افغانستان جولانگاه اشغالگران و جنگ‌طلبان (بخش پنجم و ششم) _ بهرام رحمانی

افغانستان جولانگاه اشغالگران و جنگ‌طلبان
(بخش پنجم)

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

آمریکا چه غنیمت‌هایی برای طالبان جا گذاشت؟!
یک خبرگزاری انگلیسی در گزارشی نوشت، احتمالا گروه طالبان به بیش از دوهزار خودروی زرهی و حدود چهل وسیله پروازی دست یافته است.
خبرگزاری «رویترز» در گزارشی نوشته است، پس از فرار نیروهای دولتی افغانستان از حملات طالبان، این گروه توانسته‌اند شمار چشم‌گیری از تجهیزات آمریکایی را به غنیمت بگیرند.
در این گزارش آمده است، حدود یک ماه پیش وزارت دفاع افغانستان تصاویری از تحویل هفت بالگرد جدید آمریکایی به کابل را منتشر کرد. «لوید آستین» وزیر دفاع آمریکا چند روز بعد بر تداوم پشتیبانی از ارتش افغانستان تاکید کرد.
با این حال ظرف چند هفته طالبان بیش‌تر مناطق افغانستان را تصرف کرده و تمام تجهیزات برجای مانده از نیروهای ارتش را غنیمت گرفتند. یک مقام آمریکایی که نمی‌خواست نامش فاش شود به رویترز گفت: «هرچیزی که از بین نرفته باشد اکنون در دست طالبان است.»
مقامات فعلی و سابق آمریکا می‌گویند نگران هستند که این تجهیزات و تسلیحات برای برخورد با غیرنظامیان استفاده شده یا به‌دست گروه‌هایی نظیر داعش بیفتند و یا حتی به دشمنان آمریکا از جمله چین یا روسیه تحویل داده شوند.
به‌گفته این مقامات یکی از گزینه‌های آمریکا در این زمینه، بمباران هوایی تجهیزات بزرگ‌تر از جمله بالگردها است اما این نگرانی وجود دارد که چنین کاری در حالی که آمریکا مشغول تخلیه افراد است، موجب برانگیختن خشم طالبان شود.
یک مقام دیگر آمریکایی به رویترز گفت، با این‌که عدد و رقم دقیقی در این‌باره وجود ندارد، اما بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی به‌نظر می‌رسد که طالبان اکنون بیش از دو هزار خودروی زرهی و احتمالا تا چهل وسیله پروازی شامل بالگردهای «بلک هاوک»، بالگردهای تجسسی و پهپادهای نظامی «اسکن ایگل» را در اختیار گرفته است.
«مایکل مک‌کاول» عضو کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا به رویترز گفت: «همین حالا شاهد این هستیم که جنگ‌جویان طالبان سلاح‌های ساخت آمریکا را از نیروهای افغان تصاحب کرده‌اند. این تهدیدی چشم‌گیر را برای آمریکا و متحدانش ایجاد می‌کند.»
در این گزارش آمده است، ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷، چیزی حدود ۲۸ میلیارد دلار تسلیحات به ارتش افغانستان تحویل داده است که سلاح، راکت، دوربین دید در شب و حتی پهپادهای کوچک برای جمع‌آوری اطلاعات را شامل می‌شود.
با این حال تجهیزاتی مانند بالگردهای بلک هاوک در این مدت بزرگ‌ترین برتری نظامی ارتش افغانستان در برابر طالبان بود. آمریکا بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶، ۲۰۸ فروند وسیله پروازی برای افغانستان فراهم کرده است.
یک مقام آمریکایی با اشاره به دشواری نگه‌داری از این تجهیزات پیشرفته گفت، آن‌ها مکرراً دچار نقص فنی می‌شوند و نیاز به تعمیر دارد و این مسئله می‌تواند امیدبخش باشد. با این حال «جوزف ووتل» فرمانده بازنشسته آمریکایی نیز گفت، بسیاری از تجهیزاتی که تحت تصرف طالبان درآمده‌اند از جمله وسایل پروازی، مجهز به فناوری‌های حساس آمریکایی نیستند.
رویترز در ادامه نوشت، آمریکایی‌ها از سال ۲۰۰۳، دست‌کم ششصد هزار قبضه تسلیحات پیاده‌نظام از جمله مسلسل‌های ام۱۶، ۱۶۲ هزار قطعه تجهیزات مخابراتی و ۱۶ هزار دوربین دید در شب به ارتش افغانستان تحویل داده است.
یک دستیار کنگره آمریکا در این‌باره به رویترز گفت: «توانایی عملیاتی در شب، یک مولفه واقعی تغییر دهنده بازی است». ووتل و چند مقام دیگر آمریکایی نیز گفتند تسلیحات سبکی که تحت تصرف طالبان درآمده‌اند، از جمله تیربارها، خمپاره‌ها و تجهیزات توپخانه‌ای می‌توانند به طالبان در برابر گروه‌هایی که در برابر آن‌ها مقاومت می‌کنند، از جمله در دره پنجشیر برتری نظامی دهند.
از سوی دیگر «اندرو اسمال» کارشناس مسائل چیز گفت، ممکن است طالبان به چینی‌ها اجازه دستیابی به این تجهیزات را بدهند. اما به باور یک مقام آمریکایی دیگر، پکن احتمالا به این نوع تجهیزات نظامی آمریکایی دسترسی دارد.
رویترز در پایان نوشت، کارشناسان معتقدند، اوضاع افغانستان نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها باید برای پایش تجهیزات نظامی که به متحدان‌شان می‌دهند، راه‌های بهتری پیدا کنند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در بررسی هزینه‌های جنگ افغانستان اعلام کرده که افغانستان در خصوص هزینه‌های جانی، بیش‌ترین هزینه را پرداخت کرده‌ است. از سال ۲۰۰۱، دست‌کم ۴۷ هزار و ۲۵۴ غیرنظامی افغان در این جنگ کشته شده‌اند. این آماری است که دانشگاه براون در پروژه‌ای برای تخمین هزینه‌های جنگ افغانستان منتشر کرده است. علاوه بر این ۷۲ روزنامه‌نگار و ۴۴۴ امدادگر گروه‌های بشردوستانه نیز در جریان این جنگ کشته ‌شده‌اند. دولت افغانستان آمار تلفات جنگ را با هدف ممانعت از اثرات منفی آن، منتشر نمی‌کند اما برآوردها نشان می‌دهد که بین ۶۶ تا ۶۹ هزار سرباز افغان در این جنگ جان خود را از دست داده‌اند. این جنگ هم‌چنین موجب شده ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تبعه افغان خانه و کاشانه‌شان را ترک کرده و از کشور خارج شوند که بیش‌ترشان راهی کشورهای ایران، پاکستان و کشورهای اروپایی شده‌اند. علاوه بر این تعداد، چهار میلیون افغانستانی نیز در داخل کشور خودشان آواره شده‌اند. این آمار زمانی دردناک می‌شود که بدانید جمعیت کل افغانستان ۳۶ میلیون نفر است.
و اما در مورد تلفات نیروهای آمریکایی، آن‌چنان‌که گزارش‌ها نشان می‌دهد حدود ۲ هزار و ۴۴۲ تفنگدار آمریکایی در افغانستان کشته شده و تعداد ۲۰ هزار و ۶۶۶ نفر نیز مجروح شده‌اند. این آمار از سوی وزارت دفاع آمریکا اعلام شده است. در گزارش پنتاگون درج شده که ۳ هزار و ۸۰۰ نفر از نیروهای شرکت‌های امنیتی خصوصی که از سوی ارتش آمریکا در افغانستان به خدمت گرفته شده ‌بودند نیز کشته شده‌اند.
کشورهای عضو ناتو نیز در این جنگ تلفات داشته‌اند و در طول ۲۰ سال گذشته، تعداد یک هزار و ۱۴۴ نیروی نظامی از ۴۰ کشور عضو ناتو در افغانستان جان خود را از دست داده‌اند. قرار است ۷ هزار نیروی ناتو نیز به همراه باقی‌مانده سربازان آمریکایی ت آخر ماه سپتامبر ۲۰۲۱، افغانستان را ترک کنند.
براساس گزارش موسسه Costs of War امریکا طی بیست سال گذشته ۲ تریلیون و ۲۶۰ میلیارد دلار در افغانستان هزینه جنگ کرده است. آخرین گزارش وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۲۰ هم حاکی از آن است که این وزارتخانه به‌طور کلی ۸۱۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار در افغانستان هزینه جنگ کرده است. این مقدار پول در مصارفی نظیر عملیات نیروهای آمریکا در افغانستان، پرداخت هزینه‌های سوخت، آذوقه و خرید و ساخت خودروهای زرهی، اسلحه، مهمات و هم‌چنین هزینه خودروهای زرهی نظیر تانک و ناوهای هواپیمابر هزینه شده است. اگرچه آمریکا در ابتدا برای ریشه‌کن کردن القاعده و پاسخ به حملات این گروه به آمریکا وارد افغانستان شد اما در ادامه، جنگ تبدیل به رویارویی ناتو و آمریکا با طالبان در جریان ملت‌سازی و استقرار حاکمیت مورد نظر خودشان در افغانستان شد که این روند هزینه‌های گزافی در پی داشت.
واشنگتن از سال ۲۰۰۲، حدود ۱۴۳ میلیارد در این زمینه هزینه کرده است که بخشی از آن مربوط به هزینه‌های بازسازی و راهسازی در افغانستان می‌شود. از این مبلغ، ۸۸ میلیارد دلار صرف آموزش، تجهیز و کمک مالی به ارتش و نیروی پلیس افغانستان شده است. ۳۶ میلیارد دلار دیگر نیز صرف هزینه‌های بازسازی، آموزش و زیرساخت‌هایی نظیر سد‌سازی و ساخت بزرگراه شده است. ۴ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار دیگر نیز صرف امور بشردوستانه و آوارگان جنگ شده است. تلاش آمریکا برای ممانعت از صادرات هروئین از افغانستان به دیگر نقاط جهان نیز هزینه‌ای ۹ میلیارد دلاری برای امریکا داشته است.
در این جنگ، برخلاف همه جنگ‌های دیگر تاریخ آمریکا، دولت این کشور مجبور شد برای تامین هزینه‌های جنگ زیر بار استقراض‌های بزرگ برود به گونه‌ای که تاکنون سودی برابر ۵۳۰ میلیارد دلار بابت استقراض‌ها پرداخت کرده است. آمریکا هم‌چنین مبلغ ۲۹۶ میلیارد دلار بابت هزینه‌های پزشکی و درمانی سربازان خود پرداخت کرده است و پیش‌بینی می‌شود که در دو مورد هزینه‌ آخری برای سال‌ها همچنان باید پرداخت‌شان کند.
نهادهای نظارتی و بازرسی ایالات متحده آمریکا دریافته‌اند که بیشتر پول‌هایی که در پروژه‌های زیرساختی افغانستان هزینه‌ شده، به هدر رفته است. کانال‌ها، سدها و بزرگراه‌های ساخته شده توسط منابع مالی آمریکا به جهت عدم توانایی مالی دولت افغانستان برای پرداخت هزینه‌های تعمیر و نگه‌داری، فرسوده شده‌اند. بیمارستان‌های تازه‌ساخت و مدارس نیز خالی مانده‌اند. منابع مالی آمریکا بدون هیچ‌گونه نظارتی در افغانستان هزینه و همین مسئله موجب شد موجی از فساد مالی در افغانستان به راه بیفتد و موقعیت دولت افغانستان به این دلیل بسیار آسیب ببیند.
از سوی دیگر به‌رغم همه تلاش‌های صورت گرفته، تجارت تریاک در افغانستان رکورد زد. با وجود این‌که آمریکایی‌ها هزینه زیادی را صرف آموزش و تجهیز نیروی پلیس و ارتش افغانستان کردند اما طالبان در آن‌سو بر وسعت سرزمین‌های تحت کنترلش افزود. به‌رغم اینکه امریکا هزینه‌ زیادی در زمینه تولید شغل و افزایش رفاه در افغانستان صورت داد اما نرخ بیکاری در این کشور به حدود ۲۵ درصد رسید. میزان فقر نیز در افغانستان طی سال‌های گذشته به‌شدت افزایش یافته و به ۴۷ درصد در سال ۲۰۲۰ رسیده است. بانک جهانی اعلام کرده که این میزان در سال ۲۰۰۷ برابر با ۳۶ درصد بوده است.
به این ترتیب براساس گزارش‌های منتشر شده ،حضور نیروهای نظامی خارجی در افغانستان باعث کشته شدن ۲۴۱ هزار نفر از مردم این کشور، مهاجرت بیش از شش میلیون نفر از مردم افغانستان در داخل و خارج از کشور و تخریب و ویرانی نتیجه‌ای در بر نداشته است.
دانشگاه براون نیز به‌عنوان یکی از معتبرین ترین دانشگاه‌های آمریکا با انتشار گزارشی از هزینه‌های انسانی جنگ ۲۰ ساله آمریکا در افغانستان نوشت تاکنون ۲۴۱ هزار نفر از افغان‌ها در این جنگ کشته شده‌اند که ۷۱ هزار و ۳۴۴ نفر از آنان غیر نظامی بوده‌اند.
در ادامه این گزارش آمده است ۴۷ هزار و ۲۴۵ غیر نظامی در خاک افغانستان و ۲۴ هزار و ۹۹ غیرنظامی هم در مرزهای افغانستان و پاکستان در داخل خاک پاکستان کشته شده‌اند. بیش‌تر این افراد براثر حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا جان باخته اند.
در ادامه این مطلب اضافه شده است بین ۶۶ تا ۶۹ هزار نفر از نیروهای ارتش و پلیس افغانستان و سه هزار و ۵۸۶ نیروی نظامی آمریکایی نیز در این مدت کشته شده‌اند.
براساس این گزارش، نیروی هوایی آمریکا از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ نزدیک به ۷۰ هزار پرواز هواپیماهای سرنشین دار بر فراز افغانستان انجام داده است که در آن ۲۷ هزار بمب هدایت‌شونده را پرتاب کرده است.
تلفات جنگ‌جویان گروه طالبان براساس برآورد دانشگاه براون ۸۴ هزارو ۱۹۱ نفر تخمین زده شده است و هزاران نفر دیگر نیز براثر جنگ، گرسنگی و تبعات ناشی از جنگ جان خود را از دست داده‌اند.
این گزارش، افغانستان را به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین کشورها برای کودکان دانسته و اضافه شده است در یک دهه گذشته هفت هزار و ۷۹۲ کودک در افغانستان کشته و ۶۶۲ تن دیگر مجروح شده اند.
براساس این گزارش، از سال ۲۰۱۰ به این طرف سه هزار زن براثر جنگ کشته شده و هفت هزار تن دیگر مصدوم شده است. سال ۱۳۹۹ با ثبت مرگ ۳۹۰ زن مرگ‌بارترین سال برای زنان افغان در یک دهه گذشته بوده است.
هزینه مالی این جنگ ۲.۲۶ تریلیون دلار برآورد شده است که ۹۳۳ میلیارد آن بودجه وزارت دفاع آمریکا یا پنتاگون بوده و ۴۴۳ میلیارد نیز هزینه متمم آن خوانده شده است.
۲۹۶ میلیارد دلار برای مراقبت‌های پزشکی و زخمی‌ها، معلولان و ۵۹ میلیارد هزینه وزارت خارجه این کشور برآورد شده است که در این مدت ۵۳۰ میلیارد دلار دیگر سود پول‌های وام گرفته شده پرداخته شده است.
در این گزارش گفته شده است که آمریکا ۱۴۴ میلیارد دلار برای طرح‌های بازسازی افغانستان هزینه کرده است.
در این گزارش، دستاوردهای آمریکا از زمان حمله این کشور در سال ۲۰۰۱ در افغانستان را ناچیز دانسته است و محدود به رونق آموزش و پرورش، کاهش مرگ‌و‌میر مادران به نصف و حضور در مجلس نمایندگان دانسته شده است.
طبق گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، انتظار می‌رود پس از تکمیل تخلیه اصلی افغانستان حدود ۶۵۰ سرباز آمریکایی برای تامین امنیت سفارتخانه و دیپلمات‌ها در افغانستان باقی بمانند.
هم‌چنین شمار قابل توجهی از کارمندان شرکت‌های خصوصی امنیتی قراردادی، که برای آمریکا کار می‌کنند در افغانستان خواهند ماند. بنا به تحقیقات کنگره آمریکا تا چهار ماه آخر سال ۲۰۲۰ تعداد این دسته از شهروندان آمریکایی به بیش از هفت هزار و ۸۰۰ نفر می‌رسید.
طبق آمار دولت آمریکا، در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، که آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار سرباز در افغانستان داشت، هزینه‌های جنگ افزایش یافت و به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار در سال رسیده بود.
در سال جاری میلادی یک مقام ارشد وزارت دفاع آمریکا در کنگره این کشور اعلام کرد که در سال ۲۰۱۸ هزینه سالانه نزدیک به ۴۵ میلیارد دلار بوده است.
به گفته وزارت دفاع آمریکا، جمع هزینه نظامی آمریکا در افغانستان‌(از اکتبر ۲۰۰۱ تا سپتامبر ۲۰۱۹) بالغ بر ۷۷۸ میلیارد دلار شده است.
علاوه بر این، وزارت خارجه آمریکا- به اتفاق آژانس آمریکا برای توسعه بین‌المللی و سایر آژانس‌های دولتی - ۴۴ میلیارد دلار صرف پروژه‌های بازسازی کرده است.
با این حساب، بر اساس داده‌های رسمی در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۹ جمع هزینه‌ها ۸۲۲ میلیارد دلار بوده، ولی پولی که آمریکا در پاکستان، به‌عنوان پایگاهی برای عملیات مرتبط با افغانستان مصرف کرده، در این محاسبه منظور نشده است.
بخش اعظم پولی که در افغانستان خرج شده، صرف عملیات ضد‌شورش و نیز رفع احتیاجات سربازان آمریکایی مانند غذا، لباس، مراقبت‌های پزشکی، پرداخت حقوق و مزایای ویژه شده است.
در اکتبر ۲۰۲۰ در گزارشی به کنگره آمریکا، نهادی که مسئول نظارت بر تلاش‌های بازسازی در افغانستان است، تخمین زده بود که بین ماه مه سال ۲۰۰۹ و ۳۱ دسامبر ۲۰۱۹ حدود ۱۹ میلیارد دلار به این ترتیب از بین رفته است.
اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که از پنج سال قبل که به مقام ریاست جمهوری رسید بیش از ۴۵ هزار نفر از نیروهای امنیتی افغانستان کشته شده اند.
پیش از حمله آمریکا به افغانستان، تنها دو گروه عمده القاعده و طالبان در این کشور حضور داشته و مشغول به فعالیت بودند. اما کافی است نگاهی به تنوع گروه‌های اسلامی حاضر در افغانستان بیندازیم تا متوجه تعداد این گروه‌ها مانند داعش، النصره، القاعده، جیش‌العدل و غیره شویم که تا پیش از سقوط کابل به‌طور فعالانه مشغول جنگیدن با دولت افغانستان بودند و از انجام عملیات تروریستی در سراسر این کشور ابایی نداشتند.
تنوع گروه‌های تروریستی حاضر در افغانستان را می‌توان در لابه‌لای سخنان طالبان نیز مشاهده کرد؛ هنگامی که مسئولیت بسیاری از عملیات تروریستی انجام شده در افغانستان را طالبان نپذیرفته و حتی نسبت به وقوع برخی از آن‌ها اظهار بی‌‌اطلاعی کرده است.
بیست و دوم تیر 1401- سیزدهم یولی 2022
ادامه دارد.


افغانستان جولانگاه اشغالگران و جنگ‌طلبان
(بخش ششم)

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

در سال ۱۳۷۳‌ش (۱۹۹۴م) در فرایند جنگ¬های داخلی افغانستان، گروه ۳۰ نفره‌ای به نام طالبان در منطقه‌ قندهار ظهور کرده و در مدت کوتاهی، به نیروی چند هزار نفری تبدیل شد و تا اواخر سال ۱۹۹۶م، جنگجویان آن به حدود ۳۵ هزار نفر رسید.
این گروه با استفاده از اوضاع آشفته داخلی و کمک کشورهای خارجی توانستند در مدت دو سال، حکومت برهان‌الدین ربانی در کابل را در سال ۱۳۷۵‌ش (۱۹۹۶م) ساقط نموده و حکومت طالبان را با عنوان «امارت اسلامی افغانستان» به رهبری «ملا محمد عمر» تشکیل دهند.
برخی از کشورهای منطقه هم‌چون عربستان، پاکستان و امارات متحده عربی بلافاصله حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و به حمایت از آن پرداختند. طالبان دختران را از درس خواندن و زنان را از کارهای اجتماعی محروم کردند و به قتل‌عام شیعیان هزاره پرداخته و با اهل سنت تاجیک و ازبک رویکرد خصمانه‌ای داشتند.
طالبان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ بر بیش از نود درصد از خاک افغانستان حکومت کردند تا این‌که حادثه ۱۱ سپتامبر در آمریکا اتفاق افتاد. متهم اصلی این حادثه، القاعده معرفی شد و به خاطر حضور اسامه بن‌لادن، رهبر القاعده در افغانستان، آمریکا به این کشور لشکرکشی نموده و حکومت طالبان را ساقط کردند، اما طالبان هیچ‌گاه از بین نرفت و هر روز توانست سرزمین‌های بیش‌تری را به تصرف خود درآورد. مطابق نقشه‌ای در سال ۲۰۱۷ میلادی حدود ۵۰ درصد از خاک افغانستان در دست طالبان بود و هر روز از اعتبار و جایگاه دولت حامد کرزای و اشرف غنی کاسته شده و به اعتبار طالبان اضافه م‌شد.
آمریکا که برای حضور خود در افغانستان هزینه فراوانی کرده بود، اما نتوانست به اهدافش برسد و هر روز ضعیف‌تر شد. به همین علت طرح صلح با طالبان را در دستور خود قرار داد و اعلام کرد از ۱۱ اردیبهشت تا ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج می‌کند. طالبان که مترصد فرصت بود، عزم خود را جزم کرده تا دوباره حکومت کابل را از آن خود کند. لذا در عرض کمتر از یک ماه از قندهار خود را به کابل رساند و با فرار اشرف غنی رییس جمهور افغانستان، عملا در پایان مردادماه ۱۴۰۰ شمسی حکومت دوباره به دست طالبان افتاد.
طالبان پیشروی‌های نظامی گسترده‌ای در شهرستان‌های این کشور را آغاز کرده‌اند به طوری که حتی کارشناسان آمریکایی نیز از احتمال سقوط کابل به دست طالبان ظرف یک سال آینده پس از خروج نظامیان آمریکایی از این کشور، خبر می‌دهند. این گروه در چند ماه گذشته توانسته است بیش از ۴۰ شهرستان از ۴۰۰ شهرستان افغانستان را تصرف کند؛ اما تحولات افغانستان به این سادگی‌ها هم نیست.
طالبان هر شهر و روستا و منطقه‌ای را به تصرف خود درمی‌آورد بلافاصله اجرای قوانین شریعت را برای مردم آن‌جا اجباری می‌کند. برای نمونه به ضمیمه همین مطلب توجه کنید.
افغانستان از نظر اقلیمی سرزمینی کوهستانی و بی‌ساحل است. محور رشته کوه‌های هندوکش که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است، سدی استوار میان نواحی شمالی و جنوبی این کشور می‌سازد.
بیش‌تر کوه‌های افغانستان خشک است و از این رو، گذشتن از آن برای وسایل نقلیه آسان نیست. مهندسان شوروی و کارگران افغان در سال ۱۹۶۴ نقبی در دل این حصارهای سر به فلک ساییده کوهستانی باز کردند. این تونل با بلندی ۲/۷ کیلومتر در ارتفاع ۳۶۳/۳ متری از سطح دریا از زیر تنگه سالنگ در ۸۰ کیلومتری شمال کابل می‌گذرد. این شاهراه پایتخت افغانستان را به سرزمین روسیه نزدیک کرده است.
ارتباط این کشور با خارج بیش‌تر از راه پاکستان، که افغانستان با آن مسائل ملی- سیاسی جدی دارد، انجام می‌گیرد.
ویژگی اقلیمی دیگر افغانستان این است که دامداری و کشاورزی در اقتصادش اهمیت نخستین دارد. تولید موادغذایی مانند گندم، گوشت گوسفند و لبنیات به اندازه‌ای است که برای گذران زندگی مردم این کشور به‌طور سنتی تکافو می‌کند.
جمعیت این کشور از عناصر گوناگون مرکب است ‌و بیش‌تر تیره‌های عمده مردم افغانستان برای نمونه، جمعیت پشتون‌ها در ایالت مرزی شمال غرب پاکستان هم‌سان مردمی از این تیره است که در افغانستان سکنی دارند. قبایل تاجیک، ازبک، و ترکمن در بخش شمالی افغانستان از همان ملیت اند که هر یک جمهوری خاص خود را در بخش آسیای میانه شوروی دارند. هزاره‌ها با اکثریت شیعه مردم ایران اشتراک مذهبی دارند.
از آغاز تشکیل حکومت در افغانستان در سال ۱۷۴۷ حکمرانی این کشور در دست پشتون‌های درانی بود. سدوزائی و محمدزائی دو طایفه ممتاز از این پشت‌ونها بودند. یکی از گروه‌های عمده ستیزه‌جوی اینان غلزائی‌ها هستند که تره‌کی و امین، رهبران کودتای ۱۹۷۸، از آن‌ها برخاستند. این غلزائی‌ها کوتاه زمانی زمام حکومت را در دست داشتند، اما هر دو به مرگی نابهنگام درگذشتند.
برکناری محمد ظاهرشاه در سال ۱۹۷۳ و کشته شدن شاهزاده داود رییس جمهور افغانستان در سال ۱۹۷۸ اقبال سیاسی طایفه محمدزائی را یک‌سره به افول کشاند. افغانستان، هم‌چون دیگر کشورهای خاورمیانه، یک طبقه حاکم جا افتاده با بنیادهای حکومتی ندارد، و از این رو گروه و دستگاهی نیست که جای طایفه محمدزائی را در حکومت بگیرد. حکومتی که در سال ۱۹۷۸ به القاء و حمایت شوروی روی کار آمده، بیش‌تر خلاء قدرت به وجود آورد.
افغانستان در عین حال، همیشه به عنوان دروازه‌ای برای تلاقی رقابت قدرت‌های بزرگ بوده است. رقابت قدرت‌های بزرگ همواره بر تحولات داخلی افغانستان تاثیر گذاشته و در مواردی نیز از آن تاثیر پذیرفته است.
قدرت‌های بزرگ جهان، همواره در راستای منافع خود و تعقیب اهداف استراتیژیک‌شان، کشورهای مختلف را مورد حملات نظامی قرار خود قرار می‌دهند.
دولت-‌ملت‌سازی یکی از سیاست‌های عصر مدرن است و از معاهده صلح وستفالی در اروپا سرچشمه می‌گیرد. کشورهای جهان به طور کلی دو مدل را برای دولت - ملت‌سازی طی می‌کنند. مدل از پایین به بالا یا مدل اروپایی و مدل از بالا به پایین یا مدل آمریکایی. در مدل اول ابتدا یک ملت شکل می‌گیرد سپس دولت خود را تاسیس می‌کند و در مدل دوم ابتدا یک دولت تشکیل می‌شود بعد ملت خود را سازماندهی می‌کند. سایر مدل‌ها که برخی از آن‌ها نام می‌برند نهایتا به یکی از این دو مدل منتهی می‌شود. از کشور افغانستان در مورد فرآیند دولت-‌ملت‌سازی، به عنوان کشورهای ناکام یاد می‌شود.
بدین ترتیب اکنون نظریه دولت - ملت به شدت زیر سئوال رفته و به یک مانع بزرگ در راه پیشرفت اجتماعی و فرهنگی بسیاری از شهروندان و به کابوس انسان‌ها و نیروهای آزادی‌خواه و برابری‌طلب و جهان‌شمول تبدیل شده است.
آیا برای نمونه اقدامات حاکمیت تاکنونی آمریکا در راستای دولت - ملت‌سازی به نفع بشریت بوده است یا نه؟
دولت- ملت به لحاظ لغوی یک موجودیت مستقل تحت سلطه یک ملت واحد است. معنی آن در تلاقی دو اصطلاح تشکیل دهنده آن یعنی دولت و ملت نهفته است. دولت به سازمانی سیاسی اشاره می‌کند که هم در درون مرزهای جغرافیایی و هم در رابطه با سایر موجودیت‌های مستقل اعمال حاکمیت می‌کند.(فرهنگ علوم سیاسی اکسفورد، ۱۳۸۱: ۵۴۲) و مربوط به قرون بعد از ۱۶ و ۱۷ میلادی است. چرا که اغلب تا قرون قبل از قرن شانزدهم، امپراتوری‌های جهان‌گشا، بر مبناهای فتوحات و سازمان‌های مذهبی تشکیل شده و دارای ویژگی‌های متفاوت از دولت- ملت‌های امروزی بودند. چون در آن زمان تلقی از دولت و ملت متفاوت بود؛ چرا که به جای ملت بیش‌تر به هویت‌های هم‌گون ملی و یا پیروان یک دین واحد تاکید می‌شد.
اما دولت- ملت شکلی از نظام سیاسی است که بعد از قرن شانزدهم از میان سیستم فئودالی برخاسته و به عنوان الگوی جدید سیاسی جهان گستر شده است. در سیستم جدید که دولت-‌ملت‌ها به عنوان نگرش جدید سیاسی سر بیرون می‌آورند، فرض اساسی براین استوار است که ملت به عنوان یک اجتماع انسانی که دارای مشترکات فراوان تاریخی- فرهنگی هستند و در درون مرزهای تعریف شده سیاسی به نام دولت زندگی می‌کنند. برای همین نیز دولت‌های ملی در جهان امروز، از بستر دولت- ملت پدید می‌آیند که به صورت عالی‌ترین نظام سیاسی شناخته شده و تمام الزامات و تعهدات حقوق بین‌المللی میان این واحدهای سیاسی به نام دولت، بر قرار می‌شود. در حالی که این روابطه دوسویه نبوده و تنها به برخی مشترکات تاریخی، سرزمین مشترک، تاکید می‌شود.
مهم‌تر از همه دولت- ملت‌سازی روندی است که یک جامعه تما قدرت سیاسی و اجتماعی خود را به یک دولت واگذار می‌کند و یا دقیق‌تر بگوییم دولت از بالای سر ملت ساخته می‌شود و قوانین خود را وضع می کند و ملت اجبارا باید از این قوانین تبعیت کند. دولت از طریق انباشت قدرت به ویژه ارتش و پلیس و سازمان‌های امنیتی و توسعه ظرفیت خود، حاکمیت و قدرت خود را کسب، حفظ و ارتقا می‌دهد.
همان طور که پیش‌تر نیز اشاره شد مدل دولت- ملت‌سازی از بالا به پایین، برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم در آلمان و ژاپن به کار گرفته شد. در این مرحله آمریکا اقدام به دولت‌سازی در این دو کشور کرد.
بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت و بر اساس قدرت مسلط خود، در راستای نظم نوین جهانی و حاکم کردن مدل سیاسی آمریکایی در جهان به روش‌های مختلف کمک اقتصادی، برنامه‌های فرهنگی، نظارت در انتخابات، مداخله نظامی و اشغال، اقدام به ایجاد ساختارهای جدید و متناسب با سیاست‌های خود پرداخته است. برای همین نیز عملیات آمریکا در آلمان و ژاپن (پس از جنگ جهانی دوم)، سومالی، هاییتی، بوسنی، کوزوو را می‌توان مهم‌ترین تلاش‌های آمریکا در راستای دولت- ملت‌سازی از بالا به پایین نام برد. بعد از تجربه آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم و تجربه بالکان در دهه ۱۹۹۰، حضور ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ را باید سر آغاز تجربه نوینی از این مدل در افغانستان دانست. آمریکا برای خود نقش رهبری‌کننده و هژمونیک در جهت تامین امنیت و نظم جهانی قایل شد.
با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر فرصت مناسبی برای نقش‌آفرینی نومحافظه‌کاران به وجود آمد تا به تئوریزه کردن سیاست مبتنی بر قدرت و اعاده دوباره هژمونی آمریکا در فضای جدید شد و به شیوه خود به دولت- ملت‌سازی بپردازند.
افغانستان با توجه به آن‌که نزدیک به سه قرن از تاسیس این کشور می‌گذرد، اما هم‌چنان دولت را دنباله قبیله‌گرایی می‌داند. از این رو آمریکا تلاش کرده که برای این کشور دولت‌سازی کند.
با فروپاشی امپراطوری‌ها، دولت‌های جدیدی شکل گرفتند در ادامه جوامع بشری با ظهور فاشیسم و نازیسم مواجه شد.
منطقه خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود به عنوان پلی بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند و شاهراه ارتباطی جهان که سه قاره آفریقا، اروپا و آسیا را به هم متصل می‌کند. علاوه بر موقعیت ژئوپلتیکی، خاورمیانه محل ظهور همه ادیان به اصطلاح «الهی» بوده و از قدیم نزاع‌های ایدئولوژیک و مذهبی و رفقه‌ای و قبیله‌ای در این منطقه رایج بوده است.
اکنون در غیاب دولت - ملت افغانستان دولت‌های قدرتمند منطقه و جهان با طالبان مذاکره می‌کنند که افغانستان را بار دیگر به این گروه تروریستی - اسلامی واگذار کنند به معنای واقعی نظریه دولت - ملت چه‌قدر افتضاح و پوچ و بی‌معنی شده است!
البته نظریه دولت - ملت را باید جداگانه و همه‌جانبه مورد بحث و بررسی قرار داد از این رو هدف در این جا فقط اشاره‌ای به این نظریه ضدانسانی است.
یک‌شنبه بیست و ششم تیر 1401 – هفدهم یولی 2022


ضمیمه:
امارت اسلامی افغانستان
کمیسیون فرهنگی امارت اسلامی افغانستان ۱۴۴۲/۱۱/۳۰ هـ.ق
اعلامیه امارت اسلامی در پیوند به عقد نکاح دختران جوان و زنان بیوه با مجاهدین امارت اسلامی افغانستان
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!
چنان‌که دنیا شاهد است مجاهدین فی‌سبیل‌الله امارت اسلامی افغانستان با عزم و اراده ناب اسلامی، جهاد را در مقابل اشغالگران خارجی و دست نشان‌ده‌های آن‌ها به پیروزی رسانیده‌اند به‌خصوص مجاهدین امارت اسلامی در ولایت بدخشان، تخار توانسته‌اند بیش‌ترین نقاط و ولسوالی‌های ولایات شمال را فتح کرده و الحمدلله اسلام عزیز را پیاده و عملی نمایند. بناء در حال حاضر برای این‌که ریشه جهالت و بی‌دینی و هم‌چنین مشکلات اجتماعی جوانان از این ولایات به‌طور کلی برداشته شود مسؤولین امارت اسلامی به تمام مردم این ولایات به‌خصوص اربابان قوم، ملک‌های قریه‌ها و ملا امامان مساجد امر می‌نمایند تا لیست دختران جوان که بالاتر از 15 سال سن دارند و خانم‌های بیوه که سن‌شان از 45 سال پایین‌تر است را به کمیسیون فرهنگی مجاهدین امارت اسلامی تسلیم نمایند. انشاء‌الله این خواهران به نکاح شرعی مجاهدین آمده و غرض فراگیری دروس ناب اسلامی و پذیرفتن اسلام عزیز به‌طور کامل به وزیرستان و مدارس اسلامی انتقال خواهند شد.
لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً (95) دَرَجات مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ کانَ اللّهُ غَفُوراً رَحیماً (96) سوره نساء
ترجمه: مؤمنان خانه‌نشین که زیان ندیده‌اند با مجاهدین که با مال و جان خود در راه الله متعال جهاد می‌کنند یک‌سان نمی‌باشند خداوند کسانی را که با مال و جان خود جهاد می‌کنند بر خانه‌نشینان برتری داده است و الله متعال همه را پاداش نیکو داده است ولی مجاهدان را بر خانه‌نشینان پاداشی بزرگ برتری بخشیده است.‌(95) (پاداش بزرگی که) به عنوان درجات و آمرزش و رحمتی از جانب او (نصیب آنان می‌شود) و خدا آمرزنده مهربان است.‌(96)
با احترام
کمیسیون فرهنگی امارت اسلامی افغانستان
ادامه دارد.