جدال «پاجوش» با «چنار»، ولی فقیه در کدام طرف؟ - مهدی سامع

پیرامون شُعبده ای که در روز یازده اسفند سال ۱۴۰۲ با نام «انتخابات» رونمایی شد، حرف و حدیث زیادی نوشته و گفته شد. خروجی این معرکه گیری برای نظام یک «فاجعه بی سابقه» و برای مردم یک «کُنش مبارزاتی قدرتمند» را به ثبت رساند. مقام معظم بیهوده تلاش می کند که صورت سرخ شده از سیلی مردم را به حساب پیروزی در «جهاد» واریز کند. حرفهای نایب خلیفه اش در خراسان «پَتِه رونق» نمایش انتخابات را روی آب آورد.
به گزارش رسانه های حکومتی، خامنه ای در روز سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲، بعد از کاشت درخت در روز درختکاری گفت: «لازم می دانم اشاره کنم به موضوع مهم انتخابات و از ملت ایران تشکر کنم به خاطر حضورشان در پای صندوقهای رای هم یک وظیفه اجتماعی و تمدنی رو ملت ایران با این حضور انجام دادند هم یک جهاد انجام دادند. این جهاد چرا چون در مقابل تبلیغات دشمنان بود حدود یک سال تقریبا دشمنان ملت ایران [بخوانید ولی فقیه]، دشمنان ایران [بخوانید خلافت] اسلامی، دشمنان جمهوری اسلامی از اطراف دنیا تلاش کردند که مردم را منصرف کنند از انتخابات و انتخابات رو از رونق بیندازند مردم با حضور خودشون در پای صندوقها در مواجه با این حرکت دشمنان یک حرکت بزرگ و حماسه آمیزی [بخوانید تحریم گسترده] را انجام دادند بنابراین این جهاد بود.» ابعاد خُرافه بافی در این سخنان به حدی بود که هنگام پخش این سخنان در تلویزیون دولتی، صدای «قار قار کلاغها» هم درآمد.
آخوند تبهکار علم الهدی، عضو مجلس خبرگان ولی فقیه و گُماشته خامنه ای در خراسان در مورد این که اکثریت مردم، به اعتراف کارگزاران نظام در انتخابات شرکت نکردند، گفت: «در اسلام اکثریت به خودی خود مورد پذیرش قرار ندارد و فقط در جایی که رجحان ثبوتی در خصوص موضوعی مشخص نبوده یا مردد باشد از باب تشخیص رجحان اثباتی به اکثریت مراجعه می‌ شود، در این میان مراد از اکثریت، اکثریت متدین و متعبد است نه اکثریت عاصی و متمرد، بنابراین برای اکثریتی که به دستور و فرمان رهبری در خصوص شرکت در انتخابات عمل نکردند، در مقابلِ رجحان اثباتی اقلیت جایگاهی وجود ندارد.» (تسنیم، سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲)
این که برای «انتخاب شوندگان» در یک نهاد عرفی، برای مثال «مجلس قانونگذاری»، نیاز به «رجحان ثبوتی» ندارد، بیان این واقعیت است که در نظام ولایت فقیه اصل «انتخاب مردم» به رسمیت شناخته نمی شود. در مورد آخرین نمایش موسوم به انتخابات، شمار کثیری رای «باطله و سفید» وجود داشت که افراد «متدین و متعبد» به استبداد دینی را در «اقلیت مطلق» قرار می دهد و این هم یک واقعیت در نظام حُکمرانی بر پایه استبداد دینی است.

نظام «متدین و متعبد» به استبداد دینی در اقلیت مطلق
می دانیم که حکومت پیرامون نمایشهای انتخاباتی همیشه دروغ می گوید و در اساس در این نظام یک اصل نهادینه شده دروغ است. با این حال آمار دولتی پیرامون آخرین شُعبده انتخاباتی گویای این حقیقت است که حکومت «مُتدین و مُتعبد» به استبداد دینی در اقلیت مطلق است.
بر اساس آمار رسمی که توسط وزارت کشور اعلام شده از مجموع ۷ میلیون و ۷۷۵ هزار و ۳۵۷ نفر صاحبان حق رای در حوزه انتخاباتی تهران، ری، شمیرانات، پردیس و اسلامشهر در مجموع یک میلیون ۹۱۴ هزار ۷۰۲ نفر پای صندوقهای رای گیری رفته اند. بر اساس همین آمار که شامل آرا باطله و سفید هم هست، نفر اول در این حوزه، آخوند نبویان، ۵۹۷ هزار و ۷۷۰ رای یعنی ۷.۶ درصد واجدان شرایط را کسب کرده است. اگر تعداد کسانی که رای باطله و سفید داده، را از تعداد کسانی که پای صندوق رفته اند کم کنیم، ابعاد تحریم بیشتر برجسته می شود. رسانه های حکومتی هم این واقعیت را تایید می کنند.
روزنامه حکومتی هم میهن در شماره روز چهارشنبه 2 اسفند 1402 ارزیابی مصطفی معین از رابطه بین مردم و حکومت را پوشش داد بر اساس این ارزیابی «بی اعتمادی در سطح عمومی به81 درصد رسیده است.»
محمد مهاجری، روزنامه نگار اصولگرا یک روز پس از نمایش انتخابات در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت: «نتیجه ‎انتخابات مجلس در اکثر شهرها حتی کلانشهرها و از جمله تهران عجیب و جالب است. یعنی نفر اول یا دوم، آرای باطله است. جا دارد به اعضای محترم ‎شورای نگهبان به خاطر این کاردستی هنرمندانه تبریک بگوییم.»
در همین روز، رسانه حکومتی نگین نیوز نوشت: «در حالی که حوزه انتخابیه شهریار، قدس و ملارد نزدیک به یک و نیم میلیون جمعیت دارد، نماینده اصولگرا این شهر با ۵۶ هزار و ۵۲۹ رای وارد مجلس شد. این در حالیست که در این حوزه ۵۴ هزار و ۱۹۵رای باطله به ثبت رسیده است.»
به گزارش روز یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ رسانه حکومتی چند ثانیه، آرای باطله در شهر تهران بیش از ۵۰۰ هزار رای (معادل ۲۷درصد آرای ماخوذه) است.
رسانه حکومتی هم‌میهن در شماره روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ نوشت: «متاسفانه بیش از 90درصد تاییدصلاحیتها در پشت آراء باطله قرار گرفتند؛ یعنی رای آنها کمتر از آراء باطله بود.»
رسانه حکومتی اعتماد در شماره روز شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۲ به نقل از علی ربیعی، از کارگزاران سیاسی امنیتی پیشین نوشت: «با محاسباتی از کف آرا در تهران و بیشترین رای به دست آمده، به نظر می ‌رسد بیش از ۵۰۰ هزار رای باطله در تهران وجود داشته است.»
رسانه حکومتی فرهیختگان وابسته به علی اکبر ولایتی، مشاور ولی فقیه، در شماره روز دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ از «پایین‌ترین مشارکت انتخاباتی تاریخ جمهوری اسلامی» از این
«جامعه در ناراضی ‌ترین شرایط ممکن سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» است و مهمتر از همه از این که :«پرونده حوادث ۹۸ و ۴۰۱ که در خیابان باز شده بود در میدان سیاست هیچگاه بسته» نشده است، گزارش داد.

راهبرد «خالص سازی»، «شَر» جدید
آن چه در بالا نوشته شد بخش کوچکی از بحران عمیق در روند «خالص سازی» برای ایجاد «تمدن اسلامی» است. اگر راهبرد یکدست سازی و در ادامه آن خالص سازی برای مقابله با بحرانهای بیشمار به شمول مقابله با انفجار و خیزش توده ای طراحی شده است، تا همین جا باید تاکید کرد که خالص سازی نه به «افسانه» که به «خُرافه» تبدیل شده است.
خامنه ای هزینه کنار گذاشتن «یاران پیشین» که «ارتشبد» های نظام بودند را پذیرفت تا برای مقابله با بحرانها از «شَر چالش» در درون هِرَم قدرت رها شود. اما خصلت و ماهیت نظام و از آن مهمتر وجود «بحران و شرایط انقلابی» در سپهر سیاسی ایران، این راهبرد را با چالشها و تنگناهای جدیدی روبرو کرده است و هنوز چند روز از «جهاد و حماسه» ولی فقیه نگذشته بود که دُمَل چرکین نظام سرباز کرد. خامنه ای این را به خوبی مشاهده کرد و گفت: «چیزی که می ‌تواند شیرینی مجلسِ جدید را نابود کند و از کارایی بیاندازد، سخنان اختلاف ‌انگیز و ستیزه ‌گریهای دشمن ‌پسند است.» (رسانه های حکومتی، پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۲) این «ستیزه گری» را آخوند حمید رسایی چند روز پیش از این سخنان شروع کرده بود.
به گزارش روز سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲ بسیاری از رسانه های حکومتی، حمید رسایی در سخنانی گفت: «از مردم تشکر ویژه دارم که فریب بازیهای جریانات سیاسی را نخوردند و فریب شعار وحدت و لیست واحد و این که لولویی هست و همه ما را می‌ خورد، نخوردند و انتخاب آگاهانه داشتند. امیدوارم در دوره‌های بعد شاهد باشیم تا کسانی نتوانند با روابط فامیلی و نزدیک شدن به چهره‌ ها و شخصیتها و کیف ‌کشی بدون اینکه صلاحیت لازم را داشته باشند در عرصه سیاست رشد کنند.» همه رسانه های حکومتی اعلام کردند که مخاطب رسایی کسی جز قالیباف نیست.
نکته جالب این که چند ساعت پس از سخنان ولی فقیه، تلویزیون تحت امر خامنه ای در یک برنامه زنده با حضور حمید رسایی این امکان را ایجاد کرد که وی قالیباف را به طور صریح به عنوان مخاطب سخنانش نام ببرد.
روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران بدون درنگ به حرفهای رسایی در پاسخ تندی نوشت: «رسایی -ردصلاحیت‌ شده در یکی از دوره ‌های پیشین- این ‌بار با تکرار واژه‌ هایی که شبکه ‌های صهیونیستی اینترنشنال و منوتو در دهان معاندان انداختند، مثل «کیف‌کشی» و «روابط فامیلی» برخی افراد را «رشدیافته بدون صلاحیت در عرصه سیاست» نامیده است. این حرف، گزاره بسیار دقیق و درستی است، اما مصداق عینی و اول آن خود اوست و باید نشان دهد که مراحل رشد سیاسی خودش چه بوده و از کجا آغاز کرده تا به اینجا رسیده است که در نخستین سخنان پس از انتخاب، همه دغدغه ‌های دلسوزان نظام و رهبری ‌معظم برای وحدت و انجام وظایف نمایندگی، بدون ورود به حاشیه ‌ها را به کنار زده و با یک فرمان تفرقه‌ افکن و توهم قدرت و ریاست مجلس به جلو آمده است.»

در میان چهار نفر اول از حوزه تهران که کارت سبز برای ورود به بهارستان اشغال شده گرفته اند، حمید رسایی نفر دوم است. نفر اول محمود نبویان، نفر سوم امیر حسین ثابتی و نفر چهارم محمد باقر قالیباف. سه نفر اول از جبهه پایداری و نفر چهارم کاندیدای اصلی «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب [بخوانید ارتجاع]» (شانا) بود. این ائتلاف با مدیریت حداد عادل هدایت می شد.
اکنون این سوال مطرح است که کاندیدای خامنه ای برای نشستن بر کرسی ریاست مجلس کیست؟ آیا قالیباف یا فرد دیگری که جبهه پایداری از آن حمایت کند. از نزدیکی و پیوستگی حداد عادل که مدافع اصلی قالیباف است با بیت همه اطلاع دارند و چیز پنهانی در این میان وجود ندارد. این جناب در مسند رئیس فرهنگستان ملاها، مبتکر واژه های «پاجوش» و «چنار» است. ارزیابی تاکنونی نشان می دهد که جبهه پایداری اکثریت نسبی را در اختیار گرفته است. اما بعید می دانم که بتواند نبویان و یا فرد دیگری از این جبهه را به رقبا برای ریاست بهارستان اشغال شده تحمیل کند، به ویژه اگر خامنه ای با آن مخالف باشد. ارزیابی و تحلیل من بر اساس بسیاری از گزارشهای رسانه ای شده این است که کاندیدای خامنه ای کسی جز قالیباف نیست. اگر این ارزیابی درست نباشد و خامنه ای به دنبال برگماری یک پایدارچی برای ریاست مجلس ارتجاع باشد، در عمل باند اطلاعاتی- امنیتی حسین طائب را برای اهداف بعدی اش تقویت کرده است. در هر دو حالت، نمی تواند چالش در نظام را با «شَر» جدیدی که ایجاد شده مهار کند.
شامگاه روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ در فیس بوک یادداشت کوتاهی نوشتم و با اندکی تغییر آن را بازنشر می کنم.
تحریم گسترده شُعبَده موسوم به انتخابات در روز جمعه یازده اسفند، یک خیزش سیاسی کلان است. این پیروزی برای خانواده شهیدان جنبش انقلابی و زندانیان سیاسی لحظه ای شادی آفرید. آمار سازی حکومت و تبلیغات مبلغان فرومایه رژیم نمی تواند در این واقعیت که تحریم به صورت گسترده عملی شده را تغییر دهد. چهل و نه سال پیش هم در چنین روزی (یازده اسفند ۱۳۵۳ خورشیدی) محمد رضا شاه احزاب فرمایشی را منحل و حزب واحد رستاخیز را اعلام کرد. به گمانم انتخاب یازده اسفند، از جانب ولی فقیه آگاهانه برای یادآوری آن روز نبوده، اما یک رویکرد مشترک دارد. یازده اسفند امسال تکامل سیاست یکدست سازی و ادامه آن خالص سازی است که مشابه رستاخیز شاه است. شاه با رستاخیز نتوانست نظام سلطنتی را بیمه کند و خامنه ای هم با رویکرد فعلی نمی تواند بحران فراگیر ولایت اش را مهار کند. جنبش انقلابی به پیش خواهد رفت.

منبع: نبرد خلق شماره ۴۷۵، چهار شنبه 1 فروردین ۱۴۰۳ - ۲۰ مارس ۲۰۲۴
http://www.iran-nabard.com/N475/yadasht%20475.htm