حقوق بشر در سیاست نیئولیبرالیسم حاکم! - اسماعیل مولودی

۲۰ آبان ۱۴۰۰

در حاکمیت فاسد سرمایه داری تمام نرم ها و کلمات و عنوان‌ها هویت و معنای واقعی خودرا در تمام گوشه و زوایای اجتماعی از دست داده اند. زیرا سود دهی سرمایه بحدی درنده و خشن است ، بزور سرکوب خودرا تحمیل کرده در نتیجه همه را آچ مز کرده. مثلا قاتلی مثل ابراهیم رئیسی خودرا طرفدار حقوق بشر میداند و می‌گوید ایران آزاد ترین کشور هاست. وحوش طالبان خودرا طرفدار حقوق بشر اسلامی میدانند و این روز ها در ملای عام شروع کرده اند به خرید و فروش برده و یکی از مسئولانشان گفته این طبق قوانین اسلام است که برده داری درست است.
در راس همه اینها حقوقدانان و روئسای کشور های دمکراتیک در آمریکا، چین، روسیه و اروپا بخاطر منافع شرکت‌ها و کارتلهای اسلحه فروشی هم دم از حقوق بشر میزنند و هم زرادخانه های اتمی ایران و عربستان سعودی و دیگر نوچه های خودرا تقویت می‌کنند. اما از همه مسخره تر اینکه آمریکا و اروپا میخواهند کمک‌های 《بشر دوستانه》 به افغانستان بدهند. آیا واقعا این کمک ها بشر دوستانه است؟!! یا کمک به تقویت دستگاه قرون وسطی طالبان است.

اولا هر آدمی میدانند تمام کمک‌های بشر دوستانه این دول فخیمه اروپایی و آمریکا طبق نقشه کارتلهای اسلحه سازی و شرکت‌های متروپول صورت می‌گیرد و همه میدانند که این کمک‌ها فقط بدست حاکمیت های کشور ها میدهند و حاکمیت ها هم در وهله اول، دستگاه امنیتی و پلیسی خودرا حدادی میکنند. بعد مزدوران خودرا فربه میکنند. بنا براین کمک بشر دوستانه اسم رمز جامعه فاسد سرمایه داری است برای تقویت حکومتهای ضد مردمی و فاشیست. نتیجه حقوق بشر و سازمان جهانی اش این شده که حکومتهای فاسد و مذهبی، دولتهای دیکتاتور و ضد بشررا مثل نمایندگان مردم قلم داد کنند و همچنین بهترین دلالان بازار اسلحه در منطقه خود هستند. خاور میانه نمونه بارز این شیادی حقوق بشری است.
.باخروج ارتش آمریکا و اروپا از منطقه خاورمیانه بخصوص نیروهای ارتجاعی مذهبی به قدرت رسیدند و آمریکا و اروپا را مطمئن کردند که تا دهها سال آینده بازار جنگ افزار و قتل عام انسانهای آزادیخواه را تضمین خواهند کرد. در نتیجه سود دهی سرمایه و استثمار و تولید ارزش اضافی سرمایه جهانی در این منطقه تضمین شده است.
اما انتظار دارند که آمریکا و سازمان جهانی حقوق بشر هر دوره بنام حقوق بشر و دفاع از حقوق بشر بودجه ای اضافی برای تقویت نیروی سرکوب حاکمان در منطقه در اختیارشان قرار بدهند. مثلا کمک بشر دوستانه در ایران، سوریه، عراق، ترکیه، افغانستان و پاکستان را بدست کی میدهند؟؟؟؟!!!
قطعا دولتهای حاکم در این کشور ها. آیا کسی میداند که این کمک ها به کجا میروند؟؟ قطعا همه میدانند ، کمکها از طریق بانک جهانی به حساب بودجه کشورها ریخته میشود که تحت کنترل و برنامه ریزی حاکمان آنجا سازماندهی خواهد شد.

چرا بعد از اینکه رادیکالیسم از جامعه بزور فشار و اختناق سیاسی، تبعید، زندان و اعدام فعالین کارگری و انسانهای برابری طلب را به عقب راندند. (بخصوص از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی و با سرکار آمدن تاچریسم و ریگانیسم و با حمله به تمام آزادیهای فردی و اجتماعی و سلب حق تشکل بمیدان آمدند.) ترفند حقوق بشری را باد زدند و انواع و اقسام خدم و حشم را برایش سازمان دادند. حتی انقلابیون دیروز هم تحت نام دفاع از حقوق بشر آرمان گرایی خودرا کنار گذاشتند و جزو مجریان برنامه نیئولیبرالیسم سرمایه جهانی شدند و خودرا با فضای سیاسی و ضد بشری نیئولیبرالیستی تطبیق دادند.

بنابراین طفل سر راهی حقوق بشر بهترین سنگر برای حفظ نظام فاسد سرمایه و نظم فاشیستی سرمایه داری جهانی شده است. در این مورد مثالهای فراوانی همین امروز جلو چشم دنیا دارد خودرا نشان میدهد. فاشیستهایی مثل بایدن، پوتین، رهبران اروپایی و قلدر های چین و دیکتاتورهای موجود در خاور میانه و آمریکای لاتین حافظان سرمایه جهانی تحت پوشش حقوق بشری هستند. اینروزها تحت نام حقوق بشر هر جانوری میتواند به حاکمیت برسد و مردم را به چوبه دار ببندد و بعد در کنفرانسهای جهانی اندر فوائد حقوق بشر داد سخن بدهد.

چرا ؟!
در طول پنجاه سال اخیر سرمایه داری جهانی در تمام عرصه ها خودرا تقویت کرده و میلیارد میلیارد دلار خرج کرده تا به اینجا رسیده است.

اول: با به حاشیه راندن طبقه کارگر، منزوی کردن حرکتهای کارگری و اجتماعی رادیکال شروع شد. در پنجاه سال اخیر اندک اندک تمامی دستاوردهای مبارزاتی کارگران جهان را نابود کرده اند. (مثل حق مسکن، حق بهداشت، حق آموزش و حق تشکلهای طبقاتی)
دوم: با سمپاشی های سیاسی و فاشیستی خود روشنفکران مدل خودرا در دانشگاه ها تربیت کردند که هر کدام در تقسیم کار خود گوشه ای از کار را مسول شدند. نابود کردن حرمت انسانی را بدست گرفتند. بنامهای اختلاف فرهنگی، اختلاف زبانی، اختلاف سرزمین و دینی همه را از هم جدا و تفکیک کردند. دیگر بنام مد، فیگور و بدن سازی و سومی بنام راه انداختن درست کردن مدارک جعلی برای حملات خود به سازمانها و کشورهای دیگر بخصوص کشورهای جهان سوم و عقب مانده از نظر صنعتی.

سوم: تبلیغ و سازمان دادن سازمانهای عریض و طویل تحت نام سازمان های جهانی و ایجاد بوروکراسی فاسد و طاقت فرسا. مثلا بانک جهانی، بعنوان وام به کشورها دنیا را چپاول میکند. سازمان جهانی بهداشت و از این طریق کنترل تقسیم امکانات جهانی و ایجاد مزدورانی که در این عرصه کار کنند. سازمان حقوق بشر و صلیب سرخ محل بیشترین تجمع جاسوسان کشورهای قدرتمند سرمایه داری هستند، بنام کمک بشر دوستانه به متلاشی کردن تشکلها و حرکات توده ای مردم در دنیا مبادرت میورزند. در این خصوص بد نیست به تقویت مذهب و نیر تعلیم دادن مردم به در یوزگی ید طولایی دارند. تحت نام همه باهم جلو هر گونه حرکت رادیکال و مردمی را خواهند گرفت و فعالین این حرکتها شناسایی میکنند. همچنین بخشی از مردم را به کار قاچاق می کشند. برای مثال کمکهای بشر دوستانه ای که به جوامع میدهند (از طریق حاکمان موجود در جامعه) فردا همین کمکها بوسیله دلالان در بازار سیاه بفروش میرسد، دارو، لباس، پتو و ارزاقی که مثلا (از طریق صلیب سرخ) به سیل زدگان میدهند. امروز مسئله پناهندگی شده گروگان گیری کشور ها از هم و کمیساریای سازمان ملل هم مثل دلال کار خودرا میکند.

چهارم: با ترفند وام و کارت بانکی (کردیت کارت) سرمایه داری جهانی از طریق بانک جهانی بر تمام رد و بدل کردن ثروت جامعه و آحاد مردم کنترل دارند. یعنی نان شب آدمها و لقمه سفر همه را کنترل میکنند. (اما خود با ایجاد مکانهای امن برای پول و ثروت خود دست به یکی کرده اند و صندوق پستی های را در پاناما و دیگر مکانهای امن جا داده اند.) اینجاست که نیئولیبرالیسم مثل ایدئولوژی سرمایه داری امروز بر زندگی آحاد مردم کنترل دارد، که مثل اختاپوس به انواع و اقسام تشکلها و سازمانها خودرا نهادینه کرده است. زیرا رادیکالیسم، آٰرمانگرایی طبقاتی طبقه کارگر را به حاشیه رانده اند و هر صدای حق خواهی کارگری را باشدید ترین روش‌ها منکوب میکنند.. مزدوران روشنفکر را برای دربار خود تربیت کرده اند که با انواع و اقسام ترفند ها میخواهند وجود جامعه طبقاتی و طبقه مزدبگیر جامعه را مسخ و نفی کنند. زیرا سرمایه جهانی خودرا قدر قدرت و تنها الترناتیو میداند. در همین رابطه است که مثلا خاورمیانه، آفریقا، آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا را به محل و مکان وحوش مذهبی، ناسیونالیستی و دیکتاتورها تبدیل کرده اند و خود در یک پنجم خاک کره زمین راحت به رتق و فتق امور خود میپردازند. زیرا در طول پنجاه سال اخیر انواع و اقسام ابزار های سرکوب و طتمیع را سازمان داده اند که سازمان جهانی حقوق بشر یکی از آنهاست.
حقیقتا:
حقوق بشر در جامعه ای امکان پذیر است که استثمار انسان از انسان، حرص سرمایه داری برای اندوختن ارزش اضافی و لغو کار مزدی حاکم نیست. زیرا انسان ها از امکانات موجود علم، تکنیک، آنفورماسیون و پیشرفتهای پزشکی و صنعتی در جهت آسایش مردم جامعه به یک اندازه، استفاده خواهند کرد. هیچ کس حق ندارد ارزش انسان و حرمت انسان را با پول ودارایی اش بسنجد. حرمت و کرامت انسان جهان شمول و بدون حاکمیت طبقه دارا امکان پذیر خواهد شد. اینجاست که می بینیم سالوسی سرمایه داری با باد زدن حقوق بشر قلابی نوع خود، خاک پاشند به چشم جامعه و انسانها و معیارهای انسانی در جامعه را به سخره میگیرند.

مرگ بر سرمایه داری
زنده با سوسیالیسم