پولی سازی آموزش/ گفتار درمانیهای ناموفق - زینت میرهاشمی

رئیسی قاتل 67، دست پرورده خامنه ای در خوش خدمتی به اربابش، در هر سخنرانی، برای اثبات حرفهای خود یادآوری می کند که نظر ولی فقیه هم همین است. بیچاره دست آموز خامنه ای در رویای پوشیدن لباس ولی فقیه تا جایی پیش می رود که تلاش می کند به تقلید از خامنه ای مدام دستور و فرمان صادر و کار را به بقیه واگذار کند. این شیوه برای این است که عدم موفقیت را به گردن دیگران بیاندازد و بگوید من که دستور دادم. صدور فرمان جنایتکارانه خامنه ای در مورد تحریم واکسنهای معتبر از کشورهای آمریکا و انگلستان را و نعل وارونه آن فراموش نمی شود. حالا تمام دستگاه تبلیغات رژیم به کار افتاده تا حکم جبارانه و سیاه خامنه ای را سفید سازی کنند.
رئیسی در گفتار درمانی دست بقیه هم مسلکانش را از پشت بسته است. او بدون برنامه برای برون رفت از بحران اقتصادی و وضعیت فلاکتبار معیشت مردم، فرمان به واردات واکسن، واکسینه شدن عمومی تا پایان شهریور داده است. فرمانهایی بدون پشتوانه عملی که مورد تمسخر باندهای حکومتی هم قرار گرفته است. در حالی که میزان مرگ ناشی از کرونا در ایران همچنان بالا است در رابطه با واردات واکسن، همچنان آمارهای ضد و نقیض داده می شود.
رئیسی با سفرهای نمایشی کارش را شروع کرد. سفر به ظاهر سر زده رئیسی به استان سیستان و بلوچستان و حضور نمایشی او در «جمع کپرنشینان» این استان، حکایت از آغاز نمایش یک شارلاتان دارد که پایان تراژیک آن را خیلی از کارگردانها و بازیگران نمایش او تاکنون گوشزد کرده اند.
در حالی که به برکت رژیم ولایت فقیه کپرنشینی، مدرسه های کپری و حاشیه نشینی در کنار کلان شهرها آنچنان وسعت یافته که گزارشهای آن به میان رسانه های حکومتی هم راه یافته، رئیسی به همراه کابینه اش برای به اصطلاح «شناخت» نیازهای مردم به دیدار از نزدیک شتافته است. این که به جای بردن نان به سفره مردم و ایجاد کار، آخوند رئیسی همراه با هیاتی از کارگزاران و تیم محافظش برای گفتار درمانی جایی بروند خود حکایتی دردناک و بی چشم انداز برای مردمان محروم این استان است. سفرها ادامه دارد و وضعیت مردم استانهای محروم همچنان ادامه دارد.
رئیسی که به درجه «دکتر» ی هم ارتقا یافته از دیدن کپرنشینان اظهار «ناراحتی» کرده و گقته سریعا «باید تا پایان سال وضعیت آنان سامان یابد». او در سفر سازمان یافته و از قبل طراحی شده با دوربینها و محافظان در پشت بامها، صندلیهای کارگزاران و همراهان در ردیف جلو نشسته در روستای محروم «مرادآباد» وعده ساخت «هزار واحد مسکونی» تا پایان سال را داد. البته در کنار وعده مسکن، وعده های توخالی دیگری هم چاشنی گشت و گذار آخوند رئیسی به استان سیستان و بلوچستان بود.
تیترهای برجسته روزنامه های حکومتی چرایی مانور سفرهای رئیسی را گواهی می دهند. تیتر روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران این سیرک نمایشی را چنین توصیف کرده است: «دولت در کنار ولی نعمت». این روزنامه نتیجه سفر و گفتار درمانی او را چنین وصف کرده است: «حضور یک رئیس جمهور در کنار یک کپر معنای خود را دارد و دیگر نمی توان مانند صد سال پیش شاهانه و در کاخهای نیاوران و سعدآباد کشور را اداره کرد» و «دیدار با کپر نشینها را ارج باید نهاد و باید علی گونه حکومت کرد و برای هر ریال بیت المال، قرار درست گذاشت و هر قراری غیر از منافع عموم مردم را به هم ریخت و زیر میز اشرافیت دولتی زد که این کار مرز عمل و مرد خدا می خواهد. سفر به استانها برای شناخت مشکلات مردم.»
خوشبختانه وصفی که این روزنامه کرده است احتیاج به تفسیر ندارد. حاشیه نشینی و کپر نشینی از لطف علی خامنه ای و ثروتهای بادآورده او و حکومتش است. مگر می شود دست نشانده علی خامنه ای، «زیر میز اشرافیت» بیت خامنه ای و اعوان و انصارش بزند؟ البته میز به هم زدن را هم به شکل «علی گونه» می شود در حد «شناخت» و «سفر» برای زنده کردن «امید» تفسیر کرد، آن طور که تحلیلگر سپاه پاسداران نوشته است. رئیسی که از وضعیت محرومان ظاهرا ناراحت شده گفته است: «فقر و تبعیض زیبنده ملت ما نیست از تهدیدها فرصت می سازیم».
توصیه های مسئولان و کارشناسان اقتصادی و فلم زنان رسانه های حکومتی، چشم انداز روشنی را ترسیم نمی کنند. گویه های آنها شعارهای تکراری رئیسی را راهکار علاج سقوط 57 درصدی اقتصاد ایران نمی دانند.
غلامحسین شافعی رئیس اتاق بازرگانی رژیم گفته است :« تولید ناخالص داخلی کشور که در سال ۹۶ به قیمت جاری ۴۴۵ میلیارد دلار بود، با ۵۷ درصد کاهش به ۱۹۱ میلیارد دلار در سال ۹۹ تنزل یافت....سقوط تولید ناخالص داخلی رتبه ایران را در میان کشورهای جهان از لحاظ بزرگی اقتصاد از پله 26 در سال 2007 به پله 51 تقلیل یافته» داده است. (رادیو فردا، دوشنبه 29 شهریور 1400)
به عنوان مثال یک نمونه مدیریت «امنیت عذایی» که مثل همان «اقتصاد مقاومتی» خامنه ای است، توصیه های ظالمانه رئیس انجمن تغذیه است. او در رابطه با آسیب دیدگی «امنیت غذایی» صحبت کرده و به مردم توصیه کرده است که «مردم می توانند به جای پروتئین حیوانی، پروتئین گیاهی را جایگزین کنند.» یعنی به جای گوشت حبوبات بخورند. (آفتاب نیوز، 31 شهریور 1400) البته او خودش به خوبی آگاه است که گوشتها بر سر سفره های چه کسی است، از قیمتهای سرسام آور حبوبات هم خبر دارد.
نظام فاسد با این گفتار درمانیها تلاش می کند برای فرار از تهدیدها که همان قیامها و شورشهای مردمی پیش رو است، «فرصت» ایجاد کند. بی اعتمادی مردم و عدم باور به شعارهای حکومتی، خود را در تداوم حرکتهای اعتراضی کارگران، فرهنگیان، بازنشستگان و.... نشان می دهد.
تیتر برخی از روزنامه های حکومتی در روز دو شنبه 29 شهریور 1400 وضعیت فاجعه بار جامعه را مشخص می کند. روزنامه صنعت می نویسد: «فقر مطلق در کشور به مرز هشدار رسیده است.» روزنامه ابرار اقتصادی نوشت: «دستمزد کارگران فقط 30 درصد خانوار را پوشش می دهد.» روزنامه نقش اقتصاد نوشت: «پیامدهای حذف غذای نوزادان از کالاهای مشمول ارز 4200 تومانی بازی ارزی با شیرخشک کودکان» است.

رکورد در پولی سازی آموزش و تولید کودکان کار
هیولایی به نام خمینی که قرار بود آب و برق را مجانی کند و پول نفت را به سفره های محرومان ببرد، نظامی را پایه گذاری کرد که وارثان او در کالایی کردن آموزش و سلامت بی دنده و ترمز همه نظامهای نئولیبرال را پشت سر گذاشته تا جایی که میزان خصوصی سازی و پولی سازی آموزش در ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار بالاست.
رژیم ولایت فقیه حتا قانون اساسی را که ساخته خودشان و مورد تائید خمینی هم بود را رعایت نمی کند. در حالی که بر اساس اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی «آموزش و پرورش» رایگان و مقوله آموزش و سلامت از اصل ۴۴ قانون اساسی (مربوط به خصوصی سازی) مجزا است، آموزش و پرورش طی ۴ دهه به برکت رژیم فاسد، به شکل آشکار و پنهان پولی شده و حتا مدارس دولتی، با عناوین مختلف از خانواده ها پول طلب می کنند.
اولین کار حکومت برای کاهش هزینه هایش دستبرد به آموزش و بهداشت است. دستاورد خصوصی سازی و پولی کردن آموزش و پرورش، تقویت شکاف طبقاتی و نهادینه کردن آن توسط حکومت است. تمایز در تحصیل با اتکا به پول، ورود به تحصیلات عالی و در پی آن ورود به بازار کار را هم به دنبال خواهد داشت. گرچه این تمایز و شانسهای نابرابر در تحصیل و کار در ذات سرمایه داری و در همه کشورها رایج است اما در ایران، این نابرابری و تبعیض به دلیل ساختار فاسد حکومت بیداد می کند.
سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی و نسبت سرانه دانش آموز در مقایسه با کشورهای دیگر اهمیت آموزش و پرورش و توسعه را می توان دید.
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ارتجاع در آبان 99 به سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی در ایران و جهان پرداخت و گفت: «سهم آموزش و پرورش در دنیا از تولید ناخالص ملی [داخلی] ۴.۶ درصد است، در حالی که در کشور ما کمتر از دو درصد است. البته به نظرم با توجه به تورم و پایین آمدن ارزش ریال، این سهم کمتر از دو درصد در سال پیش است.»
روزنامه حکومتی خراسان در آ‌ذر سال ۹۸ سرانه دانش آوزان در ایران را با کشورهای دیگر بر اساس آمار سازمان «همکاریهای اقتصادی و توسعه» مقایسه کرده و نوشته که سرانه دانش آموزی ایران یک پانزدهم میانگین جهانی است.
حتا در برخی رسانه های حکومتی سرانه دانش آموزی را به کشورهای آفریقایی نزدیک دانسته اند تا کشورهای اروپایی یا مثلا ژاپن.
معاون توسعه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در پایان سال 1399 از افزایش ۱۳.۴ درصدی بودجه آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۰ خبر داد. اما علاوه بر پایین بودن سرانه دانش آموزان، رژیم به دلایل کسری بودجه همین مقدار تعیین شده را هم به مدارس نمی پردازد.
از طرفی وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند که شهریه در مدارس دولتی گرفته نشود. مدیران مدرسه بار هزینه ها را روی خانواده ها انداخته و به بهانه های متفاوت طلب پول می کنند. مدارس به توصیه حکومت چشم به جیب مردم و کمکهای مالی «خَیِرها» می دوزند.
رعایت اصل آموزش و پرورش رایگان در قانون اساسی رژیم احتیاج به منابع مالی دارد که رژیم حاضر نیست آن را بپردازد. این حق ابتدایی و انسانی و حقوق شهروندی قربانی سیاستهای جنگ طلبانه، تروریستی و مزدوران نیابتی در کشورهای محور مقاومت برای حفظ امنیت رژیم می شود.
رژیم آموزش و پرورش را هزینه بر تلقی می کنند و هر جا کسری می آورند از بودجه آموزش و پرورش کم می کنند و در نتیجه این حق ابتدایی و انسانی آموزش رایگان را زیر پا می گذارد.
رژیم هر جا که بودجه داشت از بودجه آموزش و پرورش کم کرد و برای همین سیاست آنها خصوصی کردن و یا تکیه به جیب مردم است، در مدارس دولتی هم نوعی خصوصی سازی پنهان وجود دارد.
نایب رئیس کمیسیون آموز و تحقیقات مجلس ارتجاع در آبان 99 گفته درباره عوامل تاثیرگذار در کاهش بودجه آموزش گفت: «این نگاه در دولت به وجود آمد که آموزش و پرورش را به سمت بخش خصوصی ببرد؛ به ۱۰۰ هزار نفر در آموزش و پرورش کمترین حقوق را پرداخت کنند.»
خصوصی سازی مدارس از طرف دولت، یعنی هزینه نکردن برای آموزش و پرورش که به حقوق فرهنگیان و عدم استخدام آنها بر می گردد. این حکومت فاسد ار مردم می خواهد که به داد روستاهای فقیر برسند و آنجا مدرسه درست کنند در حالی که این وظیفه حکومت است. بودجه پایین آموزش و پرورش معیشت و امنیت کاری معلمان و فرهنگیان را هم با فاجعه و بحران روبرو کرده است. حرکتهای اعتراضی معلمان و خواسته های بر حق آنها تبدیل به حرکتهای روزمره شده است.
کودکان کار، کودکان خیابانی، کودکان خانواده های فقیر و... محصول نظامی است که در آن آموزش و پروش اجباری و رایگان تحت حمایت دولت وجود ندارد.
بنا بر آمار پایوران رژیم ، حداقل ۳۷ درصد از دانش آموزان به دلیل عدم تامین امکانات اولیه در سال گذشته از تحصیل باز مانده اند. (روزنامه حکومتی آرمان ملی، چهارشنبه ۳۱ شهریور) در سال گذشته شاهد چندین خودکشی از طرف کودکانی بودیم که به دلیل نداشتن امکانات، گوشی تلفن و تبلت و فقر به زندگی خود پایان دادند.
توسعه کیفی آموزش و پرورش در رژیم فاسد چشم انداز مثبتی ندارد. اینها برادرهای ناتنی طالبان و داعش هستند و فقط در فرم عمامه و لباس بی عمامه ها و رنگ لباس شان فرق دارند. رفتاری که طالبان با آموزش و تحصیل می کند رژیم 42 سال است همواره برای توسعه آموزش و پرورش مانع تراشی کرده است. از رفتار طالبانی و داعشی تا تحریف کتابهای تاریخ و اعمال ایدئولوژی اسلامی حکومتی و... برای این رژیم دزدسالار و مردسالار، آموزش و پرورش اهمیتی ندارد که بودجه بگذارد.
عدم دسترسی به اینترنت و شبکه «شاد»، نداشتن تبلت و تلفن، فقر و بیکاری به دلیل کرونا و... دانش آموزان بسیاری را از تحصیل محروم کرده است. بنا به آمار جدید وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دستمزد کارگران معادل ۳۵ درصد هزینه خانوار است. می توان تصور کرد وقتی سفره خالی باشد، کودکان به جای فراگیری دانش، تبدیل به کودکان کار می شوند. معاون یهزیستی از دستکم ۵۰ هزار کودک که به دلیل همه گیری کرونا و از دست دادن والدین شان یتیم شده اند خبر داده است. یعنی بیش از ۵۰ هزار کودک در سال جاری از تحصیل باز می مانند و به صف کودکان کار و در بهترین حالت به بهزیستی منتقل خواهند شد که مسئول آن گفته است ما توانایی پذیرش این حجم را نداریم.
دستاورد خصوصی سازی و پولی کردن آموزش و پرورش، تقویت شکاف طبقاتی و نهادینه کردن آن توسط حکومت است.
این تبعیض در استانهای محروم و روستاها فاجعه می کند. روستاهایی هستند که توان هزینه پرداخت پول کارنامه فرزندشان را ندارند. روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی گزارشی از صحبتهای یک مدیر مدرسه روستایی در استان خوزستان در روز چهارشنبه 31 شهریور درج کرده است. در این گزارش مدیر مدرسه می گوید: «امسال دانش آموزان حتی توان پرداخت 5 هزار تومان هزینه چاپ کارنامه شان را نداشتند.... بسیاری از دانش آموزان ما کفش ندارند و در باران و سرما با دمپایی به مدرسه می آیند. اکثر اهالی این روستا فقیرند و از 153 دانش آموز 80 نفرشان نیازمندند.»
مسئول این نابسامانی و سرنوشت دردناک این کودکان که جوانان آینده را تشکیل می دهند کیست؟ آیا به جز حکومتی که در راس آن خامنه ای است.



منبع: نبرد خلق شماره ۴۴۲، پنجشنبه ۱ مهر ۱۴۰۰ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۱