این نتیجه رسیدم که تا چه اندازه رسانه های توطئه گر در طول تاریخ به ویژه BBC و رسانه های فریبکار دگر از جنس BBC در مکیدن شیره ی جان ملتها نقش اساسی داشته اند. نمونه ی روشن آن ، القای این توهم به ذهن مردم ایران در سال ۱۳۵۷ است که خمینی توسط BBC در کره ی ماه رصد شده است و این هم به گونه ای شلیک یک تار توهمی به دور پروانه ( مردم ایران ) بود که در دراز مدت پس از 43 سال شیره ی جان ملت مکیده شد و امروز رفته رفته نه تنها مردم ، بلکه محیط زیست هم به سرنوشت پروانه ی نگون بخت دچار شده است و به خشکیده شدن گراییده است و چه بسا امروز پیکره ی بی جان مردم به مراتب خشکیده تر از پیکره ی بی جان پروانه است .
به همین جهت پس از پایان برنامه راز بقا بی درنگ قلم برداشتم و آنچه در ذهنم غوغا می کرد را به روی کاغذ آوردم .امیدوارم این مطلب بتواند اندکی مخاطبین را در برابر شبکه ی مافیایی رسانه هوشیارتر کند.
با چنین مقدمه ای ، متن اصلی مطلب اینجانب از اینجا آغاز می شود .
با سپاس ، سیروان عنایتی
...................................................................................

مافیای رسانه در حال تنیدن تارهای توهمی است
توهم همیشه به رنگ‌ سیاه نیست.
توهم در بسیاری از مواقع به رنگ سپید خود را نمایان می کند و شاید به همین دلیل هم هست که ما را به آسانی فریب می دهد و در دام توطئه گران گرفتار می شویم.
آنان به خوبی می دانند که برای به بردگی کشیدن ما باورهای توهمی را چنان به مانند تارهای عنکبوت به دورمان بپیچند که در نهایت در راستای منافع آنها بیندیشیم ، احساس کنیم و تصمیم بگیریم.
باورهایی که آنها از طریق رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی خود به ذهن ما تزریق می کنند در ظاهر از جنس آزادی ، برابری ، یکسانی و همنوع دوستی است اما در باطن جریان دیگری در حال رخ دادن است . آنان می دانند هر چه اطلاعاتی که به سوی ذهن ما گسیل می کنند آب و تاب بیشتری داشته باشد ، گرایش ما برای فریب خوردن بیشتر است که واژه ی عوام فریبی را برایمان تداعی می کند.
تمام اینها یک واقعیت تلخ است که انسان امروز با آن دست و پنجه نرم می کند. تمام سیستم فریب و بردگی است و تمام اطلاعات جذاب و پر زرق و برقشان برای ادامه ی بردگی و برده داری است. سیستمی که هم اکنون جهان را به مانند یک اختاپوس در برگرفته در واقع به مانند تارهای نامرئی است ، اما چنان هنرمندانه و زیرکانه تنیده شده است که ما نه آن را می بینیم و نه احساس می کنیم .
آنها به خوبی ما را سالیان سال شست و شوی مغزی داده اند تا در جهت خواسته های فریبکارانه ی آنان بیندیشیم و فراتر از آن نا خواسته هر آنچه که طی سالها به ما خورانیده اند را خودمان دوباره به نسل آینده و فرزندانمان انتقال دهیم. به بیان دیگر توهم موجب می شود که ما هم در داراز مدت به بخشی از سیستم فریب تبدیل شویم و فرزندانمان را دوباره با اطلاعات آنها شست و شو دهیم و چه چیز برای شبکه ی مافیا از این بهتر ؟
به ما آموختند چگونه در جهت منافعشان رخدادهای پیرامونمان را ارزیابی کنیم.
به ما یاد دادند که با برنامه های آنها جهان را احساس کنیم و به جای آنکه با واقعیتهای ملموس روی زمین تصمیم بگیریم ، در عوض همواره در اوج ابرها و در عمق توهم تصمیم بگیریم.
به ما آموختند که از خودمان و نیازهای اساسیمان تهی شویم تا منافع آنها را تامین کنیم.
رسانها ها و ابزار تبلیغاتیشان سال‌های متمادی به ذهن ما القا کردند که بیشتر بهتر است !
هیچ انسانی از دارایی بیشتر زیان نمی بیند.
انسانهای موفق کسانی هستند که بیشتر و بیشتر می خواهند.
کسانی که به حق واقعی خود قانع هستند روانی هستند و باید در تیمارستان بستری شوند.
در رسانه هایشان تکرار کردند کسانی که کمتر دارند یا به حقشان قانع هستند مانع پیشرفت جامعه هستند و گاهی هم برچسپ بی عرضه بودن را به چنین انسان‌های شریفی زدند.
رفته رفته حرص و طمع شبانه روزی و بیمارگونه را با قالب بلند همتی در ذهن ما نهادینه کردند همانگونه که سال‌ها با فریب هرج و مرج را با قالب آزادی بیشتر به جوامع نهادینه کردند.
آری !
تمام آن اطلاعات و باورهایی که هدفمند سال‌های سال به سوی چشم و گوش ما شلیک کردند ، تنها و تنها برای به بند کشیدن مغز ما بود که ما را از منطق و استدلال واقعی تهی کنند و به جای آنکه به ما یاری رسانند که مستقل بیندیشیم ما را به گونه ای تربیت کردند که تقلید کنندگان کور و مطیع خودشان باشیم.
آنچه این توطئه گران با من و شما کردند به مانند تارهای نامرئی یک عنکبوت شکارچی سمی بود که در کمین ما نشسته بود. ما هم به سان پروانه ای شدیم که در حال رقص و آزادی مورد آماج تارهای نامرئی قرار گرفتیم که‌به دورش پیچیده می شد.
پروانه ی بی دفاع نمی داند که این حجم زیاد از تارهای نامرئی از کدام سو به سویش شلیک می شوند؟
جنس این تارها از چیست ؟
عنکبوت توطئه گر به خوبی می داند که نباید به پروانه فرصتی داد که بیندیشد.
چنانچه BBC و رسانه هایی از جنس این رسانه به مخاطبین فرصتی نمی دهند که بیندیشند و به مطالب مسموم آن شک کنند.
مبادا پروانه فرصتی بیابد که به سیستمی که سراسر وجودش را احاطه کرده شک کند .
شک کردن دلیل بودن است.
عنکبوتها نمی خواهند پروانه به جنس تارهای نامرئی دورشان شک کنند و تارها یکی پس از دیگری دور پروانه ی نگون بخت تنیده می شود.
ساختار تارها ، بسیار زیبا و هنرمندانه است.
عنکبوتها همیشه هنرمندانه تار می تنند و اساسا تنیدن چنین تارهایی مهارتی است که از هر شکارچی بر نمی آید!
گرگها ، شیرها ، ببرها و یوزپلنگها برای شکار کردن به سان برق و باد می دوند ، گاهی آنچنان می دوند که خود ناامید می شوند ، چون شکار آگاهی دارد که خطری روشن و مرئی در کمین اوست. آهو صدا و غرش شیر را می شنوند و حس می کنند.
اما پروانه شانس آهو را ندارد !
چون عنکبوتها نمی دود و حرکتی نمی کنند آنها تنها شیره ی جان قربانی را می مکند .
به مانند اخوندهای عنکبوت صفتی که ۴۳ سال است نه می دوند ، نه کار می کنند و نه حرکت و فعالیتی دارند .
تولید نمی کنند و فقط انگل‌های مصرف کننده از شیره ی جان ملت هستند.
عنکبوت تنها از نقطه ای که پروانه نمی بیند تارهایش را یکی پس از دیگری به سوی او پرتاب می کند. تارها نه مرئی هستند نه قابل احساس ، وزنی هم ندارند.
واژه ها ، گفته ها ، اندرزها و خطبه های اخوندهای رژیم طی این ۴۳ سال که از رسانه های مافیاییشان انتشار یافته به مانند تارهای نامرئی مغز مردم را گرفتار و فاسد کرده اند.
رفته رفته بالهای رنگی پروانه در سپیدی انبوهی از تارهای نامرئی عنکبوت گم می شوند و عنکبوت که خاطرش جمع شده که دیگر نفسی از آزادی برایش باقی نمانده رفته رفته به شکار نزدیک و نزدیک تر می شود .
شیره ی جان پروانه مکیده می شود آنقدر تا پروانه ی بی دفاع خشک شود.
این است حکایت توطئه گرانی که از رسانه های خود مدام به دور مغز من و شما تارهای سپید نامرئی از جنس خرافات می تنند تا اندک اندک جامعه ی رنگین ما در یکدستی تارهای سپید آنها گم شوند.
جامعه ی یکدست خرافات زده با تارهای عنکبوتهای سمی.
تارهای سمی آنها عقل سلیم ما را مختل کرده اند تا جایی که بردگی مدرن را از آزادی حقیقی تمیز نمی دهیم.
هشدار جدی است .
تارها به آنچنان ذهن ما را مسموم کرده اند که ما دوغ آبعلی را از کوکاکولای اسراییلی تشخیص نمی دهیم!
هشیار باشیم !
این عنکبوتهای خوش خط و خال و سمی در کمین ذهن فرزندان من و شما نشسته اند.
آنها آگاهانه تار می تنند!
شبکه ی کوچکی از آنها در ایران است ، آنها چون اختاپوس تمام جهان را فراگرته اند.
توطئه گران برای تنیدن تار به دور ذهن ما و فرزندان ما اتاق فکر دارند و هزاران نخبه ی اطلاعاتی به صاحبان سرمایه فکر می دهند و شبکه ی مافیایی آنها سالانه میلیاردها میلیارد دلار برای تولید اطلاعات هدایت شده ی سمی هزینه می کنند.
چون اطلاعات مسمومشان همچون تارهای عنکبوت عمل می کنند ، در آغاز نمی بینیم ، نمی شنویم و احساس هم نمی کنیم !
اما رفته رفته مانند پروانه در تارهای اطلاعاتیشان درهم پیچیده می شویم و در نهایت پیکره ما خشکیده می شود.
هشدار جدی است ...
هشدار جدی است ...
نویسنده مطلب : سیروان عنایتی