حسين طائب جاسوس اسرائيل؟! _ عباس( بابك) رحمتى



«حسين طائب»، جغد شب بيت ولايت (فقيه) بر كنار شد. اين سوال هميشه مطرح است، چرا بعد از اين گذشتِ اين همه سال حالا به فكربركنارى اين بوزينه ولايت افتاده اند؟ اكنون ببينيم حسين طائب كيست و چگونه به رياست و فرماندهى كل اطلاعات سپاه پاسداران/ (ساس )رسيد؟ چرا او را بركنار كرده و محمد كاظمى را به جاى او منصوب كردند؟ و چرا سه روز بعد از بركنارى او پاسدار «ابراهيمجبارى» فرمانده حفاظت ولى امر هم بركنار شد؟! چرا تغييرات اينچنينى كه در نهاد مهم حراست در بيت رهبرى نظام است در اين روزهاكه رژيم متزلزلتر از گذشته است صورت ميگيرد؟
اين بركنارى ها از چند جنبه قايل بررسى است. بركنارى حسين طائب بعنوان يكى از موثرترين مهره ها و نزديكترين فرد به على خامنه اىاست كه صورت ميگيرد او با مجتبا خامنه اى رابطه نزديكى داشت و تمام اوامر او را در سركوب اجرا ميكرد. هميشه اين سوال بزرگمطرح است ، «طائب »چگونه با كارنامه جنايات و محبوبيت او نزد خامنه اى و پسرش براحتى كنار گذارده ميشود؟ در نهاد امنيتى سپاهچه اتفاقاتى افتاده است؟ در يك كلام چرا طائبِ جنايتكار را بركنار كردند؟!
آيا تضاد وزارت اطلاعات سپاه با وزارت اطلاعات دولت در گير شده اند؟ يا مسائل ديگرى مانند ترورهايى كه توسط اسرائيل صورت گرفتهاست باعث بر كنارى او شده است؟ چگونه است ،كسى مانند طائب كه از گردان «حبيب »تا رياست ساس بالا آمده و تمامى جنايات رابخوبى انجام داده است ،يكشبه بركنار ميشود؟
حسين طائب چهار دهه در سپاه پاسداران و بسيج سكوب و جنايت كرده است و حالا بركنار ميشود .او سابقه معاونت اطلاعات را در١٣ سال پيش عهده دار بوده است در سال ١٣٨٨ به خاطر سركوب بيشتر مردم سازمان اطلاعات سپاه (ساس) را تشكيل ميدهند كهطائب به رياست آن منسوب ميشود.
طائب از چهره هاى امنيتى است كه در زمان جنگ با افرادى همچون «مجتبا خامنه اى»، «عليرضاپناهيان»، محمد كوثريان و حسيننجات همراه بود.نزديكى او با مجتبا خامنه اى و بيت ولايت فقيه در هـمانجا تصويب شد. نزديكى وى با مجتبا و على خامنه اى او را بهفردى معتمد معتمدِ آنها تبديل كرد، بطوريكه در دهه ٧٠ خورشيدى كه وزارت اطلاعات به رياست «على يونسى» بود و عملكردي موررضايت بخشىِ خامنه اى را نداشت. حسين طائب از جمله اعضاى تيمى بود كه در جريان امنيتى اطلاعاتى به موازات وزارت اطلاعاتمعروف به اطلاعات "موازى" وزارت اطلاعات را راه اندازى و هدايت كرد. اين براى طائب اعتبار لازم را نزد خامنه اى بوجود آورد و با چنيناعتبارى در «ساس» دستِ بالا را بدست آورد و هركارى كه دلش ميخواست انجام ميداد.وى كوشيد كه در تمام امورات امنيتى / پليسىدخالت كند!تا با موازى كارى ريشه هاى ساس( سازمان اطلاعات سپاه)را تفويت و بسط دهد!گسترش حوزه فعاليت ساس باعث وقوعتنش با ناجا شد.از طرفى باعث اختلافات با دو نهاد امنيتى در پروژه ها و پرونده هاى مختلف شد كه قابل توجه بود.برأى نمونه در پروندهدستگيريهاو مختلف مانند «مجيد جمالى فشى »[١]و« مازيار ابراهيمى» (كه تا سرحد مرگ شكنجه شد و بعد آزاد شد) توسط وزارتاطلاعات و ترور باصطلاح دانشمندان هسته اى سازمان اطلاعات سپاه نسبت به حقيقى بودن اعترافات ترديد وجود داشت كه در نهايت باپافشاري همين سازمان مخدومه اعلام شد. اين پرونده به جز مجيد جمالى فشى كه اعدام شده بود بقيه متهمان آزاد ميشوند.
در مقابل پرونده زيست محيطى ها كه در دست ساس بود وزارت اطلاعات، اطلاعات امنيتى جاسوسى ، بازداشت شدگان را تائيد نكرد وگزارشات غير رسمى از تلاش وزارت اطلاعات براى آزادى تعدادى از متهمان حكايت دارد.
در اين ميان حسين طائب طى فعاليتهاي به عنوان رئيس ساس پرونده تخلفات و فساد بسيارى از مسئولين و
وابستگانشان از جمله مهدى هاشمى فرزند رفسنجانى، اسفنديار رحيم مشائى ، حميد بقايى ،حسين فريدون و مهدى جهانگيرى را بهجريان انداخته و آنها را به زندان برده و محكوم كرد.اقدامات اينچنيى ( گازانبرى) حسين طائب سبب شد كه اقدامات بعضى ازاصولگرايان به پرونده سازى هاى نامتقارن با اهداف آبروريزى رژيم متهم شود.
طائب در مهره چينى هاى كلان در انتخابات رياست جمهورى و در رد و تائيد صلاحيت نامزدها سهيم بوده است و نقش مهمى نيز داشتهاست.
موازى كارى!
در رابطه با اسرائيل حسين سلامى فرمانده كنونى سپاه از اختلافات درونى گفت؛ " دشمن ميخواهد اعتماد به نفس را از ما بگيرد و مارااز درون تهى كندو نگاه و اعتبار خودمان را اول از چشم خودمان بيندازيد!"او از همه پاسداران سپاه خواست كه اين نگاه دشمن راابطال( باطل ،از بين بردن ) كنند.
نكته مهم اين بود كه او به قدرت اطلاعات و سرويس هاى اطلاعاتى اسرائيل و غرب به يك موضوع براى جمهورى اسلامى( نگاه) و اشاره كرد و آن قدرت اين شبكه هاى اطلاعاتي در تغيير دادن رژيمهاى سياسى است. ( ايسنا)
سلامى گفت: " حفاظت اطلاعات ما درگير رويارويى مستقيم با همه ى سرويس هاى مجرب و كار آزموده اطلاعاتى امنيتى استكبار استكه فروپاشى رژيمهاى بسيارى را در كارنامه پليدِ خود دارند و در اين راه از ابزارهاى پيچيده و تكنيك هاى متكبرانه متغير و دائمن نوشونده برخوردارند. دشمن ما در عمل سرويسهاى اطلاعاتى اوست ،اين بخش عمل دشمن كاملن جدى و قابل اتكا است.امما نتوانسته اندبه اعماق نقاط مختلف نيروهاى مسلح ما راه يابند و اين ناشى از مجاهدت ها وتلاشهاى مااست." يعنى نفوذ داشته نه تا اعماق وجودىسپاه...
البته اين سخنان سلامى مصرف داخلى دارد كه براى نيروهاى زوار در رفته سپاه و بسيج مطرح ميكند. بايد گفت اين اختلافات وجابجايى ها در ساس يعنى بالاترين نهاد امنيتى رژيم ، نشان از درگيرى هاى بسيار عميق و تَرس از هم پاشيدن از درون رژيمدارد.نشان از درون و اطرافيان بيت دارد كه باعث شد سازماندهى حفاظت خامنه اى را تغيير دهند.در تازه ترين خبرهاى درونى ، حسينطائب در جلسه «مجيد خادمى »( يا مجيد حسينى ،رئيس حفاظت سپاه) سخن گفت، او زنگِ خطر تعقيب رژيم را به صدا در آورد! سوال اينجاست ، چرا طائب را كوتاه مدت به صحنه آوردند ؟ و به جاسوس گيرى مشغول شدند؟ در تازه ترين خبرها در مورد نفوذاسرائيلى ها در نهادهاي امنيتى جمهورى اسلامى ، نيويورك تايمز ، نوشت:" على نصيرى بازداشت شد او از فرماندهان اطلاعات سپاه( ساس) است كه به ظن جاسوسى براى اسرائيلى ها دستگير شده است. دستگيرى سرتيپ پاسدار نصيرى فرمانده سپاه انصارالمهدى چهار هفته قبل و كمى قبل تر از بركنارى حسين طائب ، و پس از بازداشت ده تن از مقامهاى مرتبط با برنامه موشكى ج اسلامى به ظندرز دادن اطلاعات به اسرائيل صورت گرفته است .
تعويض گسترده محافظان و دستگيرى نصيرى ، نشان دهنده تَرس خامنه اى يعنى ،هسته ى سخت است كه سراسر وجود رژيم را فراگرفته است. بايد متذكر شد كه اين تعويض ها، بى اعتمادى به سطح بالا حكومتى ها محدود نمى شود بلكه به نيروهاى پائين تر نظام همكه در رويارويى سياسى خود يكديگر را به جاسوسى براى اسرائيل متهم مى كنند.كه اين خود نشان از هم پاشيدگى درونى اطلاعاتسپاه و عدم پايگاه اجتماعى در ايران و ترس از نقشه هايى است كه اسرائيل در سر دارد و آينده خود را تيره و تار ميبيند.
در همين رابطه در يزد سخنرانى «مسيح مهاجرى»[٢]از عمامه داران مخالف را بر هم زدند كه نشان از اختلاف ديگر نظام وحشت زده را دارد . اشاره او به «كاترين شكدم» بود كه برأى اسرائيل جاسوسى ميكرد، آيا اين اشارات از زلزله امنيتى نيست كه در جمهورىفاشيستى مذهبى در حال رخ دادن است؟ تمامى اينها بعد از بركنارى طائب مطرح ميشود و حال طائب را به صحنه آورده اند كه از نفوذاسرائيلى ها بگويد!
الى كوهن Eli Cohen يكى از مشهورترين جاسوس إسرائيل بود كه بيشترين معروفيت اش جاسوسى درسوريه بود كه توانست تا سمت مشاور عالى وزير دفاع ترقى يابد . او در سوريه تا ١٩٥٧ - ٦٥ از تندترين و جديترين و پيشرو ترين افرادى بود كه با اسراييل مخالفتميورزيد. گفته ميشود اطلاعات او در پيروزى إسرائيل در جنگ ٦ روزه سهم زيادى داشته است. آيا ميتوان گفت؛ حسين طائب «الىكوهن»جمهورى اسلامى است كه حالا كنار گذاشته شده است؟[٣]
ميگويند إسرائيل دونوع جاسوس دارد . رده پائينى ها كارى ميكنند تا رژيم ها سرگرم پائينى ها باشند تا رد بالايى ها كار خودشان راپيش ببرند!
آيا كاترين شكدم با لو دادن بعضى از مقامات مانند «نصيرى »باعث شده است رده پائينى ها را سرگرم كند تا جاسوسان در بالاكارهاي خود را پيش ببرند؟ اكنون كه إسرائيل رژيم را چنين پوسيده مطرح ميكند ،آيا اين سپاهى هاى سركوب گر و رانتخوار با كمترينتحركات و ابتكار ميتوانند كارى در مقابل جاسوسان إسرائيل انجام دهند؟ بركنارى حسين طائب نشان داد إسرائيلى ها موفق تر بودندواين جن و پرى نبود كه وارد سيستم جمهورى اسلامى شده اين خوده جاسوسان بودن و كارى كردند كه عمامه داران را به چنين واكنشىوادارند.
محمد نورى زاد در سال نود و نه خورشیدی ازدرون زندان بلند فریاد زد :حسین تائب(او وی را چنین میداند، توبه کننده) جاسوس اسرائیل است.
________________________________________
[١] مجید جمالی فشی رزمی‌کار ایرانی، دارنده مدال برنز جهانی کیک‌بوکسینگ محکوم به ترور مسعود علی‌محمدی به دستور اسرائیلاست. وی پس از محاکمه اعدام شد. وی در یک اقرار تلویزیونی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، نحوهٔ همکاری خود با موساد وآموزش‌های خود در اسرائیل را به‌تفصیل شرح داد، اما تناقض‌های زیادی در اعتراف‌های او بود.
[٢]اشاره مسيح مهاجرى در يزد در مسجدتند روها (حظير) به كاترين شكدم چه معنايي دارد. شكدم با صدات از مقامات ج ا رابطهمشروع و غير مشروع داشته است.
[٣]الیاهو بن شائول کوهن یک جاسوس اسرائیلی بود. بیشتر معروفیت او به خاطر عملیاتش در سوریه است که توانست با نفوذ در دولتسوریه تا مشاور عالی وزیر دفاع نیز ترقی یابد. در سوریه او در ظاهر از تندروترین، جدیترین و پیشروترین افرادی بود که با اسرائیلمخالفت می‌ورزید. در نهایت هویت واقعی او آشکار شده و در سال ۱۹۶۵ اعدام شد