آبان و بغضهای بی پایان - سعید سلطانی


دو سال از آبان خونین گذشته است. در ماهی که به گفته رویترز، ۱۵۰۰ تن از هموطنانمان، در اعتراض به گران‌شدن قیمت بنزین توسط نیروهای سرکوبگر رژیم به قتل رسیدند. اکنون پس از گذشت دو سال از آن روزهای خونین، که می‌توانست منجر به براندازی رژیم شود با بررسی پیامدهای این جنبش، سعی در تاباندن نور امیدی بر جامعه خفقان زده ایران خواهیم داشت..
مهم‌ترین دستاورد جنبشهایی نظیر آبان، ظهور نسل جدیدی از دادخواهیاست. خانواده های شهدای اعتراضات، با نزدیک‌شدن به یکدیگر و سازماندهی مناسب یک فریاد ابدی را در تاریخ سیاسی ایران ثبت کرده‌اند. نگاهی به تاریخ مبارزاتی مردم ایران موید این نکته است که حق طلبی عظیمی چون داغداران خاوران تا ابد بر سپهر مبارزه طلبانه ایران خواهد درخشید. اما این روزها به مدد وجود رسانه های ارتباط جمعی و فعالین متعدد این صدا بلندتر از قبل خواهد بود برگزاری دادگاه حمید نوری جلاد، این نوید‌ را می‌دهد که دژخیمان رژیم در هیچ زمان و مکانی از عقوبت جنایات خود رهایی نمی‌یابند.
مادران دادخواه آبان نیز، با حفظ تشکل و استقلال خود، خواهند توانست فریاد دادخواهی‌شان را چون باقی ماندگان جنایتهای دهه ۶۰ از طریق مجامع بین‌المللی پیگیری نمایند.
دیگر دستاورد جنبشهای اخیر، عبور مردم از هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا است. پیام قاطع مردم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر زنگ خطر جدی را برای رژیم به صدا در آورد. مردم حالا از دسته اکثریت خاموش جدا شده و به جمع معترضان پیدا و پنهان اضافه شده‌اند. تعدد و گوناگونی اعتراضات و اعتصابات روزهای اخیر گواهی بر این مدعاست.
اما آنچه میتواند آسیب این جریان ناب و انقلابی باشد، مصادره فریاد حق طلبی توسط عده ای فرصت طلب و عوامل رژیم باشد. نزدیک شدن بیشتر خانواده های دهه ۶۰ و مادران دادخواه میتواند جریان را از آسیب و انحراف مصون بدارد. از این رو وظیفه جریانات و سازمان‌هایی که علاوه بر مبارزه فعلی با رژیم، دادخواه شهدای دهه ۶۰ نیز هستند، این است که این امکان را به شکل ویژه فراهم سازند.
همواره به یاد داشته باشیم بذر آبان و جنبشهای مشابه، توسط شهدای دهه ۶۰ و دادخواهان آنان افکنده شد. بر ماست که با تدام جنبش دادخواهی، یک صدا فریاد براندازی سر بدهیم.