پوتين و جنايت در اوكرائين!(بخش دوم) - عباس (بابك)رحمتى

حمله به اوكرائين آغاز يك فاجعه جهانى است.

سحرگاه پنجشنبه بیست و چهارم فوریه، ٢٠٢٢ به فرمان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، نیروهای این کشور با بمباران شهرهای مختلف اوکراین تهاجم گسترده‌ای را به این کشور آغاز کردند. پوتین در روياهايش به گذشته باز گشته است و بدنبال اشغال اوكرائين است . او پس از حملۀ نظامی به اوکراین که با عنوان «عملیات ویژه» از آن یاد ﮐﺮﺩه است، در یک سخنرانی تهدیدآمیزِ تلویزیونی گفت: هدف ما از این عملیات، «ارتش‌زدایی» و «نازی‌زدایی» از اوکراین است.
به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، مبالغه و گزاف‌گویی یکی از ویژگی‌های شخصیتِ پوتین است. به یاد داشته باشیم که او در سال ۲۰۰۸ هنگام مداخلۀ نظامی‌اش در گرجستان و جدا کردن «آبخازیا» و «اُسِتی جنوبی» از آن کشور و در سال ۲۰۱۴ هنگام مداخلۀ نظامی در خاک اوکراین برای الحاق کریمه اصطلاح «نسل‌کشی» را به کار برد. چندی پیش حتی دولت اوکراین را متهم به کوشش در جهت دستیابی به «سلاح اتمی» کرد. در حالی که این اتهام دروغی بیش نیست.
خلع سلاح اتمی اوکراین پس از امضای «مِموُراندوُم بوداپست» در سال ۱۹۹۴ آغاز شد و به پایان رسید. آن مِموُراندوُم را روسیه و آمریکا و اوکراین امضا کردند. تاکنون هیچ نشانه‌ای دیده نشده است که آن کشور بخواهد تعهداتش را زیر پا بگذارد و کوششی در جهت دستیابی به سلاح اتمی بکند. برپایۀ آن مِموُراندوُم امنیت و تمامیتِ ارضیِ اوکراین در برابر انتقالِ تجهیزات اتمی‌ آن به روسیه، می‌بایست تضمین شود. اما روسیه با تصميم پوتين، در سال ۲۰۱۴ با مداخلۀ نظامی‌ در خاک اوکرائین تعهداتش را زیر پا گذاشت.او سياست را در چارچوب سیاست “نازی زدایی” و “جلوگیری از قتل عام” ساکنان مناطق جدایی طلب طرفدار روسیه در شرق اوکرائین جلوه ميدهد.
در واقع ، فرمان حمله پوتين به اكروائين ، براى به اشغال درآوردن اوكرائين، بوده است ، اين فرمان سیاست احیای حوزه نفوذی دوران “شوروی”را در بر دارد. روسيه امنیت خود را در تضاد با استقلال آنها تعریف می کند. همانطورکه امریکا، مسئله خلیج فارس، تایوان، عراق، سوریه، اسرائیل، اوکرائین و .. را به امنیت خود گره زده است . با این بی منطقی، استقلال، آزادی و دمکراسی در ساير کشورها، مورد هدف موشک و بمبها و تهدیدهای هسته ای قرار می گیرند.
از زمانى كه امریکا ، با عقب نشینی از خاورمیانه، جاى خود را به اسرائیل، داد و سیاست کوچ به آسیای شرقی را در دستور کار قرارداد و پس از عقب نشینی های امریکا بعنوان قدرت برتر نظامی و اقتصادی جهان، کرملین به روسيه الحاق شد ، اين سياست بده بستان جای خالی امریکا را پر کرد. همانطوريكه در گذشته جمهورى اسلامى و طالبان را جايگزين كردند.
پس از فروپاشي شوروى ، آرايش نيروهاى قدرت هاى جهانى خصوصن در خاورميانه شكل ديگرى گرفت. در اين ميان قدرتهاي دو قطبى جهان بهم ريخت كه افت قدرت آمريكا و شوروى از نمونه هاى اينهاست.
امروز تغييرات ژئوپولتيك در جهان و حضور چین در صحنه جهانی، سیاست نقل مکان امریکا از خاورمیانه به شرق آسیا،واگذارى ماموریت امریکا به اسرائیل در خاورمیانه، اوجگیری و قدرت طلبی در روسیه و ترکیه اسلامگرا و ماجراجویائی های اسلام سیاسی در منطقه و به قدرت رساندن طالبان ها در افغانستان ، بازى هاى سياسى براى احياء برجام و عدم عضويت اكروائين در ناتو و... جهان را اين چنين آبستن حوادثى چون جنگ کرده است. امروز با قدرت طلبى و جنگ طلبى كه در پوتين سراغ داريم و با سياست هاى مماشاگرانه بايدن و منافع طلبى اروپا چنانچه سياست درستى اتخاذ نگردد تا انفجار شعله های جنگی جهانی، بعدى فقط تار موئی فاصله نمى ماند!
اهداف واقعی پوتین از حمله به اوكرائين:
سوالی که رهبران غربی به سختی دنبال پاسخی برای آن بودند، این ا‌ست که اهداف ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه از جنگ اوکراین واقعاً چیست ؟این سوال اکنون توسط دولت روسیه پاسخ داده شده است: ١-از اوکرائین خواسته شده تا با اصلاح قانون اساسی خود شرایط بی‌طرفی خود را حفظ کند و متعهد شود که هرگز به هیچ بلوک نظامی نپیوندد -شاید از طریق ضمانت‌های بین‌المللی مشابه با معاهده دولتی اتریش در سال ١٩٥٥ و غیرنظامی شدنٍ آن ،که به گفته یک منبع روسی به این معنی است که باید تمام سیستم‌های "تهاجمی" خود را تسلیم یا نابود کند.كه اين به عنوان بخشی از یک توافق آتش‌بس باشد!
٢-روسیه هم‌چنین گفته اوکراین باید الحاق کریمه به روسیه و استقلال جمهوری‌های جدایی‌طلب دونتسک و لوهانسک را «در داخل مرزهای قانون اساسی‌شان» به رسمیت بشناسد که به معنای از دست دادن کمی بیش ازشش درصد از خاک و بیش از شش و نيم درصد از مردم تحت کنترل اوکرائین قبل از تهاجم روسیه است. این خسرانی تاسف‌بار اما نه فاجعه‌آمیز برای اوکرائین خواهد بود.
٣-یکی از عمده ترين ادعاهای پوتین در حمله به خاک اوکرائین، احتمال پیوستن آن کشور به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی« ناتو»است. اما این ادعا بهانه‌ای بیش نیست. او این دستاویز را بارها تکرار کرده و آن را در رساله‌ای که در ژوئیۀ ۲۰۲۱ در سایت اینترنتی کرملین منتشر کرده به تفصیل شرح داده است. به گفتۀ او، اوکراینی‌ها و روس‌ها ملت واحدی هستند و دور شدن آن‌ها از یکدیگر «سیاست راهبُردی آمریکا» و به طور کلی غرب است. غربی‌ها می‌خواهند «اوکرائین را رفته رفته وارد بازی استراتژیک خطرناکی» کنند و قصدشان این است که آن کشور را به حصاری میان روسیه و اروپا تبدیل کنند.
از طرفى وزارت خارجه روسیه نیاز این کشور به تصرف «کی يف » را قبل از اجرای آتش بس رد کرده است . واقعيت اين است كه ،پوتين ، ابتداء قصد داشت، رژیم دست نشانده روسیه را به اوکرائین تحمیل کند، و حتا قصد داشت ، مناطق دیگری را به خاک کشورش الحاق کند، یا شايد اگر زورش ميرسيد قصد داشت کل اوکرائین را يا به اشغال ارتش خود درآورد و اگر نشد نابود كند!
به گفتۀ «ژان سیلوِسْتر موُنگروُنیه» ، قلمروشناس برجستۀ فرانسوی، مسألۀ ناتو فریبی بیش نیست. پوتین می‌خواهد خاک اوکرائین را به تصرف خود درآورد و کنترل سیاسی، استراتژیک و نظامی آن را در دست بگیرد.
دلايل واهى ديگر پوتين براى حمله به اوكرائين:
گروه‌هایی از چپ افراطی تا راست افراطی در گوشه و کنار جهان از این حقایقِ تاریخی سخنی نمی‌گویند و آنچه را از میان ادعاهایِ پوتین ورد زبان خود کرده‌اند، این است که گویا آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها گفته‌اند اوکرائین می‌تواند به ناتو بپیوندد و به همین سبب مسئولیت حمله به خاک اوکراین را متوجه آمریکا و ناتو می‌کنند.
این ادعا که گسترش ناتو محرک روسیه در حمله به اوکرائین بوده، دروغی بیش نیست. درست است که برطبق اصول ناتو درهای آن سازمان به روی هر کشور اروپایی که بخواهد به آن بپیوندد، باز است. اما ناتو مدت‌هاست سیاست «درهای باز» را به کناری گذاشته است. وانگهی، کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی دربارۀ عضویت اوکرائین در ناتو هیچگاه هم ‌رأی نبوده‌‌اند و نیستند و پوتین آن را خوب می‌داند.
در سال ۲۰۰۸ هم، هنگامی که سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) طرح پیوستن اوکرائین و گرجستان را رد کرد و بررسی آن را به زمان نامعلومی موکول کرد، پوتین خشمگین شد زیرا اصطلاح «موکول کردن به زمانی نامعلوم» را «وعدۀ پیوستن» تعبیر کرد.
پوتين فكر نمى كرد مبارزات مردم اوكرائين و پيوستگى غرب و كمك به اوكرائين چنين وضعيتى را برايش، پيش آورند .از طرفى به نظر می رسد این شروطِ صلح کم‌تر گسترده روسیه، ادعاى پوتین برای تجدید امپراتوری شوروی سابق را بايد ناديده بگيرد. تأثیر چنین توافقی بسیار شبیه به معاهده صلح مسکو در سال ١٩٤٠ خواهد بود که به جنگ زمستانی بین فنلاند و اتحاد جماهیر شوروی پایان داد و استقلال طولانی مدت فنلاند را تضمین کرد. این امر اساساً اوکرائین را به یک «دولت حائل» بی‌طرف در برابر ایالات متحده و ناتو تبدیل می‌کند.
در چنين موقعيتى ، طرفداران پوتين معتقدند كه فروپاشي شوروى اشتباه بوده است شايد هم تحليل ها و نوشته هاى اين گونه افراد بوده است كه پوتين را خيالاتى كرده است كه به اوكرائين حمله كند.الکساندر زینِویف، نویسنده و فیلسوف روس (۱۹۲۲ -۲۰۰۶م) فروپاشی شوروی را بزرگترین فاجعۀ ژئوپلیتیک قرن می‌دانست. پوتین از پیروان سرسخت این دیدگاه است. پارادایم تاریخنگاری خاصی با همین دیدگاه در روسیه پدید آمده که معتقد است اتحاد جماهیر شوروی، برخلاف آنچه می‌گویند، می‌توانست به حیات خود ادامه دهد و فروپاشیِ آن کار قدرت‌های غربی و در رأس آن‌ها آمریکا بود!
با چنين تفسيراتى اگر پوتين به روياهايش در اوكرائين دست ميافت ، قدم بعدى او حمله به كدام كشور خواهد بود؟ به گفتۀ موُنگروُنیه، اگر پوتین اوکراین را تصرف کند، گام بعدی او تسخیر لیتوانی و اِستونی و لِتونی خواهد بود. بی‌شک، لهستان و موُلداوی و رومانی نیز که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، آن‌ها را «یتیمان پیمان ورشو» توصیف کرده است، شايد در برنامۀ استراتژی تسخیر پوتین قرارگيرند.

عملكرد پوتين در قبال ايران!
با مشخص شدن فشارهاي تحريم هاى غرب بر روسيه، ايران را سپر بلاى وارده برسرش قرار داده است. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفته که کشورش از آمریکا تضمین می‌خواهد که تحریم‌ها علیه مسکو بر توانایی این کشور برای همکاری با ایران پس از بازگرداندن توافق هسته‌ای ٢٠١٥ تأثیری نخواهد گذاشت. لاوروف گفت: «ما ضمانت نامه کتبی خواسته ایم... که روند کنونی آغاز شده توسط ایالات متحده به هیچ وجه به حق ما برای همکاری آزاد و کامل تجاری، اقتصادی و سرمایه گذاری و همکاری نظامی-فنی با دولت ایران لطمه نمی زند».
با این اوصاف به نظر می‌رسد، در نهایت جنگ در اروپا تلاش‌هايى برای دستیابی به یک توافق نزدیک برای احیای برجام، بطور جدی‌تر صورت گيرد تا با اين سياست مسئله تامين انرژي را از طريق كشورهاى ديگرى مانند ايران و يا قطر وعراق و ترکیه حل كنند. بخاطر همين است كه روسيه ميخواهد ايران را گروگان گرفته تا غربى ها با إيران به توافق مطلوبى دست پيدانكنند. روسيه با اسب لنگ و با سمجاجت، بر خواسته هاى خود ادامه ميدهد.
اكنون جامعه جهانى نيازمند صلح پايدار است ، و اين فقط با احساس مسئوليت انسانى تبلور مى يابد و با سياست هاى منافع جويانه سنخيتى ندارد. اين كه آمريكا و اروپا نظارگر تجاوزات روسيه باشند و رئيس جمهور اكروائين زلنسكى را همچون اشرف غنى تشويق به فرار ميكنند كمال بى شرمى است و از سوى هر صلح طلبى محكوم است .اكنون اكروائين نيازمند ادوات و تسليحات نظامى است و نه خودرو براى فرار از اكروائين ! در گام نخست كشورهاى اروپا هم بخاطر روابط اقتصادى ، خصوصن انرژى مورد نيازشان با ترديد قدم بر ميداشتن بعد از گذشت ، چهار روز آلمان و به دنبال آن ساير كشورهاى اروپايى، هيچ اقدامى جز تحريمها نكرده و دست به اقداماتي نزدند كه باز قابل تقدير باشد. با شروع بمبارانهاى گسترده و جنايات پوتين در رابطه با غير نظاميان در اوكرائين، اروپا و آمريكا ، تصميم جدى ترى گرفتن و سيل كمكهاى نظامى خود را روانه اوكرائين كردند!
امروز ، حمله به اوكرائين آغاز يك فاجعه ى ديگرى است، كه عواقب بسيار وحشتناكى را بدنبال خواهد داشت. جامعه جهانى پس از زخم عميق از كرونا ، جدا خواهان صلح است ، اگر آتش جنگ ، خاموش نشود، شعله هاى آن دنيا را فرا خواهد گرفت .جهانيان ، هيچگونه مماشاتى را ، بخاطر مسائل سياسى و اقتصادى با جنگ طلبان را هرگز نمى پذيرند. تمامى بشريت بايد خواهان پايان دادن هرچه سريع تر جنگ به هر نحوى باشد .دنياى زخم خورده از كرونا، تحمل فاجعه ديگرى بنام جنگ جهانى( سوم )را ندارد.

بخش سوم بزودی منتشر میشود