هنوز زمان برای جلوگیری از کابوس اتُمی مُلاها وُجود دارد - منصور امان


اگرچه ابراز این جمله از سوی یک مقام رسمی ج.ا مبنی بر اینکه "مُذاکره ای هسته ای نداریم، در مورد رفع تحریم مُذاکره می کنیم" می تواند موجب ایجاد ابهاماتی پیرامون سلامت عقلی گوینده گردد، با این حال جای نگرانی نیست و آقای باقری کنی، فرستاده رژیم مُلاها به اُروپا، از سلامت لازم برخوردار است. گفته او بخشی از بازی اتُمی "نظام" است که - باید اعتراف کرد - سویه های مُضحک و نامعقول آن هر روز وزن بیشتری می یابد. در پس این به ظاهر لجبازی بچگانه با بُزُرگسالان، یک هدف تاکتیکی و یک هدف نهایی پنهان شده است.

هدف نهایی
آنچه که ج.ا در پی آن است را از ابتدای به شکست کشاندن "برجام" به گونه شفاف نشان داده. از سرگیری و توسعه پلکانی فعالیتهای هسته ای در سال 98 جهتگیری روشنی بود که اکنون به ایستگاه فعالیتهای بی پرده ای با ماهیت تسلیحاتی رسیده است. رژیم ولایت فقیه سطح غنی سازی خود را به ۶۰ درصد رسانده و می گوید که میزان ذخایر اورانیوم با غنای 20 درصد آن به 120 کیلوگرم رسیده. پایوران حُکومت همچنین از تولید اورانیوم فلزی خبر می دهند و همه اینها در حالی صورت می گیرد که "نظام"، بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتُمی را اخراج کرده، از دسترسی این نهاد به دوربینهایش جلوگیری می کند، حاضر به همکاری و پاسُخ دادن به سووالات آن نیست و به این ترتیب در عمل خود را از زیر نظارت و بازرسی بین المللی خارج و میدان بی مُزاحمتی برای تعیین چگونگی، میزان و دامنه فعالیتهایش ایجاد کرده.
حتی اگر ویژگی غیرعادی مخفی و زیرزمینی بودن پروژه هسته ای مُلاها که از ابتدا آن را همراهی می کرده کم اهمیت شمُرده شود، اما مُستنداتی که آنها در دوره اخیر عرضه می کنند و به گوشه ای از آنها در بالا اشاره شد، جای نتیجه گیری دیگری جُز حرکت مُستقیم رژیم ج.ا به سمت کسب پتانسیل یا ساخت عملی بُمب هسته ای نمی گذارد.
در انتها، هدف ج.ا رسیدن به توازُن در پهنه امنیت و بقای خود با آمریکا و اُروپا است. اُلگوی آقای خامنه ای و همدستانش توازُن برقرار شده در جنگ سرد است؛ دوره ای که ظرفیتهای نظامی دو قُطب شوروی و آمریکا به مثابه یک سد بازدارنده عمل می کرد و مانع درگیری مُستقیم بین آنها می شد. این به معنای شکل گیری یک همزیستی و توافُق نانوشته پیرامون به رسمیت شناختن مناطق نُفوذ یکدیگر بود و مُنازعه بین آنها را مُدیریت و به سطح رقابت کاهش می داد.
دستگاه حاکم براین اساس مُحاسبه می کند که جنگ افزار هسته ای سطح درگیری با طرفهای بین المللی و منطقه ای را به ترازی ویرانگر و با پیامدهایی غیرقابل پذیرش برای آنها فراز می دهد و نتیجه می گیرد به این ترتیب قُدرت و ثبات آن تهدید ناپذیر گردیده و پرهیز اجباری "دُشمن" از ورود به یک وضعیت تصور نشدنی و فاجعه بار، "تضمین امنیتی" برایش ایجاد می کند. به گمان مُلاها، با وُرود به این مرحله و برطرف شدت تهدید استراتژیک، ماهیت درگیری در حوزه های رویارویی به مُسابقه بر سر نُفوذ و برتری تبدیل می گردد؛ یک بازی که قواعد و به بیان بهتر، ناگُزیریهای توازُن آن را سازمان می دهد و حریفان را در زمین بازی نگه می دارد. آقای خامنه ای در یکی از سُخنان نادر خود که بدون دوپهلو گویی و ابهام ایراد کرده، این سیاست و نتیجه ای که از آن انتظار می کشد را به گونه شفاف اینگونه ابراز می کند: "برای آنکه جنگ نشود و برای آنکه تهدید تمام شود، باید قوی شد."

هدف تاکتیکی
ناگفته پیداست که پیش شرط رسیدن به این نُقطه مطلوب، حرکت به صورت خزنده و به گونه ای است که حساسیت طرف حسابها را برنیانگیزد، آنها را به سمت دست زدن به اقدامات اضطراری سوق ندهد و به یک رویارویی ناخواسته و پیش از موعد نکشاند. بدین جهت حاکمیت در جاده بُمب، چراغها را خاموش کرده تا مقصدش تفسیرپذیر شود و در ابهام قرار بگیرد. گردانندگان رژیم ولایت فقیه به سختی مُراقب هستند که حریفان را در بازی نگه دارند و مانع پایان نابهنگام آن گردند.
این وسواس، خود را در شهریور ماه به نمایش گذاشت؛ زمانی که دُرُست پیش از نشست شورای حُکام آژانس، آنها با تعویض کارت حافظه دوربینهای نظارتی این نهاد مُوافقت کردند. پیشتر، شورای یاد شده نشانه هایی از قصد خود برای صُدور قطعنامه علیه مُلاها در صورت به توافُق نرسیدن شان با آژانس ارسال کرده بود. در چنین صورتی پرونده "نظام" راهی شورای امنیت سازمان ملل می گردید و به این ترتیب بر بازی موش و گُربه نُقطه پایان گذاشته می شد. اقدام مزبور به گونه موفقیت آمیزی ج.ا را از حالت کیش درآورد.
پیرو همین اُلگو، زمان کوتاهی پیش از نشست دوره ای شورای حُکام، رژیم مُلاها آمادگی خود را برای از سرگیری مُذاکره هسته ای اعلام کرد و به این ترتیب بار دیگر اقدام علیه خود در این اُرگان حساس را به تعویق انداخت. این در حالی است که با توجُه به اقدامات عملی رژیم مُلاها در زمینه توسعه توان اتُمی خود و نیز زیگزاگ نظری آن پیرامون پیش زمینه ها و مُفاد مُذاکره، پیرامون جدی و نتیجه مند بودن این امر از هم اکنون تردید بسیاری شکل گرفته.
حاکمان ج.ا تلاش می کنند زمان بخرند و طرفهای مُقابل را با توپهایی (موضوعاتی) که به زمین شان می فرستند، مشغول کنند. آنها به صورت دوره ای و مُنظم برای حل بُحران هسته ای شرط می گذارند، مُطالبه طرح می کنند، به ابداع پُروتُکل برای انجام مُذاکره می پردازند، خواهان صفر کردن مُذاکرات قبلی و از سرگیری از ابتدا می شوند و جُز آن.
آقای خامنه ای پیشگام این بازی بود، او ابتدا خواهان پرداخت غرامت شد و سپس به پای "راستی آزمایی" را به میان کشید. به همین سبک وزیر خارجه او، پاسدار عبداللهیان، بازگشت به میز مُذاکره را مشروط به دریافت ۱۰ میلیارد دُلار کرد. جدیدترین نخود سیاه های "بیت" در یک بسته عرضه شده و شامل سه شرط دریافت تضمین، اعتراف آمریکا به گناه خود و لغو یکجای همه تحریمها می باشد.

مُماشات
با این همه موفقیت مُلاها در کشاندن بازی به این نُقطه نتیجه استعداد شگفت انگیز در دیپلُماسی و دغلکاری نیست. هر بازی برای سرگرفتن به دو بازیکُن نیاز دارد که قواعد و ترتیباتش را بپذیرند و برابر با آن حرکت کنند. بر این اساس می توان آمریکا و تروئیکای اُروپایی را به خوبی همبازی رژیم مُلاها خواند. آنها در برابر غنی سازی مُلاها در سطح تسلیحاتی و انباشت اورانیوم به اعتراض رسانه ای اکتفا کردند، جلوگیری از بازرسی و نظارت آژانس را هضم کردند، تماشاگر خیمه شب بازی طفره رفتن آنها از گُفتُگو شدند و در مجموع زمین هموار و زمان لازم را برای پیشروی خطرناک رژیم ولایت فقیه به سوی مُسلح شدن به سلاح هسته ای در اختیار آن گذاشتند.
آنها چشم خود را به روی واقعیت روبرو و فاکتهایی که رژیم مُلاها به گونه سلسله وار روی میزشان می گذاشت بستند و کورمال در تاریکی به توجیه آن پرداختند. در حالیکه زنگ از سرگیری شرارت هسته ای در دوره ریاست آقای حسن روحانی به صدا درآمد، غرب برای دلبری از "میانه روها" خود را به نشنیدن زد. آنها یکبار دیگر همه ژتونهای خود را روی دوگانه ساختگی "میانه رو – تُندرو" شرط بسته بودند و دور میز قُمار برنده شدن شُماره شان را بیهوده انتظار می کشیدند.
اما حتی چرخش پُستها در تهران و چینش دولت با "تُندروها" هم مانع سیاست آسان گیرانه غرب در برابر اقدامات خطرناک ج.ا نشد. مُلاها اجازه یافتند پنج ماه تمام آقای بایدن و خانُم مرکل را به دُنبال انواع مُتنوعی از نُخود سیاه بفرستند و در این فاصله به تکمیل پروژه بُمب نزدیک تر شوند. آمریکا و اُروپا به جای مسدود کردن راههای "گُریز هسته ای" ج.ا، سطح انتظارات خود را تا جایی کاهش داده اند که امروز ناچار شده اند صرف "تعهد به از سرگیری مُذاکرات" و نه حتی خود "مُذاکرات" را یک "دستاورد" بدانند.

برآمد
اندک زمانی پیشتر وزیر خارجه آمریکا، آقای بلینکن، از هُشدار نسبت به "از دست رفتن زمان" برای توجیه لُزوم رسیدن به توافُق با رژیم مُلاها سود می جُست، امروز وقتی او به این استدلال مُراجعه می کند، آن را در مفهوم واقعی خود بکار می برد. او در فاصله بین این زیگزاگ پنج ماه زمان را سوزانده است.
با وُجود تنگی مُهلت، اما هنوز همه چیز از دست نرفته و زمان برای مهار ج.ا و جلوگیری از کابوس اتُمی مُلاها وُجود دارد. اینک و در هنگامی که آژیر اعلام خطر در آمریکا و اُروپا نسبت به جنبه نظامی برنامه اتُمی مُلاها و تهدید آن به صدا درآمده، هنگام تلف کردن وقت با خُرده اطوارهای شفاهی آقای باقری کنی و مُتشابهات نیست. پیش از آنکه بُحران بُزُرگتری روی میز بیاید، باید شرارت اتُمی مُلاها را مُتوقف کرد. تنها راه حل عملی برای چیرگی بر بُحرانهای هسته ای یا مُتعارفی که رژیم جمهوری اسلامی به گونه سیستماتیک و پیوسته می آفریند، وادار ساختن آن به تغییر سیاست کلان خود است. هر گاه مبنای هر توافُق، در هر سطحی با رژیم مُلاها حرکت در این مسیر و تامین پیش شرطها و الزامات پیمودن آن باشد، آنگاه می توان به گونه واقعی از پیشرفت در این پهنه سُخن راند. هدف و موضوع یک مُذاکره واقعی فقط می تواند این باشد؛ ضرورتی که دریچه زمانی آن در حال بسته شدن است.
همزمان باید توجُه داشت که فشار خارجی برای وادار ساختن رژیم جمهوری اسلامی به دست کشیدن از سیاست شرارت بار و پُرهزینه خود فقط تا اندازه ای و به گونه دوره ای می تواند موثر باشد. مُهمترین فاکتور در این راه، مردُم ایران هستند. این فقط جامعه به فلاکت کشیده شده است که می تواند به گونه نهایی و بی بازگشت بر سیاست ویرانگر بُمب اتُمی و موشک بالستیک، جنگ در سوریه و یمن و مُزدور پروری در عراق و لُبنان نُقطه پایان بگذارد. خیزش و برنتابیدن مردُمی که پایمالی وحشیانه حُقوق شان با این دلایل توجیه می شود، آغاز هر تغییر تعیین کننده است.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۴۴، دوشنبه ۱ آذر ۱۴۰۰ - ۲۲ نوامبر ۲۰۲۱
http://www.iran-nabard.com/N444/sarmaghaleh%20444.htm