دشمن در خانه است! - مهدی سامع



برخی تیترهای تکاندهنده رسانه های حکومتی چنان گویا است که ادعاهای کارگزاران نظام در مقابل آن رنگ می بازد. آفتاب اقتصادی در شماره روز چهارشنبه ۲۵ خرداد نوشت: «ایران به زودی تبدیل به بیابان می شود.» و نقش اقتصاد در شماره روز سه شنبه ۲۸ تیر نوشت: «غروب غم انگیز دریاچه ارومیه.».
با همین دو جمله کوتاه می توان به ادعاهای دروغ و بی مایه کارگزاران رژیم پی برد. در یادداشت سیاسی شماره ۴۵۱ ماهنامه نبرد خلق با عنوان «می خواهند ایران ما را کُلَنگی و مَتروکِه کنند!» در مورد سیاستهای ضد مردمی نظام و در راس آن ولی فقیه نوشتم: «او برای حفظ حکومت ضد مردمی اش و برای تامین امنیت غارتگران، منابع کشور را نه در جهت منافع مردم که در خدمت حفظ نظام هزینه می کند و در نتیجه مردم را به فلاکت و بخشهای وسیعی از سرزمین ایران را به متروکه تبدیل می کند.» اکنون با دروغ پردازیها و ادعای پوچ ابراهیم رئیسی معلوم می شود که این گزافه گویی نیست که می خواهند ایران را ویران کنند.
کسانی که به شنیدن و یا خواندن حرفهای بیهوده ابراهیم رئیسی و بایدها و نبایدهای او عادت دارند، تعجب نمی کنند که او هر واقعیتی را وارونه و هر فاجعه ای را نعمت ارزیابی کند. روز سه شنبه ۲۱ تیر سال جاری او در نشست وزیران محیط ‌زیست کشورهای منطقه، گفت که «این آمادگی را دارد که تجارب و دانش خود را در اختیار سایر کشورها و همسایگان برای کاهش آلودگیها قرار دهد.» (عصر ایران) پیش از این هم هنگامی که در روز پنجشنبه ۲۶ خرداد از شرق اصفهان بازدید می کرد گفت: «باید به قانون عمل شود و تقسیم عادلانه آب صورت گیرد.» (فارس)
اگر ابراهیم رئیسی از تجربیات نظام در مورد قتل عام زندانیان که دستی در آن دارد و یا غارت منابع آب مردم صحبت کند، باید به او مدال حقیقت گویی داده شود. اما از بد حادثه برای ولی فقیه که راه نجات ولایت را در تحمیل رئیسی به رقبا تشخیص داده، دروغهای این آخوند حقه باز و تبهکار چنان بی ریخت و مشمئزکننده است که حتی نمی توانیم برآن مارک عوامفریبی بزنیم. واقعیت این است که رئیسی نه عوامفریبی می کند و نه نادان است. او حقه بازی است که چشم در چشم دروغ می گوید تا با پشتیبانی زَر و زور به مردم ایران پیام دهد؛ تحمل شرایطی که نظام برای مردم ایجاد کرده بر اساس مثل «آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته» شامل اما و اگر و بهانه آوردن و اعتراض کردن نمی شود. این چنین است نظام ولایت فقیه در نقطه «کمال» خود، جامعه را به سُخره و کشور را به ویرانی و مردم را به فقر و فلاکت می کشد. برای اثبات این ادعا، استناد به برخی از گفته ها و نوشته های کارگزاران نظام و رسانه های حکومتی در دو ماه گذشته کافی است.

حقایقی که برملا می شود
یک نمونه از عدالت حکومت و آخوند رئیسی را می توانیم در شماره چهارشنبه ۱۱ خرداد روزنامه شرق ببینیم. نجمه جمشیدی می نویسد: «به زمین زیر پایمان هم دیگر اعتمادی نیست، هر لحظه ممکن است فرو بریزد؛ چرا که ۴۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز بی ‌محابا و در مقابل دیدگان مسئولان در حال بلعیدن مایه حیات تهران هستند. مسئولان نیز مرگ تدریجی تهران را به تماشا نشسته ‌اند. این بی ‌تفاوتی مسئولان، تهران را رکورددار بحران فرونشست زمین در ایران و جهان کرده است. بحرانهای زیست‌ محیطی ایران تمام ‌شدنی نیست. یک روز ریزگرد و کم ‌آبی و روز دیگر فرونشست زمین و فروچاله ‌ها؛ ۲۹ استان کشور درگیر بحران فرونشست زمین هستند. به‌ گفته رئیس سازمان زمین‌شناسی در حال‌ حاضر ۶۰۹ دشت کشور با معضل فرونشست زمین دست ‌و‌ پنجه نرم می‌کنند که از این تعداد بیش از ۴۰۰ دشت در منطقه بحرانی فرونشست قرار دارند. اتحادیه اروپا چهار میلی ‌متر فرونشست زمین در سال را طبیعی اعلام کرده است؛ اما میانگین فرونشست در ایران سالانه شش سانتی ‌متر است و در برخی از دشت‌ها نیز به ۳۶ سانتی ‌متر رسیده است. با مقایسه این آمارها به عمق فاجعه فرونشست زمین در ایران پی می‌بریم؛ فاجعه‌ای که از دهه ۸۰ آغاز شد.
شاید مهم‌ترین دلیل رکوردزنی تهران در فرونشست زمین به توسعه آن بازگردد. افزایش جمعیت آن به بیش از ۱۰ میلیون نفر، توسعه غولهای صنعت خودروسازی مانند ایران ‌خودرو سایپا، یکی از قطبهای تولید گوشت قرمز کشور و گسترش صنایع ناسازگار با زیست ‌بوم، همه این عوامل دست به دست هم داده ‌اند تا تهران را به مرحله بحرانی برسانند. براساس آمار، کلان‌شهر تهران ۱۰ میلیون ساکن شبانه و ۱۵ میلیون تردد روزانه دارد. برای سیراب‌کردن این جمعیت دستکم یک میلیارد متر‌مکعب آب شرب نیاز است.
روزگاری تهران ۵۰۰ قنات بارور داشت که در حد توان اکولوژیکی این شهر می‌ توانست برای جمعیت متعادل آن آب تأمین کند؛ اما در چند دهه گذشته، تهران عطش سیری ‌ناپذیری برای بلعیدن منابع آبی شهرهای همجوار خود داشته است. هرچه خواسته در این سالها به او آب داده‌ اند. سدسازی و انحراف آب رودخانه ‌های کرج و لار و جاجرود و شاهرود و... به پایتخت؛ تهران را به کلان‌ شهری پرمعضل و ناسازگار با زیست ‌بوم تبدیل کرد که موجب شد این کلان ‌شهر دهها برابر توان اکولوژیکی خود از جمعیت پر شود. در‌این ‌میان برای جبران کمبودهای خود تبدیل به راهزن حقابه کشاورزان کرج و شهریار و طالقان و ورامین و گرمسار و... شد. حقابه‌ دزدی که سرانجام آن نابودی اراضی کشاورزی و باغها در شهرهای هم‌جوار و فرونشست زمین در استان تهران بود.»
بازنشر بخش زیادی از مقاله ای که روزنامه شرق پوشش داده برای این است که توجه داشته باشیم آگاهی از فاجعه به طور گسترده وجود دارد و آن چه وجود ندارد سیاست مردمی برای غلبه بر فاجعه است. برای تایید این ادعا لازم است بازهم به برخی از رسانه ها استناد شود.

*خبرآنلاین، پنجشنبه اول اردیبهشت، معاون فنی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: «فقط ۲۰ درصد از حقآبه دریاچه ارومیه تامین شده است.»
*انتخاب، چهارشنبه ۱۸ خرداد، رییس پلیس راهور گفت: «به ازای هر ساعت ۲ نفر در جاده می‌میرند و ۴۰ نفر مجروح می‌شوند، تاکید کرد: اینها فقط خسارت مادی است. در حالی که خسارت معنوی هم بسیار زیاد است و این خسارت اصلا محاسبه نمی ‌شود.»
*ایسنا، دوشنبه ۳۰ خرداد، مدیر سد و نیروگاه زاینده ‌رود گفت: تنها ۳۰ درصد این سد آب دارد و «در شرایط فعلی دیگر هیچ‌گونه توان بارگذاری جدید را ندارد».
*ایلنا، شنبه ۴ تیر، رئیس بخش زلزله ‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در مورد فرونشست زمین که به صورت مستقیم با کاهش سطح آب زیرزمینی در دشتهای کشور ارتباط دارد گفت: ایران «به لحاظ نرخ فرونشست زمین، جزو سه کشور اول دنیا محسوب می‌شود.» او اضافه کرد که: «در برخی از مناطق مانند جنوب غرب تهران میزان فرونشست تا مرز ۲۵ سانتیمتر در سال است.»
*ایسنا، یکشنبه ۵ تیر، سرپرست جدید سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران از افزایش ۶۶ درصدی استانهای بیابانی در کشور خبر داد و گفت: «تعداد استانهای بیابانی ایران از ۱۴ مورد در آغاز برنامه چشم ‌انداز ۲۰ ساله، اکنون به حدود ۲۱ استان افزایش یافته است».
*تسنیم، شنبه ۱۱ تیر، مدیر عامل آب و فاضلاب خراسان رضوی گفت: «هم اکنون ۲۷ شهر در استان در وضعیتهای قرمز و زرد به لحاظ بحران آب قرار دارند و ۹۰۰ روستا نیز دچار تنش آبی هستند.»
*شبکه شرق، دوشنبه ۱۳ تیر «بعد از کارون و کرخه که خشکیدند، حالا نوبت خروشان ‌ترین رود کشور رسیده. به ‌تازگی تصاویر و گزارشهایی از پایین ‌دست رودخانه دِز منتشر شده که نشان می ‌دهد این رود برای نخستین بار در تاریخ به طور کامل خشکیده‌ است! البته دِز در سالهای گذشته هم وضعیت خوبی نداشت و کم ‌آب شده بود ولی این اولین باری است که به طور کامل خشک شده است.»
*ایلنا، دوشنبه ۲۰ تیر، «رودخانه کشکان در استان لرستان که سرچشمه اصلی رودخانه کرخه در خوزستان است «امسال به بحرانی ‌ترین شکل ممکن رسیده و مناطق پایین دست این رودخانه به طور کامل خشک شده است.»
*اتاق ایران آنلاین، شنبه ۲۵ تیر، رئیس اتاق بازرگانی تهران در یادداشتی با استناد به آخرین گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) خبر از یک فاجعه کلان داد و نوشت: «ایران در سالهای آینده احتمالاً ۷۰ درصد از زمینهای کشاورزی خود را از دست خواهد داد و این موضوع به یک خطر بزرگ برای کشور بدل خواهد شد.»
*ایرنا، سه شنبه ۲۸ تیر، رییس اداره امور بیابان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری اصفهان گفت: «از مجموع ۲۸ شهرستان این استان، ۱۴ شهرستان درگیر پدیده بیابان زایی است. ... از لحاظ بیابانی بودن ۳۰ درصد مساحت این استان را بیابان تشکیل می‌ دهد در حالی ‌که در کشور ۲۰ درصد و در دنیا ۱۰ درصد مساحت به عرصه های بیابانی اختصاص دارد.»

دشمن در خانه است
آن چه در بالا بدان استناد شد نشان می دهد که حاکمان غارتگر برای تامین امنیت قدرت و ثروت شان، آگاهانه تیشه به ریشه ایران زمین می زنند. ایران ازنظر کیفیت زندگی در میان ۸۷ کشور که داده‌ های آنها در وبسایت Numbeo مورد بررسی قرار گرفته، رتبه ۸۶ و یکی مانده به آخر را دارد. در ایران دستکم ۱۵ میلیون حاشیه نشین وجود دارد و سالانه هزاران نفر فقط در تهران از آلودگی هوا قربانی می شوند. نقشه نظام این است که روستاهای ایران هرچه بیشتر تخلیه شود و مردم آن در حاشیه کلان شهرها و در حَلَبی آباد ها روزگار تلخ خود را بگذرانند. همزمان حکومت می خواهد بخشی از نیروی جوان این آوارگان را برای نیروهای سرکوب به کار گیرد. پیام «سلام فرمانده» به دهه نودیها و تشویق مردم به فرزند آوری هرچه بیشتر در جهت همین سیاست است. در جامعه دو درصدی از فوق ثروتمند به وجود آمده و در مقابل بیش از هشتاد درصد به فلاکت کشیده شده اند. حکومت با نیروی سرکوب که مجهز به پیشرفته ترین ابزار و آلات است، با شدیدترین شکل مبارزه مردم برای حق حیات را سرکوب می کند و همزمان از طریق نهادهای امنیتی این گفتمان را ترویج می کند که مبارزه برای سرنگونی نظام حاکم منجر به «تجزیه» و «سوریه» ای شدن ایران می شود. رژیم با این حربه نرم افزاری که برخی از نخبگان سیاسی هم به آن دامن می زنند، هر مبارزه برای رفع تبعیض و برای حقوق پایمال شده، را سرکوب می کند. آن گروه از نخبگان سیاسی که از حکومت دفاع می کنند و به ترویج گفتمانهای نهادهای امنیتی رژیم می پردازند، یا منافع مادی در این امر دارند و یا به دلایل گوناگون می ترسند.
اکنون اما شرایط به گونه ایست که زُمُختی فاجعه برای جامعه به میزان کافی روشن شده است. درج نقل قولهای کوتاه و طولانی برای اثبات همین پدیده است.
واقعیت این است که اکثریت قاطع مردم ایران دست حکومت را خوانده اند. شعار «دشمن ما همین جاست» به خاطر همین آگاهی است. اکنون به خوبی روشن شده که حکومت به طور بنیادی ایران را هم ویران و هم تجزیه کرده و مهاجرت داخلی و خارجی را به مردم تحمیل کرده است. آن چه قرنها پیش فردوسی سروده است را می توان با مبارزه علیه استبداد مذهبی، با همبستگی برای آزادی به روز کرد: دریغ است که ایران ویران شود!

منبع: نبرد خلق شماره ۴۵۳، شنبه اول مرداد 1401 - ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۲
http://www.iran-nabard.com/N453/yadasht%20453.htm