من هم آبانی ام - مرجان


هنوز و هنوزها داغ آبان زنده است و زنده خواهد ماند.
صدها کشته آبان چون ستارگان نور افشان، آسمان ظلمت زده ایران را درخشان می ‌کنند،
دهها جوان رعنای آبانی که با دستهای بسته از سدها و رودخانه ها به ساحل غم و اندوه چشمهای سوگوار رسیدند.
نیزارهای مشتعل آبان که دردانه های ماهشهری در آن جاودانگی را به تاریخ آموختند، و هزاران انسان دست از جان شسته و گرسنه که اسیر زندانها شدند و بزرگترین اتحاد مجازی یک ملت برای لغو اعدام سه دلاور آبانی به ثمر نشست.
و ....
نه کسی نمی ‌تواند بر چهره آبانیها خاک بپاشد.
اگر فردوسی زنده بود چه حماسه ها که در وصف اینهمه سیاوش دوباره می ‌سرود. ....
منهم آبانی ام و بیزاری می‌ جویم از آنکه خط کش طبقاتی اش را بردارد و این بزرگ مردان و زنان از جور به ستوه آمده را، آدمهای بی خانمان و کارتن خواب و لمپن پرولتاریا خطاب کند و منت بگذارد که هیچ حرکتی در جامعه بدون رهبری آدمهای بالاتر از خیابان انقلاب به مقصد نمی‌ رسد.
شمایی که نهایت مبارزه ات سکوت در برابر صندوقهای رای است را چنین اجازه ای نیست که بزرگترین اعتراض خونین این خلق در دهه های اخیر را به زیر سوال بکشی.
من پیرو آن مردم محروم و بقول شما حاشیه نشین هستم که جز جان چیزی برای از دست دادن ندارند.
و در میان این جنگ نمی ‌شود وسط باز باشی، یا باید سنگ اربابها را به سینه بزنی یا در سنگر رعایا در خون خویش بغلطی.
بر رخسار گلگون آبانیها لکه ای نخواهد نشست و منِ آبانی و میلیونها انسان مستاصل از فقر و فلاکت، دوباره آبانهایی پر خروش تر به پا خواهیم کرد.
و آنکه سیاه رو می ‌شود کسی است که فکر می ‌کند، ستمدیدگان را چاره ای نیست جز پذیرفتن رهبری او و آنها که زندگی در بالاتر از خیابان انقلاب، افتخارشان است.
آبان چنان صفوف بین ملت و حاکمان را جدایی افکند که بعد از آن تاریخ عوض شد.
دیگر، ریاکاران و تزویر پیشه گان حاکم، نتوانستند این شکاف عظیم را پر کرده و با قهر خلقی آگاه روبرو شدند و ناچار شدند به اقرار و اعتراف این پیروزی، شقایقی است که از خاک آن دلاوران روییده و غم شان داغی است ابدی بر جان سوخته مردم.
و کسی را یارای مخدوش کردن این جنگاوری نیست، جنگی بین اسلحه و دستهای خالی آن هزار و پانصد لاله در خون آرمیده.


منبع: نیرد خلق شماره ۴۵۰، پنجشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱ آوریل ۲۰۲۲

http://www.iran-nabard.com/N450/sher%2001%20450.htm