«فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم» (حافظ) - زینت میرهاشمی

قیام سراسری زنان و مردان ایران زمین، با جوانه زدن از دل خیزشهای قبلی، با قتل حکومتی مهسا امینی (ژینا) در ۲۵ شهریور امسال سربلند کرد. قتل ژینا جرقه ای بود که موجب برکشیدن زبانه آتش خشم مردم شد. قیامی که از شهریور ماه آغاز شد، پر قدرتمندتر از هر هنگام تا پایان ماه مهر ادامه داشت و با قدرت وارد آبان شد. قیامی متحد، گسترده و رنگارنگ تر از هر زمان با گامهایی استوار پیش می رود.
تعریف انفجار خشم گسترده و سراسری اخیر، بنا به بیان نیروهای محرکه آن: «بهش نگین اعتراض، اسمش شده انقلاب». ایران زمینی که آبستن فوران خشم و تنفر مردم بود اکنون زایش انقلابی نوین را نوید می دهد.
شعارها و هماوردی برای سرنگونی دیکتاتوری دینی است که جنس قیام را تعریف می کند. از این منظر باید گفت، شعارها و تسخیر خیابان در هماوردی با نیروهای سرکوبگر، افق روشنی را برای آینده ایران ترسیم می کند. شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر»، «زن، زندگی، آزادی»، «جمهوری اسلامی نمی خواهیم»، «مرگ بر خامنه ای» و... از عمومی ترین و محوری ترین شعارهایی است که در کف خیابان، در دانشگاهها، در بازار و در میان دانش آموزان فریاد زده می شود.
بر اساس تخمین روزنامه حکومتی سازندگی دست کم ۲۰ هزار نفر تا ۲۹ مهرماه دستگیر شده اند. این روزنامه در تاریخ ۲۹ مهر ماه نوشت: « آماری که علیرضا بیگی (عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس) بـه آنها اشاره کرده بیانگر آن است که فقط سه هزار نفر از بازداشتیهای حوادث اخیر در استان تهران به فشافویه منتقل شده ‌اند و احتمالا بخشی به همین اندازه هم در زندان اوین بازداشت شده‌ اند. این موضوع نشان می‌ دهد که احتمالا دستگیرشدگان استان تهران در ناآرامیهای یک ماهه گذشته بیش از ۳ هزار نفر بوده، اما این نشانگر آن است که اگر به طور متوسط در هر استان ۵۰۰ نفر بازداشت شده باشند دستکم در کل کشور بیش از ۲۰ هزار نفر در ناآرامیهای اخیر دستگیر شده‌اند.» (سایت خبرفوری رژیم)
سازمان عفو بین الملل و نهادهای مدافع حقوق بشر آمارهایی تاکنون داده اند. با توجه به این که تعدادی همچنان مفقود هستند، تعدادی بعد از ضربه های باتوم در روزهای بعد در بیمارستان درگذشته اند و یا خانواده ها زیر فشار رژِیم هستند، آمار واقعی شهدای قیام و دستگیرشدگان هنوز روشن نیست. سازمان مجاهدین خلق ایران اسامی ۲۶۰ تن از شهیدان قیام تا پایان مهرماه، را منتشر کرده است.
در میان شهدای قیام، تعداد زیادی کودکان و جوانان زیر ۱۸ سال هستند که عکسهای بسیاری از آنها در شبکه های اجتماعی پخش شده است. کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد از بازداشت صدها کودک و حداقل شهادت ۲۳ کودک و یک پسر ۱۱ ساله خبر می دهد.
ورود فراگیر دانشجویان به قیام، همراهی دانش آموزان در چند نقطه و همراهی مردم خیابان با آنها و حضور جوانان، به ویژه زنان در جنگ و گریزهای خیابانی، پیوستن کسبه و بازاریان در لاله زار تهران و در بسیاری از شهرهای دیگر به اعتصاب به ویژه در شهرهای کردستان و... تداوم تسخیر خیابان را نشان می دهد. دانشجویان علاوه بر شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «می جنگیم، ایران و پس می گیریم»، چند شعار جدید، برای مثال؛ «بهش نگین اعتراض، اسمش شده انقلاب» و «اوین شده دانشگاه، ایران شده بازداشتگاه» را به ثبت رساندند.
کشتار بی رحمانه دهها نفر از هموطنان در زاهدان و زخمی کردن صدها نفر از آنها، یورش به مسجد آنها هنگام برگزاری نماز، تیرباران جوانان در خیابان، کشتن با باتوم و... نشانه دست و پا زدن حکومتی است که در گِل گیرکرده و همهِ ظرفیتها و راههای بازدارندگی اش به بن بست رسیده است. از این منظر است که اکثریت تحلیلگران، مسیر موجود را سرنگونی رژیم می دانند.
در برابر شجاعت بی نظیر جوانانی که اراده کرده اند تا «انقلاب» نشده به «خانه» برنگردند، شب پرستان عمامه دار و دلواپسان رنگارنگ را بر آن واداشته تا زمین و زمان را به هم ببافند تا راه حلی برای توقف سیل خروشان خشم مردم پیدا کنند. جنایتکاری که نامش میلیونها بار به اسم دیکتاتور در خیابانهای ایران و جهان فریاد زده شده، تا چندین هفته در سک.ت به سر برد. او حتا برای دلگرمی اوباشان آتش به فرمانش هم به میدان نیامد. رئیسی (قاتل ۶۷)، تقلیدی از شاه هنگام فرار از ایران را آورده و گفت که صدای «اعتراض» را شنیده و باید بین «اعتراض و اغتشاش» تفاوت قائل شد. وی گفت: «مسولین باید آستانه تحمل خود را بالا ببرند... گفت و گو و بحث در مورد اصلاح روشها اشکالی ندارد و...».
وزیر علوم رژِیم روز یکشنبه ۱۰ مهر بعد از حمله وحشیانه به دانشجویان دانشگاه شریف، وارد این دانشگاه شد تا به قول خودش با دانشجویان معترض «گفتگو» کند. گفتگو در قاموس رژیم یعنی سرکوب.
آیت الله هایی که جرئت قدم زدن در خیابان را ندارند، در حال نسخه پیچی هستند. آخوند مقتدایی عضو خبرگان ولی فقیه گفت: «گشت ارشاد خیلی موفق نبوده؛ باید به آنها تذکر داد/ ناآشنایان با مشکلات مردم نظراتی می دهند که به ضرر نظام است».
آیت الله اعرافی، مدیر حوزه جهل و جنایت به درستی تصویری از آینده را ترسیم کرده است: «اگر جلوی کسانی که شال و روسری بر می دارند و آتش می زنند گرفته نشود، به سراغ عبا و عمامه نیز خواهند آمد». گرچه این آخوند ترسو از طریق یکی از نزدیکانش مجبور به تکذیب حرفهایش شد، اما واقعیت تنفر از «آخوند» آشکارتر از آن است که بشود آن را پنهان کرد و شعار «آخوند باید گُم بشه» این حقیقت را عریان کرد.
مجلس نشینان که شهامت رفتن با دست خالی به خیابان را ندارند، در صحن مجلس با دهنهای کف کرده شعار داده و خون خودشان را به «رهبر» شان نثار کردند. نایب رئیس کمیسیون امور داخلی مجلس ارتجاع گفت: «مجلس به دنبال ایجاد بستری قانونی برای شنیده شدن اعتراضات مردم است.» البته وی بستر مناسب را برای احزاب «شناسنامه دار» که همان حکومتیها هستند، در نظر گرفت.
دختران دانشجوی دانشگاه الزهرا، روز شنبه ۱۶ مهر، با شعارهای «رئیسی برو گمشو»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر»، از رئیسی استقبال کردند که به مناسبت آغاز سال تحصیلی به این دانشگاه رفته بود.
رئیسی زیر رگبار شعارهای ضد نظام و ضد خودش گفت: به «دانشجویان اجازه تحقق خیالهای باطل را در محیط دانشگاه» را نخواهیم داد. زهی خیال باطل!
روز شنبه ۱۶ مهر، نقطه عطفی در قیام ۲۴ روزه ایران زمین بود. در بسیاری از شهرها، خیابانها زیر گامهای استوار جوانان قیام کننده تسخیر شده بود. تسخیر محله هایی مانند نازی آباد، که ساکنان آن زحمتکشان هستند، پیوند مبارزات را نشان می دهد.
تهدیدهای سردمداران رژیم در سی و شش روز گذشته، بیچارگی و ناتوانی دستگاه سرکوب در مهار قیام را نشان می دهد. رژیم با گسیل همه مزدورانش، با اسلحه های جنگی و ساچمه ای، با راه اندازی ساندیس خورها در خیابان و با استفاده از همه رسانه های حکومتی در تخریب قیام آفرینان و جعل واقعیت کف خیابان و... نتوانست خیابان را از زنان و مردان شورشی خالی کند.
همبستگی سراسری ایرانیان در خارج از ایران در ۱۵۰ شهر همزمان با حضور زنان و مردان شورشی در خیابانهای کشور، صدای تَرکه های خشم مردم بر پیکر لِهیدِه و فرتوت جمهوری اسلامی را به سراسر جهان رساند. همایش دستکم ۱۰۰ هزار نفر از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی، در برلین در حمایت از مردم به پا خواسته ایران، نقطه عطفی در همبستگی و نشان دادن چهره ای نو از مردم ایران در سطح جهان بود. مهمترین آن، تمایز گذاشتن بین مردم و حکومت و این که رژیم نماینده آنها نیست را به چهارگوشه جهان نشان داد.
اراده دختران شجاع در کف خیابان برای برچیدن بساط دیکتاتوری، قوی ترین ضربه را بر پیکر رژیم ولایت فقیه وارد کرده است. این ضربه بر «قلب و مغز» نظام، بدون شک تحولی عظیم در ایران و در ادامه با گسترش آن برای زنان کشورهای خاورمیانه در مبارزه برای برابری جنسیتی خواهد بود.
تداوم خیزشهای خیابانی با خواست مشخص سرنگونی رژیم، گام بلندی در جنبش ضد دیکتاتوری علیه ولایت فقیه برداشته و مسیر آن به سوی انقلاب است. مردم ایران برای این بپاخاسته اند تا «فلک را سقف» بشکافند و «طرحی نو» دراندازند.


منبع: نبرد خلق شماره 456، یکشنبه اول آبان ۱۴۰۱ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۲
http://www.iran-nabard.com/N456/falak%20456.htm