مِصداق «فالوده با گرگ، گریه با چوپان» از نگاه «آقا» - مهدی سامع

نود و هفت روز از شروع خیزش انقلابی مردم ایران می گذرد و جامعه کماکان در تَب و تاب تغییر، شور و غوغا به پا می کند، تبهکاری و بَربَریت نظام را به سخره می گیرد، پِلِشتی خلافت را عریان می کند و به حاکمان جَبار پیام می دهد که؛ ما قیام کرده ایم تا شما را سرنگون کنیم!
جرقه این قیام سِتُرگ با قتل زنده یاد ژینا (مهسا) امینی زده شد و مارش انقلاب با گامهای استوارِ زنان و مردان ایران زمین در روزها و شبها، در شهرها، شهرکها و روستاها، دانشگاهها و مدارس و کارخانه ها و... از روز ۲۵ شهریور آغاز و تاکنون ادامه دارد. در برابر این پیکار سرنوشت ساز، ولی فقیه نظام همه شِگِردهای خود را به کارگرفته تا با کمک سرکوبگران، غارتگران، اَنگلها، آدمکُشان، تَجاوزکاران، لومپنها، جِنگیرها و همه آنهایی که فاقد حداقل شرافت هستند، انقلاب را سرکوب و خاموش کند. در این سه ماه مزدوران سرکوبگر نظام چندین بار ابلهانه و شاید خودفریبانه ندای پیروزی سردادند و جامعه را آرام اعلام کردند و هر بار خروش «مرگ بر دیکتاتور» خوابهای آنان را آشفته کرد. در شبکه های اجتماعی فرازهایی از سخنان سلامی، سرکرده کل سپاه پاسداران را ردیف کرده اند که طی سه ماهه اخیر گفته است: آخرین روز شما بود، دیگر به خیابان نیایید. (۷ آبان)/ ما خیلی خطرناکیم مراقب باشید. (۳ آذر)/ ما ناز مردم را می خریم. (۱۰ آذر)/ امروز شرایط عادی نیست.( ۲۵ آذر)
حرف آخر پاسدار سلامی بیان واقعیت میدان، البته تحت فشار جامعه، است. این «غیر عادی» بودن به بیان دقیق تر، شرایط و بحران انقلابی است. در چنین شرایطی است که انبوه مردم دیگر نمی خواهند به شکل سابق زندگی کنند و حکومت هم دیگر نمی تواند به شکل سابق حکمرانی کند. رویدادهای سه ماه گذشته و به خصوص سه روز آخر ماه آذر، موقعیت مردم را به روشنی نشان می دهد.

وجه دوم که به حکومت برمی گردد را می توان در کلام اُرگان بیت خامنه ای دید. توجه به حرفهای کارگزاران نظام و پیرامون آن، به ارزیابی از موقعیت انقلاب کمک خواهد کرد.
حسین شریعتمداری در اُرگان بیت، خشم ولی فقیه از خواص را چنین به تصویر می کشد: «نباید نقش برخی از جریانات آلوده داخلی که سابقه سیاهی در همراهی با دشمنان را در کارنامه خود دارند نادیده گرفت. این طیف بارها نشان داده‌ اند که با گرگ فالوده می‌ خورند و با چوپان ‌گریه می‌کنند! شرح این ماجرا به درازا می‌ کشد و به وقت دیگری می‌گذاریم.» (کیهان، دوشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۱) دو روز بعد در همین رسانه حکومتی مقاله ای به عنوان «یادداشت میهمان» منتشر شد. نویسنده در آغاز می نویسد: «در سالهای اخیر و به‌ ویژه در یک سال گذشته به عیان شاهد حجم عظیمی از پروپاگاندا و سیاه‌ نماییهای خبیثانه و دروغگوییهای رسانه ‌های آمریکایی- صهیونیستی به ‌خصوص فارسی ‌زبان و همچنین از سوی برخی از خواص و سیاسیون و رسانه ‌های مدعی اصلاح ‌طلبی در داخل و به تعبیر رهبری "دنباله ‌روهای داخلیِ دشمنان حقیر" بودیم و بر پایه همین "دروغ و دروغ ‌پردازیها" بسترساز این همه شرارت و جنایت در کوچه و خیابان و تهدید و تعطیلی کسب و کار مردم شدند و مانع حل مشکلات کشور می‌شوند... نمی ‌توان باور کرد کسانی که در قامت رئیس ‌جمهور و وزیر و وکیل و... در این نظام مسئول بودند، ناآگاهانه و بدون تحقیق موضع‌ گیریهایی کنند که زمینه ‌ساز ریخته شدن نابحق این همه خون بی ‌گناهان شوند. این که چنین افرادی هم در ابتدا با مواضع خود به خاطر دستمالی، قیصریه را به آتش کشیدند و برای فوت طبیعی یک دختر کُرد اشک تمساح ریختند و مثل فتنه ۸۸ به‌ دنبال کشته ‌‌سازی و موج ‌سواری بودند و هم حالا برای قاتلان مردم کوچه و خیابان که بر بستر مواضع منافقانه آنها دست به چنین جنایات و شرارتی زدند‌، اشک تمساح می‌ریزند‌، شکی باقی نمی‌گذارد که این جماعت بدون تحقیق و از سر دلسوزی چنین مواضع شاد و دشمن شادکنی نگرفتند و برعکس خود رهبران و لیدرهای داخلی آشوبها بودند!»

از این چند جمله، که انباشته از وقاحت و بی شرافتی است، برای مثال شهادت ژینا امینی که به دست حکومت به قتل رسید را «فوت طبیعی یک دختر کُرد» جا می زند، مصداق کسانی که با گرگ فالوده می خورند و برای چوپان گریه می کنند معلوم می شود.

نمونه سوم حمله اُرگان بیت به عبدالله نوری است. کیهان روز دوشنبه ۲۸ آذر نوشت: «مدعیان مفلوک اصلاحات به فرموده کارفرمای خود یکی یکی به میدان می آیند تا شکست خوردگی راهبردی دشمن را پنهان کنند و به تقویت تروریستهای تجزیه طلب ادامه دهند. از جمله این مدعیان می توان خاتمی و محقق داماد را نام برد... اخیراً نیز عبدالله نوری یکی دیگر از پادوهای دشمن بیانیه ای داده تا عصا زیر بغل دشمن سیلی خورده از ملت بگذارد... این طیف وطن فروش و نوکر بیگانگان را باید پای میز محاکمه کشید و متلاشی کرد».

این خشم را آخوند دژکام، روضه خوان نماز جمعه شیراز چنین بیان می کند: «این را دیگه آقا، مقام معظم رهبری با یک تبیین روشن و واضحی به همه مان گفت که امروز جریانهای مختلف سیاسی در کشور ما هست که همه شان می گویند ما نظام جمهوری اسلامی را قبول داریم ما ایران قوی را می خواهیم، شعار می دهند برای این. اگر راست می گویید چرا همدیگر را این طور دارید توی سر هم می زنید! الان دشمن ریخته توی سر ما پس چرا توی سر هم می زنید؟ دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس؟» (تلویزیون شبکه فارس، شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۱)

پُر روشن است که کلمات «رئیس جمهور و وزیر و وکیل و...»، همچون خاتمی، محقق داماد و نوری خودسرانه ردیف نشده و این خامنه ای است که خشم خود را از «خواص» به شکل لُخت نشان می دهد. خامنه ای به ناچار و بنا به الزامهای حفظ استبداد دینی، رئیسی را بر «خودیها» تحمیل کرد تا از «آتش فتنه» در امان باشد. اما اکنون که همهِ اندوختهِ خشم و نفرت خلق و همهِ توش و توان جنبشها، اعتراضها و خیزشهای پیش از برگماری قاتل ۶۷، به شکل قیام توده ای و سراسری نمود پیدا کرده و بدون شکاف در برابر ولایت خامنه ای قرار گرفته، ولی فقیه هم با بی سابقه ترین قیام توده ای درگیر شده و هم نزدیک ترین خودیها را از دست داده است. او به راستی از توده ها وحشتزده و از خواص خَشمگین شده است.
این خواص محدود به آن کسانی که نویسندگان کیهان از آنان نام برده و یا بدون نام فقط آدرس آنها را داده اند، نیست. آخوند مرتضی مقتدایی، رئیس سابق دیوان عالی و بیدادستان سابق کل ولایت از جمله کسانی است که در مورد حکم اعدام در مورد اتهام «محارب» احکام بیدادگاههای نظام را مورد نقد قرار داده است. نمونه دیگر موضع محمد سرافراز که منصوب ولی فقیه در شورای عالی فضای مجازی است و پیش از این مدتی ریاست سازمان صدا و سیما رژیم را برعهده داشت، است. او گفته است که شکل حکمرانی در کشور «قابل دوام نیست» و حکومت «به حالت فلاکت رسیده که نمی تواند کوچکترین خواسته مردم را جواب دهد». او پیام می دهد که «این روش برخورد و زدن و گرفتن و کشتن جواب نخواهد داد و دیر یا زود به بن‌ بست می‌ رسد و باید این روش را کنار گذاشت و باید به پایان برسد».

ثبت ترازنامه آن چه مردم ایران در بیش از سه ماه آفریدند، کاری شدنی ولی در محدوده این نوشته کوتاه جا نخواهد داشت. انقلاب روزانه به ثبت می رسد و سازندگان تاریخ جدید ایران در جنگ و گریز در خیابان و یا در زیر شکنجه تبهکاران در زندانها و... هستند. این بَرگهای پُرشکوه تاریخ ایران زمین را نمی توان با کالاهای بُنجل ارگان بیت وارونه جلوه داد.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۵۸، پنجشنبه اول دی ۱۴۰۱ - ۲۲ دسامبر ۲۰۲۲

http://www.iran-nabard.com/N458/yad%20458.htm