«جراحی» معیشت مردم، فَربِه شدن مافیای ولایت فقیه _ زینت میرهاشمی

«اقتصاد مقاومتی» که خامنه ای در مناسبتهای گوناگون از آن حرف زده است، همان تحمیل ریاضت و تنگدستی بر اکثریت مردم به نفع امنیت دیکتاتوری ولایت فقیه و مافیای وابسته به نظام است. رژیم سیاست تحمیل فقر و تنگدستی را با عنوان «تحول اقتصادی» و حذف تدریجی یارانه ها بر مواد سوختی، برق و آب و کالاهای خوراکی در دوره احمدی نژاد با طرح «هدفمند کردن یارانه ها» در 28 آذر 1389 کلید زد و در دوره رئیسی به حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمتها رساند. فرایند این سیاست که ظاهرا برای «عادلانه» کردن اقتصاد و کاهش تبعیض و فقر عنوان شده است طی این چند دهه، باعث افزایش فقر، فاصله طبقاتی و بالا رفتن نرخ بیکاری و تورم شده است.
مبلغ یارانه های که در سال 1389، در دوره احمدی نژاد ما به ازای حذف سوبسیدها پرداخت شده تا کنون تغییری نکرده است. اما نرخ تورم سالانه در سال 1389 بر اساس داده آماری بانک مرکزی 12.4 درصد بود. بر اساس نامه رئیس بانک مرکزی به قوه قضائیه، نرخ تورم سالیانه در سال 98، به 41.2 درصد رسید. (وبسایت میداس سرمایه، 14 آذر 1399)
بر اساس داده های آماری قبل از حذف ارز ترجیحی، نرخ تورم گروه عمده «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» در سال 1400 «برای کل کشور 51,5 درصد، مناطق شهری 52.1 درصد و مناطق روستایی 49.4 درصد بوده است.» (خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه 23 فروردین 1401)
رژیم با حذف سوبسید انرژی و پرداخت یارانه ناچیز 45 هزار تومانی، پول زیادی را به جیب زد. سیاست فقیرتر کردن مردم به نفع پیشبرد سیاستهای تروریستی و حمایتِ گروههای نیابتی از بغداد، بیروت، یمن تا دمشق انجام شد. از سوی دیگر، در سال 1389، قیمت دلار از 997 تومان در سال 1388، به 1000 تومان رسید. (ایران جیب 1993) و از سال 1389 تا کنون، ارزش ریال شتابان سقوط کرده و قیمت دلار از مرز 30 هزار تومان گذشته است. بر اساس پیش بینی اقتصاددانهای حکومتی ارزش دلار حتا به بالای 50 هزار تومان هم خواهد رسید.
با مقایسه سقوط ارزش ریال از سال 1388 تاکنون، می توان دریافت که چه کسانی از طرح فریبکارانه «هدفمندی یارانه ها» سود برده و خواهند برد. از سال 1389 تا به حال سفره های مردم لاغرتر شده و 45 هزار تومان هیچ نقشی در حفظ همان همان قدرت خرید قبل از هدفمندی یارانه را هم نداشته است. یارانه هایی که دولت آیت الله اعدام، برای مهار نارضایتی مردم از آن حرف می زند، هیچ چشم انداز روشنی در پرداخت آن از نظر نقدی و یا زمانی وجود ندارد و آینده آن به همان سرنوشت یارانه 45 هزار تومانی تبدیل خواهد شد. رژیم با واقعی کردن قیمتها و غیر واقعی نگاه داشتن قیمت نیروی کار، حیب مردم را به نفع خود جراحی می کند.
به برکت وجود نکبتبار ولایت خامنه ای، نان، این کالای استراتژیک اکثر مردم به صف کالاهای اساسی دیگر پیوست. اگر برای مردم دسترسی به امنیت غذایی یعنی خوردن گوشت، لبنیات و مواد پروتئینی، یک آرزو است، از این پس رژیم می خواهد تهیه نان، انتخاب نوع نان و میزان مصرف نان برای مردم را به یک آرزو و رویا تبدیل کند.
نگاه داشتن مردم در شرایطی که همواره به گذشته خود حسرت بخورند، وادار کردن آنها برای حفظ وضع موجود به جای اندیشیدن برای زندگی بهتر، از شیوه های ضد بشری حکومت است.
آزاد سازی قیمت آرد صنعتی با تورم بی سابقه در بهای محصولات تولیدی از آن روبرو شده و قیمت نانهای صنعتی (غیر سنتی) چندین برابر شده است. بالا رفتن قیمت آرد و نان شوک بزرگی به خانواده میلیونها تن از نیروهای کار که نان پایه اصلی خوراکشان است، وارد کرده است. آزادسازی قیمت آرد، سوخت و حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی بر اساس قانون بودجه سال ۱۴۰۱ در حالی به اجرا گذاشته شده که هیچ یک از وعده های جایگزینی آن از طریق یارانه نه مشخص است و نه انجام شده است.
دو دلیل اصلی که برای آزاد سازی قیمتها و حذف ارز ترجیحی در دولت رئیسی مرتب تکرار می شود؛ مبارزه با قاچاق و اصلاح الگوی مصرف است. بهانه مبارزه با قاچاق یک شوخی است. بر همگان روشن است که آدرس، نام و نشان قاچاقچیها بزرگ را باید از بیت خامنه ای، مافیای برادران قاچاقچی و آقازاده های آنها پرسید. کارگزاران سینه چاک پیاده کردن شیوه نولیبرالی می گویند که ۷۰ درصد منافع ارز ۴۲۰۰ تومانی به جیب عده ای دلال و رانت خوار می رسید. رژیم توانایی برخورد به عده معدود دلال و رانت خوار را ندارد اما زورش به سفره اکثریت مردم محروم می رسد.
دلیل دوم تعیین الگوی مصرف نان برای جلوگیری از اصراف نان، اقدامی سرکوبگرانه، دستوری و افزایش تبعیض و نابرابری در معیشت مردم است. طرح رژیم این است که در ازای ۲۵۰ گرم نان برای هر نفر، به نانواییها یارانه بدهند. اگر کسی بیشتر از ۲۵۰ گرم نان مصرف کند بقیه اش را با قیمت آزاد باید بخرد. پرداخت یارانه به نانواییها فعلا یک حرف است و می توان پیش بینی کرد که حتا تعیین ۲۵۰ گرم نان با یارانه هم در حد وعده های توخالی است و بنابراین مردم حَسرت خوردن همین مقدار نان را هم خواهند خورد.
سیمای وضعیت فلاکتبار معیشتی را می توان چنین ترسیم کرد که عده معدودی در پناه دیکتاتوری ولایت فقیه تبدیل به سلطان خواهند شد و برای امنیت زندگی لاکچری خود به چپاول بیشتر از طریق رانت و سهم بری از ثروت و قدرت چشم دوخته و اکثریت مطلق مردم از صبح تا شب باید مشکل نان، گرسنگی، بیکاری و ناامنی معیشت داشته باشند. راهبرد رژیم و در راس آن خامنه ای، حفظ امنیت نظام غارتگر و دل خوش کردن مردم به چندرغاز یارانه از طریق گداپروری است.
عزت الله یوسفیان، یک مجلس نشین سابق همین روزها گفته است: «این دیگر خط فقر نیست، خط مرگ، فلاکت و نابودی است.» (ایلنا، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱)
شهریار حیدری عضو کمیسیون امنیت مجلس گفت: «مردم امروز دیگر پل و جاده نمی‌خواهند، آنقدر سطح توقع‌ شان پایین آمده است که می‌ خواهند همین تخم مرغ و گوشت و شیر بدست ‌شان برسد.» (انتخاب، یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱)
سیاست ضد بشری متکی بر «اقتصاد مقاومتی» به این معناست که بلایی بر سر مردم می آورند که مردم برای حفظ وضع موجود تلاش کنند و فرصت اندیشیدن به آینده ای بهتر نداشته باشند.
در حکومتی که جان انسانها ذره ای ارزش ندارد و پاسخ معترضان به بی آبی و فقر گلوله است، کم خوری را به عنوان ارزشی مثبت تبلیغ می کنند. روزنامه حکومتی ایران پیرامون سلامتی و کمبود روغن نوشته است: «مردم ایران بیش از حد روغن می خورند؛ حتی چند برابر کشورهای اروپایی!» (چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱) روزنامه ارگان دولت از میزان مصرف پروتئین، لبنیات، میوه، حبوبات و ...حرفی نمی زند و این موارد را بادیگر کشورها مقایسه نمی کند تا «سیه روی شود هرکه در او غَش باشد».


منبع: نبرد خلق شماره ۴۵۱، یکشنبه اول خرداد ۱۴۰۱ - ۲۲ مه ۲۰۲۲
http://www.iran-nabard.com/N451/eghtessadi%20451.htm