"نسل کشی" و "پاک سازی قومی" - زینا کواکس / ترجمۀ حماد شیبانی


فرانچسکا البانی، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد برای سرزمینهای اشغالی فلسطین، می گوید که وضعیت در غزه "ساعت به ساعت بدتر می شود." او از اصطلاحات "نسل کشی" و "پاکسازی قومی" برای توصیف اقدامات اسرائیل استفاده می کند.
شمار هولناک کشته شدگان همچنان در حال افزایش است. به گفتۀ وزارت بهداشت فلسطین، از هفتم اکتبر و حملات مرگبار حماس، تاکنون (28 دسامبر)۲۱ هزار و ۱۰ نفر از جمله ۶۳۰۰ زن و ۸۸۰۰ کودک در نوار غزه کشته شده اند. بمباران اسرائیل هر روز صدها نفر را می کشد. پس از آن که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در ۲۵ دسامبر "تشدید جنگ" را اعلام کرد، به ویژه مرکز منطقه محاصره شدۀ غزه، هدف قرار گرفت. مجروحان در وضعیتهای خطرناک در بیمارستانهای ویران شده در سراشیبی مرگ هستند. به گفتۀ سازمانهای بهداشتی غیردولتی، آنها بدلیل آسیبهای جدی تقریباً شانسی برای زنده ماندن ندارند.
در مصاحبه ای با مدیاپارت، وکیل ایتالیایی "فرانچسکا البانی"، که از سال 2022 گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد برای سرزمینهای فلسطینی اشغال شده است، در توصیف این جنگ، به کرات کلمات توصیف کنندۀ "نسل کشی" و "پاکسازی قومی" را به کار می برد. کلماتی که توسط بسیاری از سازمانهای فلسطینی هم مورد استفاده قرار می گیرد و موضوع بحثهای داغ است، (برخی استدلال می کنند که کلمۀ "نسل کشی" به طور فزاینده ای برای اشاره به آنچه امروز در غزه اتفاق می افتد استفاده می شود. استفاده ای که از نقطه نظر قانونی نامشخص است اما در حال حاضر اثرات سیاسی دارد). به گفتۀ این وکیل، آنچه در غزه اتفاق می افتد را می توان با نسل کشی در رواندا و بوسنی مقایسه کرد. اما مهمتر این که، او از "پاکسازی قومی" هم صحبت می کند.
مدیاپارت: وضعیت امروز غزه را چگونه توصیف می کنید؟
فرانچسکا البانی: وضعیت ساعت به ساعت بدتر می شود. تعداد کشته ها و زخمیها همزمان با ناامیدی مردم در حال افزایش است. اسرائیل در حال انجام کاری بسیار شریرانه است که تا آنجا که من می دانم مشابه آن هرگز در تاریخ اتفاق نیفتاده است. جنگ غزه را می توان با نسل کشی در رواندا و بوسنی مقایسه کرد، با این تفاوت که امروز، در رابطه با غزه، اطلاعات سانسور می شود و جرم نامرئی می ماند. شرارت در این است که اسرائیلی ها به خوبی می دانند که آنچه انجام می دهند جنایتکارانه است و آن را برای امنیت خود لازم جلوه می دهند در حالی که می دانند هیچ ضرورت نظامی توجیه کننده ای وجود ندارد. آنها از یک جمعیت ناامید و بی دفاع سوء استفاده می کنند.

ـ آیا فکر می کنید اصطلاح نسل کشی مناسب است؟
ـ به نظر من، استفاده از اصطلاح نسل کشی در مادۀ 2 کنوانسیون نسل کشی، در مورد شرایط فعلی غزه کاملاً بجا است. از بین بردن ظرفیت بیمارستانها برای درمان مجروحان و مسدود کردن عرضۀ نیازهای اساسی یک مثال است. علاوه بر بمباران سنگین، فلسطینی ها به دلیل کمبود دارو، کمبود آب و غذا و بیماریهایی که در میان مردم گسترش می یابد، می میرند.
من شخصاً پاکسازی قومی را محکوم می کنم. اسرائیلی ها در مورد مهاجرت داوطلبانه صحبت می کنند، اما چه ارادۀ آزادی در اینجا وجود دارد؟ امروزه تقریبا دو میلیون نفر بی خانمان هستند و اسرائیل مردم را مجبور به نقل مکان می کند. مردم، از جمله کودکان، گرسنگی می کِشند و دسته جمعی شکنجه می شوند. بنابراین خطر نسل کشی، هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می شود: این امر زمانی کاملاً روشن می شود که به سخنرانیهای سیاستمداران و سربازان اسرائیلی که خواستار ریشه کن کردن فلسطینی ها از غزه هستند گوش می دهیم. اسرائیلی ها در کشتار و جنون مرگبار خود، تمام معانی شرم را از دست داده اند. آنها طوری در مورد اعمال خود صحبت می کنند که گویی طبیعی است که آرزوی نابودی بخشی از یک ملت را داشته باشند.

ـ آیا می دانید که کلمۀ نسل کشی، با توجه به تداعی که می تواند با "شوا" انجام شود، که منجر به ایجاد دولت اسرائیل شد، برای برخی قابل شنیدن نیست؟
ـ پس از آنهمه رفتار غیرانسانی و تبعیضی که یهودیان در طول تاریخ خود تحمل کرده اند، DNA آنها ارتباط نزدیکی با آزار و اذیت دارد. بنابراین من شوکی را که آنها در هفتم اکتبر احساس کرده اند درک می کنم، این یک خشونت ویژه علیه آنان بود. من همچنین ترسی را که اسرائیلی ها ممکن است داشته باشند درک می کنم. آنها با احساس خطر بزرگ روبرو هستند. من اغلب از "نوریت پلد الهنان"، آکادمیسین اسرائیلی نقل قول می کنم که می گوید اسرائیلی ها با احساس خطر از وجود فلسطینی ها به عنوان خطری برای موجودیت خودشان تربیت و بزرگ می شوند. حتی در کتابهای درسی این روایتها نوشته شده و مبنای آموزش کودکان است. از سوی دیگر، در حالی که اصطلاح نسل کشی اتهام سیاسی است، تعریف قانونی آن فقط به مردم یهود تعلق ندارد. پیش از آنها، آلمانی ها مرتکب نسل کشی علیه مردم "هررو" (Héréros) در نامیبیا شده بودند [بین سالهای 1904 و 1908ـ یادداشت سردبیر]. من درک می کنم که این بحث چقدر ظریف است. و دقیقاً به همین دلیل است که تأکید می کنم درسی که نسل کشی علیه یهودیان به ما می دهد آنقدر قدرتمند هست که بفهمیم ما مسئولیت جمعی داریم، این عمل را در هرجای دیگری هم که اتفاق بیفتد، باید به عنوان جنایت به رسمیت بشناسیم.
هیچکس نباید بالاتر از قانون باشد. جنایات اسرائیل را نمی توان با رنجهای گذشتۀ یهودیان توجیه کرد. تراژدی اروپا در مورد فلسطینی ها معکوس شده است، هفتاد و پنج سال است که ملتی برای جنایاتی که مرتکب نشده است، بهائی سنگین پرداخت می کند.

ـ آیا استفاده از کلمۀ نسل کشی به جامعۀ بین المللی و نهادهای سازمان ملل متحد نیز برای فعال کردن فرایندهای قانونی موجود هشدار می دهد؟
ـ دقیقاً. نسل کشی، بیش از هر جنایت دیگری علیه بشریت، وظیفۀ جلوگیری ایجاد می کند. به ویژه از آنجا که نیازی به اثبات وجود یک نسل کشی مداوم نیست، بلکه حتی اگر فقط خطر نسل کشی وجود دارد. دولتها موظفند به طرق مختلف مداخله کنند. اول باید صادرات سلاح و کمکهای نظامی به اسرائیل متوقف شود. دوم، منشور سازمان ملل اقدامات دیپلماتیک و سیاسی را ارائه می دهد که می تواند منجر به تعلیق روابط دیپلماتیک با شرکای اصلی اسرائیل شود. من به ویژه به اتحادیۀ اروپا، ایالات متحده و کانادا فکر می کنم که با قطع نکردن روابط خود با دولت یهودی، فعالانه از آنچه در سرزمینهای فلسطینی اتفاق می افتد حمایت می کنند.

ـ این کشورهایی که شما اشاره کردید همان کسانی هستند که مخالف تحقیقات دیوان کیفری بین المللی (ICC) در مورد سوءاستفاده های اسرائیل در سرزمین های فلسطینی هم هستند.
ـ کشورهای غربی در دو سطح نفوذ دارند. اول، آنها همیشه با هرگونه اقدام قانونی فلسطینیان و مقاومت مسالمت آمیز آنها مخالفت کرده اند. سازمانهای غیردولتی فلسطینی تلاش کرده اند از کانالهای قانونی مانند دیوان بین المللی دادگستری و دادگاه بین المللی جزایی استفاده کنند. کشورهای غربی همواره به اتکای آرای مختل کننده، با این موضوع مخالفت کرده اند، گویی ملاحظات سیاسی می تواند عدالت جهانی و داوری عادلانه را نابود یا خنثی کند. این امر احساسی بشدت دردناک و بسیار قوی از وجود استانداردهای دوگانه در سطح جهان رسمی در میان فلسطینیان ایجاد کرده است. این نومیدی بسیار خطر ناک است.
نکتۀ دوم این است که این استاندارد دوگانه در استفاده از رویۀ کیفری به آشکارترین شکل دیده می شود. در زمان تحقیقات دادگاه بین المللی جزایی پیرامون جنگ اوکراین، بسیاری از کشورهای غربی از نظر مالی و مادی به عملکرد دادگاه بین المللی جزایی کمک کردند. تحقیقات در سرزمینهای فلسطینی تنها در سال 2021، پنج سال پس از ثبت آن اغاز شد. تنها در سال جاری، پس از وقایع ۷ اکتبر، دادستان دادگاه بین المللی جزایی از الرفح و اسرائیل درخواست دیدار فوری کرد.

ـ سالهاست که ما شواهدی از جنایات جنگی، به ویژه در کرانۀ باختری داریم: اسناد مربوط به این شکایت فراوان است و مستقیماً از سوی دولت اسرائیل می آید. پس برای صدور حکم اجرائی منتظر چه هستیم؟
ـ بدیهی است که من می دانم که فشار سیاسی بر دادگاه بین المللی جزایی، به ویژه از سوی ایالات متحده وجود دارد. من تهدیدات ایالات متحده علیه دادستان کل سابق، "فاتو بنسودا"، قبل از اینکه تحقیقات در مورد جنایات ادعایی سربازان آمریکایی در افغانستان را آغاز کند، نیز دقیقاً به یاد می آورم.

ـ در حال حاضر، شورای امنیت سازمان ملل متحد عمدتاً به دلیل هیمنۀ آمریکا، قادر به دستیابی به توافق برای آتش بس پایدار در غزه نیست. آیا این بدان معنی است که سیستم سازمان ملل فلج شده است؟
ـ سوال کاملا بجائی است که فایدۀ این شورای امنیت چیست و به چه درد می خورد اگر تنها در جهت منافع دوستان ایالات متحده عمل کند. من جوابی ندارم. من می خواهم امروز یک اقدام شجاعانه در جهت دیگر ببینم، اما پیش بینی آن دشوار است. در عین حال، جامعۀ اسرائیل درک نمی کند که چرا فقط ایالات متحده مخالف آتش بس است. به غیر از روزنامۀ هاارتص و وب سایت +972[که ما بارها از مقالاتشان به فارسی ترجمه کرده ایم]، هیچ رسانۀ اسرائیلی از آنچه واقعاً در غزه اتفاق می افتد گزارش نمی دهد.

ـ اسرائیل همواره اجازه داشته است که خودسرانه عمل کند و از تعهدات سازمان ملل متحد با معافیت کامل نجات یابد یعنی فرار کند. 75 سال پیش، سازمان ملل متحد دولت اسرائیل را با رأی مجلس خود ایجاد کرد. امروز اسرائیل "انتونیو گوترش"، دبیرکل سازمان ملل را به یهودستیزی متهم می کند و از پیروی از درخواستهای او امتناع می کند. چگونه می توانیم روابط بین سازمان ملل متحد و دولت امروز اسرائیل را توصیف کنیم؟
ـ رابطۀ آنها پر تنش است. اسرائیل همواره خود را مجاز دانسته است که خودسری کند و از تعهدات سازمان ملل متحد با معافیت کامل برخوردار شده است. پیشینیان من، گزارشگران سازمان ملل برای سرزمینهای فلسطینی، "مایکل لنک" و "ریچارد فالک"، مانند من، دریافت کنندگان شانتاژ، توهین و سرزنش بوده اند. اعضای کمیسیون تحقیق در مورد اسرائیل و فلسطین نیز مورد شانتاژ و بدرفتاری قرار گرفته اند. همۀ اینها تحمل شد. و نتیجۀ این سیاست اکنون منجر به پرخاشگری اسرائیل نسبت به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد هم شده است. ما هیچ محدودیتی در برابر رفتار این کشور قرار ندادیم و او مدام بیش از حد در تجاوز به قوانین پیش رفت. نیاز فوری برای پایان دادن به این معافیت زورمدارانه از مجازات، قبل از اینکه کشورهای دیگر از این مثال پیروی کنند، وجود دارد.

ـ در مورد حل و فصل جنگ، چه نتیجه ای می توان تصور کرد؟ آیا غزه همچنان وجود خواهد داشت؟ اگر چنین است، چه کسی آن را اداره خواهد کرد؟
ـ تنها راه پایدار برای خروج از این چرخۀ جنون، داشتن یک برنامۀ بلند مدت است که اجازۀ برقراری مجدد حاکمیت قانون و قوانین بین المللی را می دهد. حکومت نظامی اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین، که منجر به سرکوب دائمی مردم این کشور می شود، دیگر نمی تواند ادامه یابد. اشغال نظامی باید پایان یابد و لازم است ارزیابی شود که آیا شهرک نشینان در کرانۀ باختری باید آن را ترک کنند یا خیر.

ـ اقدامات وحشیانۀ اسرائیل صحنه را برای رادیکالیزه شدن فلسطینی ها در جامعه ای که قبلا به شدت سکولار بود، آماده می کند.
ـ اول و مهمتر از همه، آتش بس باید اعلام شود و ومأموران صلح و حفاظت از آتش بس سازمان ملل متحد باید در سرزمینهای فلسطینی مستقر شوند، که همچنین اجازۀ غیرنظامی کردن قلمرو و ورود کمکهای بشردوستانۀ لازم را بدهند. در سالهای بعد، بدیهی است که انتخابات باید برگزار شود تا مشخص شود چه کسی سرزمینهای فلسطینی را اداره خواهد کرد. متأسفانه امروز جلوگیری از رأی دادن به حماس بسیار دشوارتر خواهد بود.
علاوه بر این، اگر هدف عملیات نظامی اسرائیل مبارزه با "رادیکالیزم" حماس باشد، نتیجۀ عکس می دهد. اقدامات وحشیانۀ اسرائیل صحنه را برای رادیکالیزه شدن جامعه ای که قبلا به شدت سکولار بود، آماده می کند. اجازه دهید به شما یادآوری کنم که حماس قبل از دهۀ ۱۹۸۰ وجود نداشت، این محصولی اشغال و سرکوب است.

مدیا پارت ـ 28دسامبر 2023