منوچهر هزارخانی: دستگاه نظر سنجی از خوانندگان نداشته ام (مصاحبه دکتر اسکندر صادقی بروجردی ‌با زنده یاد دکتر منوچهر هزارخانی)



دو سال پیش بود که روزی دوست عزیز ناصر مهاجر به من تلفن کرد و گفت که یکی از دوستانش -دکتر اسکندر صادقی بروجردی، استادیار دانشگاه لندن ( Goldsmiths) - سرگرم پژوهشی درباره ترجمه های فارسی فرانس فانون و امه سزر، است و می خواهد در این زمینه با دکتر منوچهر هزارخانی گفتگو کند. ناصر مهاجر تاکید کرد؛ نخستین کس که فانون و سزر را به فارسی برگرداند و در ایران به چاپ رساند، منوچهر هزارخوانی ست و دکتر صادقی بروجردی نیز به این سبب می خواهد با وی به گفتگو بپردازد. به ناصر مهاجر گفتم که موضوع را با منوچهر هزارخانی در میان می گذارم و نتیجه را به آگاهی ات می رسانم. کوتاه این که دکتر هزارخانی پذیرفت که به پرسشهای دکتر صادقی بروجردی کتبی پاسخ دهد. اینک آن مصاحبه که برای نخستین بار به چاپ می رسد.
برای ارائه تصویری جامع، پیوند نوشته پژوهشی دکتر صادقی را نیر در زیرنویس می آوریم. پانویس شماره ۷ در ربط است با مصاحبه ای که اینک می خوانید.
https://www.jadaliyya.com/Details/41564/Who-Translated-Fanon%E2%80%99s-The-Wretched-of-the-Earth-into-Persian
مهدی سامع

آقای دکتر صادقی گرامی
به سؤ الهایی که کرده اید، به همان ترتیبی که در نامه تان آمده،‌ جواب می دهم. قبل از هر چیز لازم است توضیح دهم که پس از خونریزی مغزیم در چهار پنج سال پیش شاهد پس رفتن سریع توان جسمانیم هستم که البته پیر شدن و کهولت هم به آن بیشتر سرعت می بخشد. درحال حاضر برای بعضی از فعالیتها نیاز به کمک خارجی (‌غیر از خودم) دارم. بعضی دیگر از امکانات سابقم ‌مثل حافظه یا قدرت نوشتن و خواندن را از درست داده ام که مشغول مرمت آنها در حد مقدورات و شرایط قرنطینه یی هستم. بنابراین تمام کوششم را می کنم که به سؤالهای شما جواب معقول بدهم. از شما هم تقاضا دارم که اگر این کوششم موفقیت آمیز نشده با سعه صدر خودتان برمن ببخشید.

پرسش: لطفا در باره این که چه باعث شد شما فرانتز فانون و امه سه زر و نویسندگان سیاه پوست دیگر را در ایران ترجمه و منتشر کنید، کمی توضیح دهید؟‌ چگونه با این نویسنده ها آشنا شدید؟‌ آیا آشنایی تان با آنها به دوران حضور و تحصیلاتان در فرانسه باز می گردد؟‌
پاسخ: بله در آن دوران در فرانسه بودم و توضیحاتی را که میخواسته اید یا در گزارشها و مقاله ها نوشته ام یا در مصاحبه ها گفته ام .

پرسش: با توجه به اینکه مجموعه ترجمه هایتان را به نام سخنرانی فانون منتشر کرده اید، دیدگاه تان در آن زمان از رابطهِ نژاد پرستی و استعمار چه بود؟‌
پاسخ: من مجموعه ترجمه هایم را تحت عنوان سخنرانیهای فانون منتشر نکرده ام، اگر کس دیگری به سلیقه خودش این کار را کرده، از آن بی اطلاعم. همان مجموعه یی که در ایران با عنوان نژادپرستی و فرهنگ به چاپ رسیده، تنها نسخه ای است که می شناسم و در مقدمه آن هم نظرم در آن زمان را گفته ام.

پرسش: آیا کتاب نژاد پرستی و فرهنگ مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت؟‌ چه واکنشهایی نسبت به این کتاب دیدید؟
پاسخ: نمی دانم مورد استقبال قرار گرفت یا نه، چون اولا مخاطبانش تمام افرادی بودند که با کتابخوانی سر و کار دراند، ثانیا دستگاه نظرسنجی از خوانندگان نداشتم و ندارم چون معتقدم کتابی که منتشر می شود دیگر مالک شخصی نیست. در مورد کتاب مزبور هم حدس می زنم که لابد بعضیها موافق بوده اند و بعضیها نه.

پرسش: در آن زمان چه دغدغه های مشابهی میان روشنفکران ایرانی و نویسنده های سیاهپوست و آفریقایی و اهل کارائیب می دیدید؟‌
پاسخ: راجع به دغدغه های مشابه بین روشنفکران ایرانی و نویسندگان سیاه پوست باید به وضع آن روز نگاه کرد به طور کلی دوران استعمار بود.
بعد از جنگ دوم جهانی دوران استعمار زدایی پیش آمد که خودش یک تاریخچه بسیار مفصل و متراکم است، از رؤیای شبانه آن پدر روحانی سیاه پوست و مسالمت جو گرفته که روزها برای تحقق رویای شبانه اش راهپیمائیهای بزرگ و طولانی سازمان می داد تا مثلا نمایش قدرت ورزشکاران سیاه پوست با دستکشهای سیاه روی سکوهای قهرمانی المپیاد مکزیک و ...

پرسش: بر اساس اطلاعاتی که این جانب به دست آورده ام ،‌ آقای ابوالحسن بنی صدر اولین کسی بودند که کتاب دوزخیان روی زمین فانون را ترجمه کردند و انتشارات مصدق در فرانسه آن را منتشر کرد،‌ آیا شما جزییات بیشتری درباره این موضوع به خاطر دارید؟‌
پاسخ: از این که آقای بنی صدر اولین کسی بود که کتاب «دوزخیان زمین» را ترجمه کرد من خبر ندارم ولی می دانم که او یک انتشارات مصدق داشت که بعد یک انتشارات مدرس هم به آن اضافه شد. مترجمان متعددی هم بودند که با او همکاری می کردند.

پرسش: پس از بازگشتتان به ایران در ۱۹۶۷ شما یکی پرکارترین مترجمان ادبیات رادیکال و انقلابی شدید و ترجمه های تان از جمله مقاله گرامشی در مجله آرش بسیار مورد استقبال قرار گرفت. علت ترجمه مقاله های گرامشی برای شما چه بود؟‌ چرا فکر کردید لازم است نوشته های گرامشی برای روشنفکران ایرانی ترجمه شود؟ ‌یکی از ترجمه های تان از گرامشی درباره ی روشنفکر بعدها در کتاب خدمت و خیانت روشنفکر جلال آل احمد منتشر شده، رابطه شما با آل احمد چه بود؟‌ آیا بحث و گفتگوهایی در مورد این ترجمه ها با هم داشتید؟‌ و دیدگاه آل احمد در مورد گرامشی چه بوده؟ ‌و چرا در کتابش آن نوشته گرامشی را چاپ کرد.؟‌
پاسخ: علت «ترجمه های گرامشی» به قول شما، زاویه دید او به مسائلی فرهنگی و اهمیت آن در ساختار جوامع غربی به خصوص ایتالیا بود. اما این که چرا فکر کردم که ترجمه آثار او برای روشنفکران ایرانی –که غالباً اسم او را هم نشنیده بودند- مفید است. لابد به علت آن بود که خودم هم تا حد زیادی گرفتارش بودم. من با آل احمد مکاتبه داشتم نه الزاما در مورد گرامشی، بلکه در مورد اوضاع و احوال آن زمان که تقریباْ همزمان با انقلاب بزرگی بود که در اروپا و آمریکا به راه افتاده بود. او گاهی هم بخشی از نامه های مرا در مقاله هایی که به نام خودش چاپ می شد می آورد.

پرسش: با توجه به دوستی و صمیمیتتان با مصطفی شعاعیان، آیا ارتباط شما با شعاعیان منجر به ارتباط و آشنایی آل احمد بود یا برعکس؟
پاسخ: نه در آن دوران نه آدمها و نه فکرها و دورنماهایشان خیلی تفکیک شده هم نبودند، اما شاید یادآوریش بی مناسبت نباشد که آل احمد از انشعابیون حزب توده بود که به خلیل ملکی وفا دار ماند و مصطفی شعاعیان از فعالان پر تلاش نهضت ملی بود که البته بعد تغییر و تحولی در افکار و عقایدش روی داد (این از بابت تبارشناسی) ولی البته با هم آشنایی و شاید همکاری هم داشتند.

پرسش: در زمانی که در دانشگاه تبریز تدریس می کردید، با صمد بهرنگی آشنا شدید، آیا بهرنگی با آثار فانون آشنا بود؟ دیدگاههای او را در باره نوشته های فانون را می دانید؟‌
پاسخ: من نمی دانم در آن زمان صمد بهرنگی با آثار فانون آشنا بود یا نه.
امیدوارم به سؤالهایتان جواب داده باشم.

با آرزوی موفقیت برای شما
منوچهر هزارخانی


منبع: نیرد خلق شماره ۴۵۰، پنجشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱ آوریل ۲۰۲۲
http://www.iran-nabard.com/N450/hezarkhani%20450.htm