اگر برای وقاحت اسکار می دادند! - فتح الله کیائیها

وقتی در میان انبوه خبرهای مربوط به قوم جنایتکار حکومتِ وقاحت و جنایت و بیشرمی به خبر دردناک و متاثر کننده حمله ددمنشانه به گوهر عشقی، مادر گرانقدر و داغدار زنده یاد ستار بهشتی، برخوردم آنچه بر افکارم جاری شد خشم بود و درد بود و البته تاسف و پوزخند بر بارگاه پوسیده و بوی گند گرفته ی رهبر ام القرای بِلاد اسلامی.
او با آن همه توپ و تفنگ و موشک و اورانیوم غنی شده چندین درصدی و کرنش و مماشات آمریکا و اروپا، هنوز از مادری عزادار در مرگ فرزند (تو بخوان فرزندانش) چنان در وحشت و ذلت و زبونی می افتد که به نوکران آتش به اختیارش یگان به یگان دستور حمله فیزیکی صادر می کند و در عین حال با ضعف و زبونی و خفت، خبرنگاران جیره خوار و شکنجه گرش را برای شستن دستان خون آلود خود به صحنه می فرستد که حمله به گوهر عشقی دروغ است و نامبرده زمین خورده و سربازان گمنام و البته بدنام امام زمان به فریادش رسیده و او را به بیمارستان رسانده اند. زهی بیشرمی و وقاحت!
راستی که اگر برای دریدگی و بی حیایی هم جایزه اسکاری در نظر گرفته می شد، جناب آیت الله جنایت تنها برنده بی رقیب آن می بود و احتمالا بعضی از فضانوردان و ناسا کاران و کاسبان قهرمان ساز برای گرفتن جایزه اش بر روی فرش قرمز چه خوش رقصیها که نمی کردند و چه سخنرانیهای شورانگیزی اندر احوال مظلومیت حکومت جنایتکار اسلامی و ظلم و ستم آمریکا و اعوان و اذناب اروپائیش، برگزار نمی کردند.
ایمان دارم که در نهایت صبر و مقاومت و پایداری این مادران دردمند است که کاخ پوشالی ولایت وقاحت این جنایتکاران کاسبکار دین فروش را با خاک یکسان کرده و جنایتکاران را یکی پس از دیگری به دادگاههای جنایت علیه بشریت خواهد کشاند. تاریخ گواه است.
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۴۵، چهار شنبه ۱ دی ۱۴۰۰ - ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱
http://www.iran-nabard.com/N445/eshghi%20445.htm